کمتر از یک هفته دیگر، روز ۲۱ فوریه، روز بینالمللی زبان مادری است. بیش از ۲۳ سال است که مردم جهان، همهساله این روز را برای پاسداشت زبانهای مادری خود، جشن میگیرند. کمتر جغرافیایی در دنیا پیدا میشود که مردم ساکن آن تکزبانه باشند و فَلات ایران که از دیرباز و در تمامی برهههای تاریخی به جغرافیایی با صد زبان معروف و مشهور است از این قاعده مستثنی نیست و همزیستی مردمانی با زبانهای مادری مختلف بخشی از هویت ملی و تاریخی آن است. در ضرورت وجود زبان مادری همین بس که زبان-تفکر همچون زمان-مکان و دیگر دوقولوهای مفهومی همزادان تفکیکناپذیرند و بدون زبان صحبت از تفکر محال است و زبان مادری اساس شبکه عصبی و بخش جداییناپذیرِ روح و روان و احساسات و عواطف انسانی است و عواطف ثبت شده به زبان مادری محفوظ در گنجینه خاطرات انسانی که از دوران جنینی با فرکانس ضربان قلب مادر و طنین صوت و امواج احساسات او در حافظهها ماندگار میشود به سختی قابل ترجمه به زبانهای دیگر است و هر آموزشی بدون آن اجحاف نابخشودنی در حق کودکان و باعث محرومیت آنها از آغوش گرم و اعتلابخش آن است و همین اصل، سنگبنای پاسداشت زبانهای مادری و تلاش برای حفظ و اعتلای آنها در میان ملل جهان قرار گرفته است.
بیش از یک قرن از امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدینشاه قاجار میگذرد و بیشک مبارزه مردم ایران و خصوصاً آذربایجانیها برای آزادی و دموکراسی و عدالت و همچنین ایمنی از هر گونه تجاوز و تعرض به جان و مال و سبک زندگی آنها عمری بسیار طولانیتر از آن دارد و هزاران آذربایجانی غلطیده به خون خویش و آرمیده در آغوش خاک وطن گواه آن است. مگر میشود دلاوریهای مردم آذربایجان به رهبری کوراوغلوها، بابکها، قوچاق نبیها، قاچاق کرمها، علی موسیوها، ستارخانها، ثقهالاسلامها، خیابانیها، پیشهوریها، شریعتمداریها، و دیگر رهبران آزادیخواه آن را نادیده گرفت و فراموش کرد و حوادث اندوهبار و جانسوزی که در این راه پرمشقت بر آذربایجان و آذربایجانیها تحمیل شده است را کتمان کرد؟ در همه این دوران پرافتخار مجاهدت برای آزادی و تثبیت دموکراسی، آذربایجانیان از تورک و کورد، تات و تالش، و آشوری و ارمنی با تکریم زبانهای مادری مردم خویش اقدام به مطرح کردن مفاهیم والای انسانی به زبان مادری خود کردهاند و جراید دوران مشروطهخواهی و پس از آن گواهی بر این ادعاست؛ از روزنامه آذربایجان که به دستور ستارخان در دوران مشروطه منتشر شده است، تا روزنامه آذربایجان منتشر شده توسط حزب دموکرات آذربایجان در دوران حکومت ملی آذربایجان سالهای ۲۵-۱۳۲۴ و جراید منتشر شده در دوران پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ که مزین به نام آذربایجان هستند همه و همه گواه پاسداشت زبان مادری توسط مردم آذربایجانند.
با اینهمه، اقوام و ملل ساکن فَلات ایران، به خصوص تورکان این جغرافیا که سابقه حاکمیت طولانی در آن دارند، در سحرگاههای پاییز سال ۱۳۰۴، و به وقت بیدار شدن از خواب، متوجه شدند که در سرزمین مادری خویش مطرود و بیگانه محسوب میشوند و با عناوینی همچون غیرایرانی، انیرانی، بیابانگرد، و وحشی از طرف حاکمان تازه به دوران رسیده وقت مورد خطاب قرار میگیرند! و دوران مخوفی از استعمار داخلی و استثمار و استبداد و ستم ملی و برخوردهای نژادپرستانه و آپارتاید زبانی در این سرزمین آغاز شده، و با نفی کثیرالمللهگی این کشور، سلسله جدیدی با شعار «یک ملت، یک پرچم و یک زبان» در کشوری به نام ایران آغاز گشت و ریشهکنی همه زبانهای ملل غیرفارس در دستورکار آن قرار گرفت و سرزمینهایی همچون آذربایجان به مرکز استخراج مواد خام و تولید کارگر ساده و ارزان برای قوم و ملت مسلط و اعوان و گماشتههای مرکزگرای آن مبدل شد.
با اینحال، ۵۵ سال پیش از نامگذاری روزی به نام زبان مادری در سطح بینالملل، این مردم آذربایجان و به خصوص تبریز بودند که به خاطر اصرار به خواندن و نوشتن و تحصیل به زبان مادری خویش و رسمی شدن زبان تورکی در آذربایجان با انگهای ناصواب و غیرواقعی دستگاه انگیزاسیون حاکم مورد هجوم وحشیانه و دژخیمانه حکومت مرکزی قرار گرفته و به خاک و خون کشیده شدند و دهها هزار کتاب نوشته شده به زبان مادری آنها در آتش جهل و نادانی و تعصب کورکورانه نژادپرستی تبدیل به تلی از خاکستر شد. اگرچه این حادثه اسفبار و این شوک ظالمانه در اواخر سال ۱۳۲۵ ه.ش. وقفه کوتاهی در مبارزات مردم آذربایجان ایجاد کرد، اما، بار دیگر ققنوس زبان مادری آنها از خاکستر کتابهای سوخته شده آن به پرواز درآمده، آثار فاخری همچون حیدربابا، سهندیه، ددهمین سؤزو را آفرید و شهریارها، سهندها، و صمدهای آذربایجان در معیت ذهتابیها، فرزانهها، صباحیها، ساحرها، و دیگران پر و بال آن را با مفاهیم والای انسانی روز آراستند و جواد هیئتها و نطقیهای آن مجلههای وزینی همچون «وارلیق» را به پیشگاه پر ارج و مقام او تقدیم کردند.
دست و زبان مردم آذربایجان در همراهی با آزادیخواهان جهان، هیچگاه به سکون و سکوت میل و گرایشی نداشته و همراهی آنها در تمامی اعتراضات سراسری از دوران مشروطه تا به امروز و آمار اُسرا و شهدای آنها چه در آذربایجان و چه در سایر ایالتهای ایران و به خصوص در پایتخت آن تهران مؤید و گواه آن است؛ با این حال، آذربایجانیها کمتر شاهد همراهی مرکزگرایان با خواستههای انسانی و وطنی خویش بودهاند و سکوتی مرگبار بر اندیشههای مرکزگرایانه در این مورد حاکم است. با اینکه آذربایجانیها در همه اصناف و گروههای مطالبهگر و تجددخواه معترض جایگاهی ثابت و غیرقابل اغماض و انکار دارند، و جزء پیشروان اصناف و سندیکاهای معلمی و کارگری و بازنشستگان، بازاریان و سرمایهداران، هنرمندان، کارگردانان تئاتر و سینما، فعالان محیط زیست و سایر آنها بوده و رهبران شجاعی را تقدیم جنبشهای زنان، جوانان و نوجوانان، دانشجویان، و تمامی عدالتخواهان و آزادیخواهان کرده است، کمتر شاهد همراهی و همیاری مرکزگرایان با مطالبات مرتبط با وطن و زبانهای مادری خویش بوده است.
با این حال، ما آذربایجانیها، ضمن تبریک روز بینالمللی زبان مادری به همه مردم ایران، اعم از تورک و فارس، عرب و بلوچ، لور و کورد، گیلک و مازن، تات و تالش، آشوری و ارمنی، و همه اقوام و ملل دیگر که همواره به پاسداشت زبانهای مادری خویش پرداخته و میپردازند؛ و با عرض تسلی به همه آنهایی که از آموزش زبان مادری و آموزش به آن محروم هستند، اعلام میکنیم که خود را بخش جداییناپذیر از جنبشهای آزادیخواهی و دموکراسیخواهی میدانیم و دستان پرمهرمان را برای همیاری و پاهای استوارمان را برای همراهی با همه این جنبشها دریغ نخواهیم کرد؛ باشد که با اتحاد حول محور آزادی برای آذربایجان و سراسر ایران، یکصدا و همنوا شویم و شاهد وزش نسیم آزادی در سراسر گیتی باشیم تا فرد-فرد مردم، در فضایی آزاد و ایمن و غیرامنیتی، و با سبک زندگی مورد علاقه خویش در کنار هم و در صلح و صفا و آرامش زندگی کنند.
زندهباد زبانهای مادری
زندهباد آزادی و آزادیخواهی
زندهباد آزادیخواهان آذربایجان و سراسر ایران و جهان
علیرضا فرشی یئکنلی
فوریه سال ۲۰۲۳