تهاجم روسیه به اوکراین از دو حالت خارج نیست:
1ـ روسیه اوکراین را شکست داده و سرزمینش را اشغال می کند. برای این منظور و حفظ و نگهداری سرزمین نسبتاً وسیع اوکراین به 500 هزار نفر نظامی مسلح احتیاج دارد که آن کشور را تحت کنترل نسبی خود در آورد. این در حالیست که کل نیروهای مسلح روسیه 800 هزار نفر است و 300 هزار نفر باقی مانده برکل جمهوری فدرال روسیه کم است و مجبور به استخدام مجدّد حداقل همان مقدار نیروست و این در کوتاه مدت ممکن نیست و نیروهای با سابقه و با تجربه هم احتیاج دارد. نگهداری 500 هزار نفر در اوکراین بسیار پرهزینه است و تدارکات آن در دراز مدت تقریباً غیرممکن می باشد و مردم اوکراین چه شهری چه کشاورز به شدّت با اشغالگری مبارزه خواهند کرد و تلفات انسانی و مادی و معنوی آن بسیار سنگین خواهد بود. مجامع بین المللی و بخصوص همسایگان هم به امر اشغالگری رضایت نخواهند داد.
2ـ روسیه در اوکراین شکست خواهد خورد و یا حداقل مجبور به عقب نشینی و آتش بس و تفاهم بر مبنای حداقل ها خواهد بود که این موضوع نیز در واقع لطمه شدیدی بر حیثیت امپراتوری نوین روسیه خواهد زد و پوتین و اطرافیانش نمی توانند چنین اتّفاقی را بپذیرید و مردم روسیه مطمئناً سر به اعتراض و شورش برخواهند داشت و این سرنگونی پوتین و اطرافیانش را به دنبال خواهد داشت. نتیجه این جنگ یعنی در واقع حمله روسیه به اوکراین، در هر دو حالت منجر به شکست روسیه خواهد گردید. زیرا عصر قشون کشی به همسایه و دشمن تراشی آنهم در اروپا به سرآمده و دیپلماسی و رقابت های اقتصادی و فرهنگی، حرف اول را در موازنه قوا و توازن قدرت می زند. در حال حاضر تنها دولتی که به نظر می رسد می تواند برای برقراری مجدّد صلح و امنیت و دموکراسی در اوکراین و روسیه تلاش کند و پل های پشت سر خود را خراب نکند ترکیه است که روابط خود را همچنان با هر دو طرف نگه داشته است. حمایت همسایگان روسیه از یکی علیه دیگری نه تنها تنش زا، بلکه باعث صدمه زدن به برقراری صلح و دموکراسی خواهد گردید و دامن خود آنها را هم خواهد گرفت.
به نظر می رسید روسیه در هر دو حالت دچار آشفتگی سیاسی و اجتماعی و ائتنیکی خواهد شد و همانطور که با فروپاشی شوروی، بر 15 جمهوری مستقل تقسیم شدند، 60 میلیون ترک عمدتاً مسلمان روسیه فدرال هم که در 16 جمهوری خودمختار متشکّل گشته اند برخی از آنها به سوی تعیین سرنوشت خود حرکت خواهند کرد.
منصور جدی