جایگاه هنری آشیق حسین اسدی در ادبیات و موسیقی آذربایجان

احساس بنده به عنوان یک علاقمند موسیقی عاشیقی آذربایجان، این است که آشیق قشم جعفری، قله‌ی باشکوه آشیق‌های ایران در نیمه اول سده گذشته بود و اساتیدی مانند درویش، دهقان، آصلان، اوهانس، عیسی، حسن، عبدالعلی، عزیز، مسلم و دیگران نیز در کنار قشم، قلل مرتفع سلسله جبال آذربایجان را تشکیل دادند که ساز و آوازشان، در ذهن و دل مردان و زنان این دیار هنوز زنده و شعله‌ور است ولی به رسم مجالس عاشیقی، این مجلس را متبرک به نام آشیق حسین اسدی می‌کنیم.

در همه سالهای تحصیل به ما تاکید کردند که علم و عمل دو بال پروازند و عمل بدون علم تلاشی کورکورانه است و علم بدون عمل هم، صرفا به درد صندوقچه‌های غبار گرفته خواهد خورد. در سپهر موسیقی منظور از علم همان مهارت و آفرینش فردی و منظور از عمل، خلق آثار ماندگار و انتقال آن علم به دیگران و تربیت شاگردان است که حسین اسدی از این حیث نادره دوران بود که شاید در نبود ایشان، بادهای سیاه شوونیسم پهلوی و طالبانیسم بعدی، از فراز قله‌های قشم، دهقان، عیسی و… گذشته خیمه‌ی هنر عاشیقی آذربایجان را ویران میکرد.

اگر در ادبیات دینی «اوتاد» به کسانی گفته شده که ستون خیمه کاینات بودند، در ادبیات ملی آذربایجان نیز، دده‌قورقود پیام‌آور آسمان به زمین و گزارشگر زمین به آسمان بود. عاشیق‌ها رهبر و پیشرو جامعه و بازگوکننده سخنان دده‌قورقود بودند و مردم، عاشیق بزرگ هر دوره را نائب دده‌قورقود دانسته و «دده» می‌نامیدند. استاد حسین اسدی در هنر عاشیقی از چنان مهارتی برخوردار بود که میگویند عدالت نصیبوف او را لایق عنوان دده؛ بالاترین عنوان موسیقایی هنر عاشیقی آذربایجان، دانسته است.

آشیق حسین در تربیت شاگردان نیز بسیار موفق بود که استاد چنگیز مهدی‌پور مشهورترین آنهاست و ستارگان و اساتیدی مانند محبوب خلیلی، احمد حمیدی، نوروز چمنی، ایمران حیدری، ووقار نعمت، حسن شرفی، اکبر سلطانی، حسن اتابک، زینال عالی‌پور، چنگیز نوریزاده، آقالار صفری، فرخ مهدی‌پور، اقبال سخاوت، ساسان قویدل و… هر کدام به قدر توان و امکان از آن خرمن پربار، خوشه‌ها چیدند ولی افسوس که عمر آن ستاره‌ی دنباله‌دار کوتاه بود.

مطالب مشابه

تغییر هویت و حاکمیت اراضی تاریخی آذربایجان