برگی از تاریخ روس پرستان در ایران

ژان پل سارتر و کربلایی رضا

برگی از تاریخ روس پرستان در ایران

روس پرستی در ایران عمری طولانی دارد! اما به‌لحاظ اینکه روسیه کشوری دایم التغییر است، به هنگامه تغییرات، همیشه روسیاهی به روس پرستان مانده است.

کمی بعد از انقلاب مشروطه(۱۹۰۶ میلادی)، حمایت روسیه از مخالفان انقلاب در داخل ایران حالت علنی و رسمی پیدا کرد. چه بسیار قتل‌ها و جنایاتی که به دست روسها و یا بواسطه آنها در ایران -و بالاخص در آذربایجان- در سالهای بعد از انقلاب مشروطه تا انقلاب ۱۹۱۷ روسیه روی داد.

اما بعد از انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ رفتار روسها با ایران و ایرانی متفاوت شد. رفتار انقلابیون روس و به تبع آن روسهایی که در ایران بودند(چه نظامیان و چه افراد دیپلماتیک) بصورت واضح تغییر یافت. آنان با آزادیخواهان ایران ارتباطات دوستانه برقرار کرده و در مراسمات و جشن‌های متعدد از ایرانیان به خاطر رفتارهای گذشته روسها عذرخواهی کردند.

در این بین اما احوالات ایرانیانِ روس پرست شنیدنی و خواندی است. کسروی در کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان، حال و هوای روس پرستان را (که خود شاهد آنها بود) بعد از انقلاب ۱۹۱۷ بخوبی ترسیم کرده است. در ادامه آنرا باهم بخوانیم:

«در این هنگام یکی از دیدنیها، حال هواداران روس بود. یک مشت تیره دلانی که به دستاویز دین، از توده[مردم] و کشور و همه چیز چشم پوشیده [و] خود را به یک دولت بیگانه‌ای بسته و آنرا یک پشتیبان استوارِ جاویدانی پنداشته و به پُشتگرمی او، صد رسوایی نموده بودند. اکنون به یکبار خود را بی‌پشتیبان دیده و آزادیخواهان را با دلهای پر کینه در برابر خود می یافتند. برخی از ایشان خود را نباخته و باز ایستادگی نشان میدادند و امیدمندی به بازگشت امپراتور[روس] می نمودند[!] ولی بسیاری به دست و پا افتاده و به چاره جویی می‌کوشیدند و در چاپلوسی می‌کوبیدند. [یکی از این روس پرستان آیت‌الله مجتهد از روحانیون بنام تبریز بود.] آقای مجتهد که با جنبش غیرتمندانه توده[مردم] نساخته و بنام جانشین امام[زمان] و به دستاویز نگهداری دین به جنگ و خونریزی[با آزادیخواهان] برخاسته و زمینه برای درآمدن[ورود] سپاه بیگانه[سپاه روس] آماده گردانیده، و سپس به یکبار خود را افزار دست میلر و ودنسکی* ساخته بود، اکنون به یکبار همه آنها را کنار می‌گذاشت و [با پخش اعلامیه،] مردم را به همدستی[و وحدت فرا]می‌خواند[!] و پس از آن همه دشمنی‌ها با مشروطه، [حال،] هواداری از آن می‌نمود!».

(تاریخ هیجده ساله آذربایجان، احمد کسروی، صفحات ۶۷۸ و ۶۷۹)

*سر کنسول و دستیار کنسول روس در تبریز که عامل کشتار دهها آزادیخواه و مجاهد تبریزی و آذربایجانی بودند. از مهمترین فجایعی که توسط این اشخاص روی داد، اعدام آیت الله ثقه‌الاسلام و یاران وی در عاشورای ۱۳۳۰ هجری‌قمری بود.

حسین ادیبان /جامعه‌شناس

 

مطالب مشابه