جایگاه تاریخی زبان ترکی در اصفهان

جایگاه زبان ترکی در اصفهان و ایران عصر صفوی از زبان سفرا و سیاحان اروپایی آن دوره:

اصفهان بعد از تبریز و قزوین سومین پایتخت صفویه بود و البته در این شهر نیز همچنان‌ که‌ در تبریز و قزوین‌ بود، زبان‌ ترکی رایج‌ دربار و قشون‌ باقی‌ ماند. همچنین‌ زبان‌ ساکنان‌ محله‌ عباس‌آباد نیز که جهت‌ سکونت‌ هنرمندان تبریزی احداث‌ گردیده‌ بود طبعا ترکی بوده است. بطور کلی در امپراطوری صفوی هیچگاه از اهمیت و رونق زبان ترکی در هیچ چای ایران کاسته نشده است سیاحان‌ اروپایی‌ و اروپائیان‌ مقیم‌ ایران‌ درباره‌ اهمیت‌ این‌ زبان‌ در دوره‌ صفویه‌ اطلاعات‌ جالبی‌ ارائه داده‌اند. این‌ اطلاعات از لحاظ صداقت تاریخی و جغرافیای زبانی صفویه اهمیت‌ فوق‌العاده‌ زبان‌ ترکی‌ در این‌ دوره‌ شایان‌ ملاحظه‌ و مفید است‌.

پیترو دلاواله‌ جهانگرد ایتالیایی‌ که‌ طی‌ دو سال‌ اقامت‌ در استانبول‌ زبان‌ ترکی‌ را فراگرفته‌ بود، در نامه‌ مورخ‌ ۱۸ دسامبر ۱۶۱۷ که‌از اصفهان‌ به‌ دوستش‌ ماریواسکیپانو چنین‌می‌گوید:در ایران‌ عموماً بیشتر به‌ ترکی‌ سخن‌ گفته‌ می‌شود تا فارسی‌، مخصوصاً در دربار و بین‌ بزرگان‌ رجال‌. تکلم‌ به‌ زبان‌ ترکی‌ بیشتر از این‌ جهت‌ است‌ که‌ تمام‌ قشون‌ از قزلباش‌ها تشکیل‌ یافته‌ است‌که‌ اصلاً ترک‌ هستند. غلامان‌ شاه‌ هم‌ که‌ از اقوام‌ مختلف‌اند بیشتر به‌ ترکی‌ سخن‌ می‌گویند و فارسی‌ نمی‌دانند. از این‌ رو نه‌ تنها امرا در امور مربوط‌ به‌ قشون‌ بلکه‌ خود شاه‌ هم‌ که‌ بیشتر اوقاتش‌ را در میان‌ آنان‌ به سر می‌برد، برای‌ تفهیم‌ مطالب‌ خود به‌ ترکی‌ سخن‌ می‌گوید و در نتیجه‌ این‌ زبان‌ در تمام‌ دربار و بین‌ زنان‌ و دیگران‌ رواج‌ یافته‌ است.
این‌ مؤلف‌ که‌ در طول‌ اقامت‌ خود در ایران‌ شعر ترکی‌ هم‌ گفته‌ است‌ و حتی کتابی‌ درباره‌ دستور زبان‌ ترکی‌ تالیف‌ کرده‌ و در مقدمه‌ آن‌ درباره‌ اهمیت‌ و فواید فراگیری‌ زبان‌، به‌ مناسبت‌ قدرت‌ امپراتوری‌ عثمانی‌ در اروپا و آسیا و آفریقا و حکومت‌ قزلباش‌ها در ایران‌ و سایر اقوام‌ ترک‌ در آسیای‌ میانه‌، مطالب‌ جالبی‌ آورده‌ است.
یکی‌ دیگر از این‌ اروپائیان‌ آدام‌ اولئاریوس‌ آلمانی‌ است‌ که‌ از طرف‌ دربار فردریک‌ فن‌ هلشتاین‌ به‌ عنوان‌ منشی‌ سفارت‌ به‌ روسیه‌ و ایران‌ فرستاده‌ شده‌ و از نوامبر ۱۶۳۶ تا فوریه‌ ۱۶۳۸ در ایران‌ مقیم‌ بوده‌ استاولئاریوس‌ در ضمن‌ توصیف‌ ضیافتی‌ که‌ شاه‌ صفی‌ برای‌ سفرا داده‌ بود، می‌گوید:
وقتی‌ ضیافت‌ تمام‌ شد، ایشیک‌ آقاسی‌ باشی‌ به‌ ترکی‌ فریاد زد:”سفره‌ حقینه‌، شاه‌ دولتیه‌، غازیلر قوتینه‌، الله دئیه لم‌ الله الله، و حاضران‌ کلمات‌ الله الله را تکرار کردند.”
همین‌ مؤلف‌ می‌گوید، ایرانیان‌ غیرترک بجز زبان خودشان، خصوصاً در ولایات‌ عراق‌ و بغداد و ایروان‌، به‌ کودکان‌ خود ترکی‌ هم‌ یاد می‌دهند. همو می‌نویسد زبان‌ ترکی‌ به قدری‌ در دربار اصفهان‌ اهمیت‌ دارد که‌ آنجا به ندرت‌ یک‌ کلمه‌ فارسی‌ به‌ گوش‌ می‌خورد. همین‌ مؤلف‌ باز می‌گوید که‌ ایرانیان‌ آثار شعری‌ خوبی‌ به‌ ترکی‌ و فارسی‌ دارند و اسامی‌ شعرایی‌ از قبیل‌ نسیمی‌، نوایی‌ و فضولی‌ را در ردیف‌ فردوسی‌ و حافظ‌ و سعدی‌ می‌آورد
شوالیه‌ ژان‌ شاردن‌ که‌ مدت‌ یازده‌ سال‌ (۷۰ ـ ۱۶۶۴ و ۷۷ ـ ۱۶۷۱) در ایران‌ بوده‌، می‌نویسد:
از ابهر به‌ بعد(به سمت شرق) در شهرها و روستاها زبان‌ فارسی‌ به‌ گوش‌ می‌خورد، در حالی‌ که‌ تا آنجا عموماً زبان‌ ترکی‌ است‌. ولی‌ این‌ ترکی‌ با زبانی‌ که‌ در ترکیه‌ به‌ آن‌ تکلم‌ می‌کنند اندکی‌ فرق‌ دارد.” همین‌ مؤلف‌ در فصلی‌ که‌ راجع‌ به‌ زبان‌ها در سفرنامه‌اش‌ دارد، درباره‌ ترکی‌ می‌گوید:”ترکی‌ زبان‌ قشون‌ و دربار است‌، و زنان‌ و مردان‌ منحصراً به‌ ترکی‌ سخن‌ می‌گویند، خصوصاً در خانواده‌های‌ اشرافی‌. علت‌ این‌ امر آن است‌ که‌ خاندان‌ صفوی‌ از مناطق‌ ترک‌ زبان‌ و از میان‌ ترکمانان‌ که‌ زبان‌ مادریشان‌ ترکی‌ است‌ برخاسته‌اند.
سانسون‌ که‌ به‌ نمایندگی‌ از طرف‌ پاپ‌ به‌ سال‌ ۱۶۸۳ به‌ ایران‌ آمده‌ و سه‌ سال‌ در اصفهان‌ مقیم‌ بوده‌ است‌، ضمن‌ بحث‌ از اعتقاد ایرانیان‌ به‌ قدرت‌ معنوی‌ شاه‌ و منزه‌ بودن‌ وی‌ از معاصی‌ می‌گوید:”آنان‌ در ضمن‌ هر صحبتی‌ عبارت‌«قربان‌ اولیم‌، دین‌ ایمانوم‌ پادشاه‌، باشینا دونیم‌» را بکار می‌برند.
رافائل‌ دومان‌ رئیس‌ هیئت‌ کبوشین‌ در اصفهان‌ که‌ به‌ سال‌1660به‌ ایران‌ آمده‌ و در اصفهان نیز درگذشته‌ است‌،ضمن‌ اشاره‌ به‌ این‌ که‌ ترکی‌ زبانی‌ است‌ که‌ در دربار و شهرها رواج‌ دارد، شرح‌ مختصری‌ راجع‌ به‌ ساختمان‌ این‌ دو زبان‌ می‌دهد. وی‌ که‌ حسن‌ زبان‌های‌ یونانی‌ و لاتینی‌ را ناشی‌ از فراوانی‌ تصریف های‌ مختلف‌ و اهمیت‌ خاص‌ هر یک‌ از آنها می‌داند، می‌نویسد:”ترکی‌ از این‌ بابت‌، هیچ‌ کمتر از آن‌ زبان ها نیست‌.

وانگهی‌ ترکی‌ آن همه‌ صرف‌ بی‌قاعده‌ و اختلاف‌ و تنوع‌ در تصریف‌ افعال‌ و اسامی‌ هم‌ ندارد، بلکه‌ قواعد آن‌ همه‌ یکسان‌ است.این‌ مولف‌ در سال‌ ۱۶۸۴ رساله‌ ای‌ راجع‌ به‌ دستور زبان‌ ترکی‌ به‌ لاتینی‌ نوشته‌ است‌ که‌ با وجود اختصار از لحاظ‌ نشان‌ دادن‌ بعضی‌ از خصوصیات‌ زبان‌ ترکی‌ این‌ دوره‌ مهم‌ است.
انگلبرت‌ کمپفر آلمانی‌ که‌ به‌ سال‌ ۱۶۸۴ همراه‌ هیئتی‌ با سفیر سوئد به‌ ایران‌ آمده‌ و سمت‌ منشیگری‌ و طبابت‌ را داشته‌ است‌، راجع‌ به‌ ترکی‌ می‌نویسد: «زبان‌ ترکی‌ دربار بیشتر زبان‌ مادری‌خاندان‌ سلطنت‌ است‌ و در میان‌ خانواده‌های‌ اعیان‌ و اشراف‌ به قدری‌ اهمیت داردکه‌ اکنون‌ ندانستن‌ آن‌ برای‌ کسی‌ که‌ از امتیازی‌ برخوردار باشد، اسباب‌ شرمندگی‌ است. از همین‌ دوره‌ یک‌ لغتنامه‌ سه‌ زبانه‌ (ایتالیایی‌ ـ فارسی‌ ـ ترکی‌) در دست‌ است‌ که‌ در حوزه‌ راهبان‌ کرملی‌ در اصفهان‌ تالیف‌ شده‌ است‌ و نشان‌ می‌دهد که‌ ترکی‌ تا چه‌ حد برای‌ تبلیغات‌ دینی‌ نیز مهم‌ بوده‌ است‌. این‌ لغتنامه‌ حاوی‌ کلمات‌ روزمره‌ زبان‌ محاوره‌ است‌ که‌ با لغات‌ آثار ادبی‌ فرق‌ دارد.اصفهانی

جایگاه تاریخی زبان ترکی در اصفهان/صالح سجادی

مطالب مشابه