پزشکیان و اهمیت پیام‌های سفرش به جمهوری آذربایجان

پزشکیان و اهمیت پیام‌های سفرش به جمهوری آذربایجان

سفر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، به جمهوری آذربایجان مورد توجه همه بود.

از یک‌سو، تنش‌های گهگاه میان ایران و آذربایجان و از سوی دیگر، حمایت ایران از منافع ارمنستان در سیاست‌های خود در قفقاز جنوبی و همچنین مسئله آذربایجان جنوبی، این سفر را مهم جلوه می‌داد.

در مورد پزشکیان، همان‌گونه که در ایران دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد، در جمهوری آذربایجان نیز نظرات متفاوتی مطرح است. برخی او را ترک‌گرا و ملی‌گرا می‌دانند، برخی دیگر او را نماینده نظام تئوکراتیک ایران تلقی می‌کنند. عده‌ای خواندن اشعار ترکی از سوی او و اعلام ترک بودنش را بخشی از سیاست آینده‌نگرانه جمهوری اسلامی ایران ارزیابی می‌کنند.

موارد ذکرشده البته موضوع بحث هستند. هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که در ایران، یک ترک‌گرای واقعی بدون رضایت حکومت به قدرت می‌رسد یا پس از رسیدن به قدرت، چنین پیام‌هایی می‌دهد. اما پرسش اینجاست: آیا برای مردمی که سال‌هاست در آذربایجان جنوبی برای هویت و آزادی مبارزه می‌کنند، این پیام‌ها بی‌اهمیت است؟

قطعاً نه! این پیام‌ها بسیار مهم و فرصت‌آفرین هستند:

۱ – ترک‌های آذربایجان جنوبی در اثر تبلیغات ایدئولوژیک حکومت، با عنوان «ایرانی» از ریشه‌های ملی خود جدا می‌شدند. پیام‌های پزشکیان درباره هویت ملی‌اش، ضربه‌ای جدی به این ایدئولوژی وارد کرده است.

۲-  کسانی که به‌صراحت ترک بودن خود را ابراز می‌کردند، در ایران به مقامات بالا نمی‌رسیدند. برای رسیدن به قدرت، باید «ایرانی» می‌بودند. پیام‌های پزشکیان این تابو را شکسته و نشان داده که حتی یک ترک هم می‌تواند رئیس‌جمهور شود.

۳- کسانی که از هویت ترکی و ملی دفاع می‌کردند، در ایران مورد مجازات و پیگرد قرار می‌گرفتند. پیام‌های پزشکیان می‌تواند به کاهش این فشارها کمک کند.

۴ – حتی اگر پزشکیان با چراغ سبز حکومت، سیاستی توافق‌شده درباره هویت و زبان را اجرا کند، فعالان آزادی‌خواه آذربایجان جنوبی از این پیام‌ها انرژی گرفته و شانس آن را یافته‌اند که قشر منفعل و ترسیده ملت را نیز وارد میدان کنند.

در حال حاضر ممکن است مردم به خیابان‌ها نیایند، اما بیداری در سال‌های آینده خود را نشان خواهد داد.

۵ – ترکیه و جمهوری آذربایجان با بازتاب گسترده سخنان رئیس‌جمهور ایران در رسانه‌ها، می‌توانند در آینده و در صورت وقوع هرگونه قیام در آذربایجان جنوبی، افکار عمومی خود را آماده کنند تا تماشاگر ماجرا نباشند.

نتایج دیگری نیز می‌توان گرفت. من فقط به ساده‌ترین وجه ماجرا اشاره کردم.

وقتی گورباچف به قدرت رسید، هیچ‌کس نمی‌دانست که پیام‌ها و اقداماتش شوروی را به کجا خواهد برد، عمدی بود یا غیرعمدی. بعدها احتمال‌های مختلفی مطرح شد. اما گورباچف با سخنان و رفتار خود، امپراتوری‌ای مانند شوروی را از هم پاشاند.

چه کسی می‌داند؟ شاید همین پیام‌های پزشکیان سرنوشت آذربایجان جنوبی را تعیین کنند. شاید ایران را تجزیه کنند، شاید هم موجب شکل‌گیری یک ایران فدرال یا کنفدرال شوند…

چه کسی می‌داند…

ما باید از هر پیامی در راستای آینده ملت و تحقق آرزوهای بزرگمان بهره ببریم.

همان‌طور که با سیاست، مردم، ارتش، شهدا و فرمانده کل نیروهای مسلح، قره‌باغ را آزاد کردیم، نه با پیام‌های پاشینیان، بلکه با استفاده مناسب از موقعیت‌ها، اکنون نیز باید از پیام‌های پزشکیان بهره ببریم.

چه کسی می‌تواند بگوید پاشینیان می‌خواست قره‌باغ را بازگرداند یا ارمنستان را از سرزمین‌های آذربایجان خارج کند؟ آیا چنین چیزی وجود داشت؟

پزشکیان پیام‌های خوبی می‌دهد. ما نیز باید این پیام‌های خوب را به‌درستی ارزیابی کنیم.

چه سیاست‌مدار باشیم، چه اندیشمند، چه انسان آزاد، چه دموکرات، چه لیبرال، چه محافظه‌کار، چه مذهبی، چه فرقه‌گرا، چه زن یا مرد؛ همه ما آذربایجانی هستیم.

همه چیز برای آذربایجان!

آن هم برای آذربایجان متحد!

برای آذربایجان دارای جنوب، شمال، گویچه، زنگه‌زور، دربند، بورچالی، ایروان و کرکوک!

نویسنده: اقبال آقازاده

مطالب مشابه