آیا شخصیت فریدون روایت تقلیدگونه ی آریایی ها از اوغوزخان می باشد.؟/ائلناز مانداشلی
در روایات ایرانی آمده است که فریدون ممالک تحت حاکمیت خود را بین سه فرزندان خود تقسیم کرد و غرب را به سلم (سولم)و شرق را به تور داد که تورانیان(تورکان) از تور هستند و مرکز را به ایرج داد. در فصلنامه تخصصی اینجی دنیزیم به قلم میرستار گروس اوغلو محقق و نویسنده بیجاری می خوانیم که:” شخصیت های فریدون و اوغوزخان[ چه تاریخی و چه اسطوره ای] یکی هستند با این تفاوت که شخصیت فریدون روایت تقلیدگونه و شخصیت پرداز ی گرته برداری شده ی آریایی ها از اوغوزخان می باشد.”(اینجی دنیزیم، مقاله فریدون یا اوغوزخان : )
برای فهم دقیق و صحت و سقم ادعای آقای گروس اوغلو می توان به یکی از متون معتبر تاریخی یعنی کتاب جامع التواریخ خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی استناد کرد که تاریخ تورک ها مخصوصا اوغوزها را به صورت مفصل و مجمل ذکر کرده است.
در کتاب جامع التوایخ اثر ارزشمند خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی در خصوص تاریخ و حکایات اوغوزخان و فرزندان و نواده گان اوغوزخان می خوانیم:”در تاریخ و حکایات اقوام اوغوز و بیست و چهار شعبه مذکور از فرزندان و نوادگان اوغوزخان آمده است و به موجبی که در تواریخ اسلامیان،مذکور است و در تورات بنی اسرائیل مسطور، که نوح پیغمبر علیه السلام زمین را از جنوب تا شمال سه قسم کرد: اول را به حام از فرزندان خود داد که پدر سودان بود و میانه را به سام که پدر اعراب بود و سوم را به یافث که پدر اتراک بود و او را به جانب مشرق زمین فرستاد. لکن تورکان یافث را “آبابجه خان” خوانده اند(همدانی،1367: 29)
در ادامه ی حکایت فضل الله همدانی از تاریخ اوغوزها می خوانیم :”اوغوزخان شش پسر داشت: گون،آی،اولدوز،گؤک،داغ،دنگیز(دنیز). بعد از آن که اوغوز تمامت ممالک توران، ایران، شام، مصر،روم،افرنج و دیگر ولایات بگرفت و بعد آز آن که جمله را مسخر گردانیده بود.طوی بزرگی(مجلس بزرگی) آراست و جمعیتی عظیم ساخت. چنانکه نهصد سر مادیان و نود هزار گوسفند در آن طوی قربانی کرده بود. بعد از آن اوغوزخان “کمان زرین” را به پسر بزرگترین و دو برادر کوچکترش داد و تیرهای سه گانه اوغوز را به پسرهای کوچکتر از آنها و فرمود که اقوامی که از نسل سه پسری که کمان را به آنها داده است لقب و کنیت آنها “بوزوق” گویند و معنای بوزوق نیز “پاره کرده” است. از آن جهت لقب اینان این لفظ نهاد که کمان را به ضرورت پاره باید کرد تا قسمت توان کرد. سپس اوغوز خان سمت راست [ شرق مملکت اوغوز ] را به آنها داد.” (همدانی،جامع التواریخ، تصحیح دکتر بهمن کریمی،1367: 36)
سپس اوغوزخان لقب اقوامی که از نسل سه پسری که تیرها به آنها داده شده است “اوجوق = اوچ اوخ” کرد- اصلش اوج اوق است یعنی سه تیر و گفت لشگر دست چپ[ غرب مملکت اوغوز] از این سه پسر و فرزندانشان باشد و فرمود که منبعد فرزندان ایشان بدین لقب منسوب باشند.(همان،37 و 36)؛ کمان که به مثابه پادشاهی است به ایشان [پسران بزرگتر] داد و تیرها که به منزلت ایلچی ست به ایشان که در دست چپ هستند داد و فرمود که تخت پادشاهی و راه قایم مقامی من از آن قوم بوزوق است.(همان: 37)
اگر به ریشه ی زبانی اسامی تور(توج)، ایرج و سولم / سلم solem یا solim از زاویه ائتیمولوژی نیز نگاه کنیم می بینیم که ایرج و تورج هر دو کلمه ای تورکی می باشند و حتی ریشه نام سولیمان به سولم / سلم می رسد. و همچنین در فرهنگ لغات دیل دنیز،شاهمرسی و بهزادی نیز بر تورکی بودن کلمات مزبور به صراحت اشاره شده است. اگر قائل به تورکی بودن اسامی ایرج، تورج و سلم باشیم و آنها را در کنار روایت فضل الله همدانی از حکایات تورکان اوغوز و اوغوزخان بگذاریم تا حدودی می توان به ادعای آقای میرستار گروس اوغلو نزدیک شد با این تفاوت که در روایت ایرانی اوغوزخان به فریدون بدل گشته و شش پسر اوغوزخان نیز به سه پسر تقلیل یافته است ولی اصل،کلیت و محتوای روایت همان روایت و داستان اوغوزخان می باشد.
منابع:
1- همدانی،خواجه رشیدالدین فضل الله، جامع التواریخ،تصحیح دکتر بهمن کریمی،انتشارات اقبال،1367
2- فصلنامه تخصصی اینجی دنیزیم،فصلنامه فرهنگی و سیاسی و تاریخی،بیجار، 1394 – 1389