از جمله مباحث و موضوعات مورد توجّه سیّدمحمّد محيط طباطبایی زبان موهوم آذری و پیرایه بستن بر تز ابلهانۀ کسروی در این باب بوده است.

سیّدمحمّد محيط طباطبایي و آذربایجان و زبان موهوم آذری سیّدمحمّد محيط طباطبایی، زبان آذربایجان،  زبان موهوم آذری و جريان ملّی گرایی و ناسيوناليسم افراطی فارسی از جمله مباحث و موضوعات مورد توجّه سیّدمحمّد محيط طباطبایی زبان موهوم آذری و پیرایه بستن بر تز ابلهانۀ کسروی در این باب بوده است.

از جمله مباحث و موضوعات مورد توجّه سیّدمحمّد محيط طباطبایی زبان موهوم آذری و پیرایه بستن بر تز ابلهانۀ کسروی در این باب بوده است.

دکتر سیّدمحمّد محیط طباطبایی (1371 ـ 1280) پژوهشگر ادبی، مورّخ، منتقد و ادیب نامدار معاصر ایران بود. او در موضوعات مختلف و متنوّعی قلمفرسایی و سخنرانی کرده است. از جمله مباحث و موضوعات مورد توجّه او زبان موهوم آذری و پیرایه بستن بر تز ابلهانۀ کسروی در این باب بوده است. جريان ملّی گرایی و ناسيوناليسم افراطی فارسی در سرتاسر حاكميّت سلسله پهلوی با تمام توان بر راه خود در باره مسائل زبانی آذربايجان پايدار ماند و افراد و شخصيّت‌های مختلف كه گاه‌ بزرگ و نامدار و موجّه هم بودند؛ در چهار چوب همان مباحث كلّی و آشنای مربوط به مسئله زبان آذربايجان به فعاليت قلمی خود ادامه دادند. از جمله شخصيّت‌هايي كه در آخرين سال سلطنت محمدرضا پهلوی و در بحبوحه انقلاب اسلامي همچنان بر طبل اين ناسيوناليسم منحط می كوبيد سيدمحمّد محيط طباطبائی بود. طباطبائی قبل از اين نيز با انتشار مقاله «زبان تبريزی» خطّ مشی خود را در اين باره آشكار كرده بود و نشان داده بود كه علی رغم دانش بسيار، تجربيّات فراوان و احاطه بر تاريخ ايران؛ حتّی در سر پيری نيز حاضر به دست برداشتن از رويّه غيرمنصفانه خود در رابطه با مسئله زبان آذربايجان نيست و همچنان آذربايجانی ترك برای او حكم بيگانه‌ای را دارند كه بايد برای احراز هوّيّت ايرانی زبان خود را به فارسی تغيير دهند و اگر رجوع به زبان آبا و اجدادی برايشان ممكن نيست همين فارسی تهرانی را به عنوان بدل و جانشينی برای آن بپذيرند. از این رو در ادامۀ سخن نکاتی چند از نوشته های او در باب زبان آذری و موضع وی در قبال زبان ترکی درج خواهدشد.

«آذری يا آذربايجانی» عنوان مقاله ای است كه محيط طباطبائی در سال 1357 در مجلّه گوهر انتشار می دهد و در آن می كوشد نسبت به استعمال آذری به جای تركی  آذربايجانی هشدار دهد و در ضمن آن نكات ديگری را نيز خاطر نشان می سازد.
نكتة مهمّی كه در مقالة آقای طباطبائی جلب توجّه مي‌كند گفتگوی ايشان در باره آثار نثر و نظم باقيمانده از زبان ادّعايی آذری می باشد. در اين بخش ايشان مطلب را به گونه‌ای مطرح كرده‌اند كه اگر كسی نداند گمان می برد ديوان‌های قطور و كتب ضخيمی از نظم و نثر از اين زبان ادّعایی بر جای مانده است. اين آثار در وهله اوّل اندك هستند، در وهله دوم تناسب و سنخيّتی با هم ندارند و در وهله سوم در اصل انتساب آنها به آذری موهوم بين خود طوايف ملّی گرا اختلاف نظر وجود دارد. با اين وجود آقای محيط طباطبائی با اطمينان از آثار باقيمانده از آذری صحبت مي‌كند:
« هجوم غزها در صده پنجم هجری و ايلغار تاتارها در صده هفتم و مهاجرت تركمانهاي قزلباش در صده نهم، استمرار تداول وجود زبان آذری پهلوی بنياد را در آذربايجان متوقّف يا محو نساخت و غالب آثار نظم و نثری كه از زبان و لهجه‌های مختلف متداول در آذربايجان (اعم از تبريزی و اردبيلی و اهری) در دست داريم مربوط به همان دوران استيلاء و مهاجرت تاتارها و تركمانهای قزلباش بدين ناحيه ميباشد. » (زبان فارسی در آذربايجان ص 414 )

علی بابازاده

مطالب مشابه