در یک برنامه پنج ساله، پنج شهر به عنوان پایتخت گردشگری جهان اسلام انتخاب شد که در سال ۲۰۱۵ شهر قدس ، ۲۰۱۶ قونیه از ترکیه، ۲۰۱۷ مدینه منوره ، ۲۰۱۸ تبریز از ایران انتخاب شدند.
تبریز شهری است با قدمت چندین هزار ساله، فرهنگی دیرین و مردمانی مهمان دوست، آیا با این حرفهای کلیشه ایی می شود توریست به شهر آورد و راضی به خانه اش فرستاد؟ اصلا تمامی توریستها با محقق تاریخی و فرهنگی تفاوتی ندارند؟ یا ما و مسئولان شهرمان اینطور فکر می کنیم توریست همان محقق تاریخی و فرهنگی است و فقط و فقط از تاریخ و فرهنگ مان جلوهایی کلیشهایی ارائه بدهیم، او را راضی میکند و نیازی نمی بینیم شهری مدرن و متناسب با زمان را تحویلش بدهیم؟
توریستی که به شهرمان میآید، از خود نخواهد پرسید در سال ۱۸-۲۰۱۷ متروی این شهر با ادعاهای بزرگش، فقط همین یک خط، نصف و نیمه و غیر قابل استفاده و نمادی از یک خط مترو است. چرا اینقدر ماشین فرسوده و با رانندههایی تاکسیهایی که اغلب زبان خارجی نمی دانند در خیابانهای تنگ و پر از چالهاش رفت و آمد می کنند؟ به جز ائل گلی کدام مرکز تفریحی متفاوتی در این شهر وجود دارد؟ پروژههای متعدد نیمه کاره در مرکز شهر وجود دارد و مسئولانش نمی دانستند که شهرشان (عنوان نمادی) پایتخت گردشگری را به یدک می کشد تا سرعتی به کارهایشان بدهند، فقط اینکه در مرکز شهر نرده ها و جدولها را رنگ کنند، کافی ست؟ خدا کند مسیرش را از مرکز شهر کج نکند و به محله های پایین نشین همچون سیلاب قوشخانه ،ایده لو و یا سه راه بهشتی و ۴۲ متری و …..راهش نیافتد. حتما اولین فکری که به سراغش می آید که این مناطق در نقشه شهرداری تبریز جایی ندارند وگرنه یک مسیرگشایی که سی سال طول نمی کشد و خیابانهای درب و داغون و بدون هیچ نشانه ای از شهرییت را تحویل ساکنیش نمی دهد.