انسان زمانی خوشبخت و موفق است که بعنوان یک خانواده،جامعه و ملت خوشبخت باشد.
اگر کسی بعنوان جزوی از یک ملت خوشبخت است؛ این را میتوان در مایه های تجلی سعادت و احساس خوشبختی واقعی و ابدی دانست.
اگر من به تنهایی سرخوش و خوشبخت هستم این به جرعه آبی در بیابان میماند، چون اگر همه جا را تشنگی و گرمای سوزان بر گرفته، پس سیراب شدن موقتیست هر ساعت و هر روز این بلا سراغ فردی می آید که با چند بطری آب در بیابان پرسه میزند
ولی زمانی که چشمه های جوشان سرسبزی و طبیعت دل انگیز در جریان است، آنگاه دیگر تشنگی موقتیست و فرد تشنه با اندک زمان با دسترسی به یک چشمه و آب خود را سیراب خواهد کرد.
خوشبختی موقتی، بدبختی موقتی لوپ کلام این است
در هر سرزمینی که ریشه های یک هویت تمدن مدنیت آیین آداب، اخلاق و شرافت ،ایمان و صداقت،عقلانیت و جسارت وجود داشته باشد
آنجا حتما یک ملت_دولت پدید می آید.
همچون اقیانوس و خورشید که مابینشان همیشه حیات متولد میشود. باکی از فدا شدن ندارند و برای همدیگر هیچ و هست میشوند انسانها قطره های این اقیانوسند(ملت) که توسط خورشید(دولت) صیقل داده میشوند؛ پرواز میکنند به اوج میرسند کامل و بزرگ میشوند و دوباره به اقیانوس باز میگردند این زندگیست خوشبختی و سعادت است.
خورشیدی که به صحرای خشک بتابد موجب گرمای طاقت فرسا و خشکی ادامه دار میشود
و اقیانوس بی بهره از وجود خورشید به درون خود غرقیده و غلطیده و توسط خاک بلعیده و به بیابان تبدیل میشود؛
این همان فلسفه دولت_ملت است و کنگره شوشا(اجتماع آزربایجانیان جهان) اوج و نقطه همگرایی پیوند و زایش دوباره هست، قطره هایی که به خورشید پیوسته و حالا مثل باران به دریا بازمیگردند و همگرایی این دو؛ طبیعت_ سرسبزی و حیات را بوجود میاورد.
همانطور که «شارلدو مانتئسکیو» با نگاه و الهام از طبیعت،ایده آل ترین ساختار برای بشریت را رسم میکند.
بنده هم مثل همیشه از نظم طبیعت مثال میاورم نهایتِ عشق وصال است و وصال همان باغیست که شروع به حاصل دهی میکند؛
وصال خوشبختی را بوجود میاورد، ریشه را به آب میرساند و زندگی را بارها و بارها خلق میکند تا، چرخه حیات روی ریل خود قرار گیرد.
کنگره آزربایجانیان جهان همین وصلت است؛ وصلتی که بین اقیانوس و خورشید رخ میدهد و بارانی که از این وصلت به طبیعت سرزندگی طراوت و حیات دوباره را به ارمغان میاورد.
این کنگره وصلت بین ملت_دولت آزربایجان است؛ دو عاشق و معشوقی که همدیگر را بار دیگر به آغوش میکشند و از حرارت این آغوش حیات متولد میشود
آزربایجان پربار،غنی، بزرگ ،شکوهمند عزتمند،قدرتمند و سعادتمند میشود.
از این وصلت هر کنگره به مفهوم هر آغوش،
و اینبار حسرتی که پس از 30 سال، با رشادت و عقلانیتِ یک ملت_دولت پایان یافته.
معشوق و عاشقی چون قاراباغ و ملت_دولت آزربایجان؛ همدیگر را به آغوش کشیده اند، بر روی سینه و قلبشان جان نهاده اند بر روی «شوشا»
این اتفاق مبارک را نمیتوان در قامت یک حزب یا مسئول دولتی تعریف نمود تجمع سیاسی جناحی و یا معطوف به یک جریان نیست؛ بلکه
این وصلت،وصال یک دولت_ملت است به همین سادگی به همین روشنی..
و یک پرسش مهم این بین وجود دارد؛ آیا این وصلت، و این اجتماع، به زیان دیگران است؟
مثلا ضرری از این کنگره به همسایگان آزربایجان میرسد؟
در داستان اصلی/کرم و همه داستانهای عاشقانه،تنها یک فرد یا افراد بی خبر از خدا،ناخلف و خبیث با وصال دو عاشق مخالفت میکنند هیچگاه هیچ فرد سالم و صالحی با وصال و عشق و خوشبختی دیگران مخالفت نمیکند
بلکه فامیل اقربا و همسایه ها از وصلت جشن و سرور خوشحال میشوند و به آن جشن پیوسته، خودشان را شریک این خوشبختی و شادمانی میکنند میرقصند آواز سر داده و گل می افشانند.
بخشی از خاکهای تاریخی و اراضی قانونی کشور آزربایجان، تحت اشغال ارمنستان بود.
دولت_ملتِ آزربایجان، طبق موازین بین المللی و با پیروی از اصول و قوانین مورد قبول جامعه جهانی،خاکهای اشغالیشان را آزاد کرده و به مام میهن بازگردانده اند حالا جز اشغالگر چه کسی میتواند ناراحت باشد؟ جا دارد به تشنجهای فی مابین ایران و آزربایجان اشاره کنیم
اگر جمهوری اسلامی بعنوان حاکمیت ایران تابع تفکرات غیرانسانی و نفرت آلود پان آریاییهای سیه دل باشد سخنی نیست ولی اگر تابع عرف و موازین اسلامی_شیعی و قواعد بین المللی باشد پس ناراحتی در این بین جایگاه و مفهومی نخواهد داشت
جریان ابلیسانه نفوذیِ ایرانشهری که ظواهر را رعایت کرده و ولی درون خود افکار فاشیستی کریه و کثیف پهلویسم را یدک میکشد و به چشم عناد و دشمنی به همسایگان ایران نگاه میکند مدعیست که اگر جمهوری آزربایجان به هر شکلی در هر سطحی توسعه پیدا بکند قدرتمند و موفق شود باعث تهدید به ایران خواهد شد چون این موجودات عقب مانده و دیوانه فکر میکنند تورکهای ایران بخصوص ملت آزربایجان در ایران و فعالین مدنی شاعرین قشر هنرمندان و نخبگان این ملت به فکر تجزیه ایران هستند!!! و اگر جمهوری آزربایجان دارای ثبات امنیت پیشرفت و عزت باشد این کمکیست به تجزیه ایران!!!!
درحالیکه حتی یک مورد هم نمیتوان شواهد پیدا کرد که مردم عادی جامعه تورکها در ایران یا نخبگان و فعالینشان اقدام عملی یا بصورت لفظی خواستار تجزیه ایران باشند.
و بر حسب تجارب از افکار شیطانی مکتب فاشیسم این رویه،بهانه ای برای سرکوب مطالبات و حق حقوق ملتهاست
تا با مارک تجزیه طلبی،انسانها را از حقشان و خواسته هایشان محروم سازند.
ملت قهرمان آزربایجان همیشه در خدمت دیگر انسانها و ملتها بوده حتی در کل تاریخ هم این ملت دست به اشغال و یا تجزیه خاک یک سرزمین نزده و این تهمت و افترای ننگین فقط و فقط کار جاسوسان و عناصر پسمانده طاغوت پهلویست وگرنه مردمان ایران و جمهوری آزربایجان دارای اشتراکات دینی مذهبی مسلکی تاریخی و فرهنگی هستند و هر دو ساکنین این سرزمینها چه تورک باشد یا نه خواستار ثبات صلح امنیت توسعه و پیشرفت برای همدیگر میباشند.
یک نظری بر 6 گوشه ایران بیندازیم، کشورهای عربی کاملا وقف قدرتهای غربی و دشمن درجه یک ایران هستند لانه تروریسم کوردی در سرتاسر مرزهای عراق و تورکیه بر علیه ایران افکنده است.
از آن سمت طالبان و تروریستها و افراط گرایان از سمت دیگر روسیه استعمارگر و در این بین تنها دوست و همسایه واقعی که برای ایران باقیست جمهوری آزربایجان است در طول این 30 سالی که آزربایجان مستقل شده،مرز بین ایران و آزربایجان امن ترین مرز طول تاریخ ایران بود و هست حتی یک سنگ هم از آنسوی مرز به طرف ایران پرت نشده حتی یک شکارچی هم یک گلوله ساچمه ای بسوی ایران شلیک نکرده است.
همیشه ایرانیها به آزربایجان،اهالی آزربایجان به ایران سفر کرده اند ماهها سالها ویزا گرفته و همچون خانه خود در هر دو کشور زندگی کرده اند همه ایرانیها بدون استثناء میگویند وقتی میرویم آزربایجان اصلا احساس نمیکنیم به یک کشور دیگر رفته ایم و بالعکس آزربایجانیها هم همینطور.
آیا یک هزارم ناامنی و شرارتی که دیگران در مرزهای غربی و شرقی علیه ایران به راه می اندازند تا بحال در مرز آزربایجان دیده شده؟
آیا میتوان با وجود چنین واقعیتها و شرایط تصور کرد دولت آزربایجان یا فعالین مدنی در اینسو در ایران به فکر تجزیه ایران هستند؟ واقعا خجالت آور و خنده دار است من مطمئنم اگر جمهوری آزربایجان به اندازه روسیه مساحت داشته باشد و به اندازه آن دارای سلاح و ارتش قوی باشد بازهم تحت هیچ شرایطی علیه ایران جز روابط دوستانه و صمیمی هیچ اقدامی نخواهد کرد.
و باز هم کاملا مطمئنم نه ملت تورک در ایران نه فعالین مدنی آن اگر قدرت ده تا کشور را هم در دست داشته باشند به فکر تجزیه و تضعیف ایران نخواهند بود برعکس اگر چنین چیزی وجود داشته باشد مقابلش هم خواهند ایستاد چون ایران را همین تورکها ساخته اند حفاظت کرده و به این امروز رسانده اند.
ولی به ارمنستان به روسیه و به بقیه اطمینان ندارم چون آنها سابقتاً نشان داده اند اگر فرصتش را بیابند هر سرزمینی را اشغال و تجزیه خواهند کرد پس ما همگی، نویسندگان شاعران آشیقها فعالین مدنی و ملت تورک ایران بهمراه دولتمردان و دیگر هموطنانمان در ایران و دولت و ملت آزربایجان بر صلح برادری امنیت همکاری همراهی توسعه و سعادت مردمان هر دو سوی آراز تاکید کرده و آرزوی رفاه و خوشبختی به همه ساکنین این دو کشور را داریم.
رحمان اوکتای