نزدیک به 50 سال پس از جنگ جهانی دوم تمام مردم جهان منتظر وقوع جنگ بین آمریکا و شوروی بودند، در زمان جنگ سرد این رویه آنقدر ادامه یافت که روح و روان ارتشها و دولتهای جهان دچار آشفتگی و بیماری شد.
حالتی که نه میتوان به آن وضعیت صلح گفت نه میتوان وضعیت جنگی نامید این همان نقطه ای بود که شوروی به مدد آن توانست نیم قرن دیگر پس از جنگ جهانی دوم سرپا بماند.
همانطور که در تفاسیر و تحلیلهای قبل گفته ام پوتین از بحران اوکراین بعنوان سپر برای حفظ حاکمیت خود استفاده میکند
ولادیمیر پوتین دانش آموخته سیستم نظامی و امنیتی شوروی و یکی از افسران بلندپایه کاگ.ب بود
او بخوبی با جنگهای نامنظم فرسایشی جنگهای نرم و روانی آشنایی دارد و چند ماه کل دنیا را با گمان و حدسها سردرگم کرده و حالا چند روزیست که همه را بین انجام و عدم انجام عمل قرار داده، نمیدانم چه اسمی روی این تاکتیک بگذارم.
ولی بطور کامل خصوصیات یک برنامه هدفمند و استراتژی هوشمندانه را دارا میباشد
پوتین بخوبی میداند اگر وارد جنگ تمام عیار شود چه عواقبی برای روسیه خواهد داشت و این را هم میداند اگر ساکت شده و عقب نشینی بکند ابهت و اقتدار خود را بین متحدین و سیستم حکومتی اش از دست میدهد و بنابرین تلاشها برای ساقط سازی حکومتش شروع میشود.
پس نیمه ای از جنگ و نیمه ای از صلح را بهم پیوند زده از طرفی تسلیحات و نیرو به 6 گوشه اوکراین ارسال میکند از طرفی با اروپا و آمریکا مذاکره مینماید هرکس که بدنبال روشن شدن سرنوشت این مسئله باشد هیچگاه نمیتوان آن را ببیند و اوکراین آخرین کارت و آخرین سنگر است.
جنگ در آنجا و صلح در آنجا یک نتیجه دارد تضعیف “امپراطوری پوتین”
و او هم هر دو را میخواهد هم هیچکدام را، تنها این ساعتها نیست ما چندین بار شاهد این لحظات دلهره آور و حساس خواهیم بود پوتین این شرایط را حفظ خواهد کرد تا نه به جنگ و نه به صلح تن ندهد چون اینچنین میتواند قدرتش را حفظ بکند گاهی این فنر را سفت میکند و گاهی شل تا بدون نتیجه مشخص؛ بحران سرجایش حفظ شود و بالطبع حاکمیتش را حفظ بکند.
این همان چیزیست که بایدن نمیداند چون میگوید”من نمیدانم در مغز پوتین چه میگذرد”
پوتین نتیجه بازی را نمیخواهد او خودِ بازی را میخواهد بازی و بازی تا جایی که خون و اکسیژن تمام شود و در شبی سرد و ساکت با قدرت خداحافظی بکند همانطور که شوروی کرد.
بحران اوکراین تا زمانی که پوتین هست زنده خواهد بود…
رحمان اوکتای