به مناسبت سالروز مرگِ بی‌سوادی که دیکتاتور کبیر و شاه ایران شد

تورک‌لرده زامان و آسترونومیک تئرمین‌لری

به مناسبت سالروز مرگِ بی‌سوادی که دیکتاتور کبیر و شاه ایران شد
به مناسبت سالروز مرگِ بی‌سوادی که شاه ایران شده بود؛ دیکتاتور بودنش بر هیچ کسی پوشیده نیست. جریان جالبی را از سلیمان بهبودی می‌آورم که مینویسد؛
در زمان رضاخان میرپنج و در مراسم عزاداری ایّام محرم، نظامی‌ها نیز به رقابت با یکدیگر دسته راه می‌انداختند. قزاق‌ها در همان میدان مشق قسمتی که انبار خواربار بود را به نام تکیه تزئین می‌کردند و اغلب رجال هم دعوت میشدند. از دسته‌های مهم عزاداری در آن موقع هم یکی دسته قزاقخانه و یکی هم چال‌میدان بود.
دسته که راه می‌افتاد معمولاً سران دسته، پیاده در جلو دسته بطور جمعی در حرکت بودند. حضرت اشرف (رضاخان) و سایر درجه‌داران ارشد از قبیل سرتیپ و میرپنج جلو دسته قزاق بودند و شخص معینی که در دامن خود کاه داشت، به طور پراکنده بر سر دیگران کاه می‌پاشید و موزیک عزا هم مترنّم بود.
یکی از روزها که از سمت بازار دسته قزاق خیلی مفصلی به خیابان ناصریه در حرکت بود و سینه‌زنهای قزاق نوحه‌خوانی میکردند و مجتمعاً سینه می‌زدند و دم گرفته بودند، این نوحه را می‌خواندند؛
اگر در کربلا قزاق بودی
حسین بی‌یاور و تنها نبودی!
(واقعاً این درجه از حماقت بی‌سابقه است. طرفدارانِ آن زمان رضاخان هم مثل الان بوده‌اند و هیچ فرقی نداشته‌اند)
بعدها مخالفین رضاخان اینچنین پاسخ دادند؛
اگر در کربلا قزاق بودی
عبا و کفش از حسین ربودی
و البته بعد از جریان کشف حجاب این بیت به شکل زیر خوانده شده است؛
اگر در کربلا قزاق بودی،
حجاب را از سرِ زینب ربودی.

حیف که خروجی و برآیندِ مشروطه به رضاخان ختم شده است. رضاخان در ابتدای حکومتش اعلامیه معروف «حکم می‌کنم» را صادر کرده و با اعلامیه‌های شداد و غلاظ بعدی نشان داد که دیکتاتورِ کبیری خواهد شد و تاریخ خود قضاوت خواهد کرد!
قضیهٔ ترور میرزاده عشقی هشداری جدّی به مخالفان رضاخان بود تا از مخالفت با او صرف‌نظر کنند! بنابه گفته‌های اطرافیان رضاخان میرپنج، هیچ جریانی به مانند «شعرِ جمهوری سوار» میرزاده عشقی، قلبِ رضاخان را جریحه‌دار نکرده بود. میرزاده عشقی تحصیلات خود را در دارالفنون استانبول به پایان رسانیده (علوم اجتماعی و فلسفه خوانده بود) و تازه به کشور بازگشته بود که با مثلث خیانت «وثوق الدوله و علی اکبرخان داور و نصرت‌الدوله» مواجه میشود که مقدمات یک معاهده استعماری با انگلستان را زمینه‌سازی میکنند که بعدها به معاهده 1919 معروف شد. میرزاده عشقی منظومه‌ای طولانی و آتشین برای وثوق‌الدوله نوشته است که بندی از آن را تقدیم می‌کنیم:
میهمانان وثوق‌الدوله خونخوارند، سخت
ای خدا! با خون ما، او میهمانی میکند
ای وثوق‌الدوله! ایران ملکِ بابایت نبود
تا که بفروشی به آنکو زرفشانی میکند…
و اما میرزاده عشقی شعری در باب رضاخان سروده است که بیشتر به خاطر آن شعر، ترور شده است. متن شعر را عیناً تقدیم میکنم:
بعد از اين بر وطن و بوم و برش بايد ريد
به چنين مجلس و بر كرّ و فرش بايد ريد
به حقيقت در عدل ار در اين بام و در است
به چنين عدل و به ديوار و درش بايد ريد
آن‌كه بگرفته از او تا كمر ايران را گه
به مكافات الی تا كمرش بايد ريد
پدر ملت ايران اگر اين بی‌پدر است
بر چنين ملت و روح پدرش بايد ريد
به مدرس نتوان كرد جسارت امّا
آن‌قدر هست كه بر ريش خرش بايد ريد
اين حرارت كه به خود احمد آذر دارد
تا كه خاموش شود بر شررش بايد ريد
شفق سرخ نوشت آصف كرمانی مرد
غفرالله كنون بر اثرش بايد ريد
گر ندارد ضرر و نفع مشيرالدوله
بهر اين ملک به نفع و ضررش بايد ريد
ار رَود موتمن‌الملک به مجلس گاهی
احتراماً به‌ سر رهگذرش بايد ريد

شاهین مرادی

مطالب مشابه

 بازی خطرناک سپاه پاسداران با کارت پ.ک.ک

بو خێنا اۏ خێنالاردان دئییل آمما…

دؤولت‌چیلیک آلمالاری«آذربایجان آتا بَی‌لیک دؤولت‌چیلیگی»