بعضی از مردم معتقد هستند که فوتبال مسئله مرگ و زندگی است

“ویلیام بیل شنکلی”، یکی از مربیان سابق فوتبال بریتاتیا میگوید: بعضی از مردم معتقد هستند که فوتبال مسئله مرگ و زندگی است. من به شما اطمینان می‌دهم [فوتبال] بسیار مهم‌تر از این چیزهاست.

ساحل‌عاج پس از کودتای ۲۰۰۲ به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شده بود. افزایش شکاف قومی و سیاسی و به دنبال آن جنگ داخلی، کشور را دچار تلاطم شدیدی کرده بود. در آن زمان “دیدیو دروگبا” در تیم چلسی انگلستان توپ می‌زد و همچنین کاپیتان تیم ملی ساحل‌عاج نیز بود. دروگبا به اتحاد و یکپارچگی کشور باور و تمرکز داشت و موفق نیز شد.

در سال ۲۰۰۶ تیم ملی ساحل‌عاج راهی جام جهانی شد. تمامی ساحل‌عاجی‌ها یکپارچه و متحد شده و در مسابقات تیمشان را همراهی و تشویق کردند. در سال ۲۰۰۷ دیدیو دروگبا اعلام کرد، مسابقات فوتبال جام ملت‌های آفریقا در شهر کوبه که پایتخت شورشیان در قسمت شمالی کشور بود برگزار خواهد شد.

مردمی که پنج سال درگیر جنگ داخلی و عاجز از حل اختلافاتشان بودند برای تشویق تیم ملی‌ راهی شهر کوبه شدند. در بازی اول ساحل‌عاج توانست پنج بر صفر ماداگاسکار را شکست دهد. بعد از سوت پایان ساحل‌عاج غرق در جشن و شادمانی شد. نه فقط به دلیل پیروزی در این بازی بلکه به این دلیل که این بازی کشور را متحد کرده بود.

بعد از بازی روزنامه‌ای تیتر زده بود: پنج گل، پنج سال جنگ را پاک کرد. در سال ۱۹۱۱، زمانی که هند مستعمره‌ی‌ انگلستان بود تیم فوتبال “موهان‌‌باگان” در فینال باید با تیم “هنگ‌یورک‌شایر شرقی” که تیم برتر لیگ فوتبال انگلیس در هند بود بازی می‌کرد.

نتیجه‌ی این مسابقه دو بر یک به نفع موهان لوگان تمام شد. مردم به شادمانی به جشن و سرور بزرگی پرداختند.

چرا که می‌دانستند این پیروزی فقط یک پیروزی ورزشی نیست، بلکه تمایلات طرفداری از استقلال و فوتبال به‌هم آمیخته بود.

“آچینتا کومار سنگویا”، شاعر هندی نوشت: “موهان‌باگان یک تیم فوتبال نیست، بلکه کشوری زیر ستم است که در گرد و خاک می‌غلتد و اکنون کم‌کم سرش را بیرون می‌آورد.

” بعد از این پیروزی استعمارگران انگلیسی تحقیر شده و در مقابل، اعتماد به نفس ملی هندی‌ها که در زیر گرد و خاک ستم و استعمار محو شده بود جان گرفت و در نهایت یک امپراطوری را جابه‌جا کرد.

تیم تراکتور به تنهایی حکم تیم ملی ساحل‌عاج و موهان‌باگان هند را یکجا برای آذربایجان دارد. بعد از ورود این تیم به لیگ برتر در سال ۸۸، به بهانه‌ای تبدیل شد برای اتحاد و یکپارچگی آذربایجان و ائتنیک تورک. با پیروزی‌هایی که در مقابل تیم‌های حکومتی و مرکزنشین داشت باعث افزایش اعتماد به نفس ملی و به دنبال آن باعث افزایش روحیه دادخواهی و برابری شد. همان اعمالی که به ترتیب تیم ملی ساحل‌عاج و موهان‌باگان هند باعث آن شدند.

با این اوصاف آیا می‌توان این تیم را فقط یک تیم فوتبال دانست؟!آیا به تیمی که در هر بازی هوادارانش فریاد دادخواهی به سر می‌کشد به این سادگی‌ها اجازه قهرمانی داده می‌شود؟!

وحید فاطمی

مطالب مشابه

 بازی خطرناک سپاه پاسداران با کارت پ.ک.ک

بو خێنا اۏ خێنالاردان دئییل آمما…

دؤولت‌چیلیک آلمالاری«آذربایجان آتا بَی‌لیک دؤولت‌چیلیگی»