حذف میلیونها شهروند تورکِ ایران در ترسیم منافع ملی و جایگزینی آن با منافع اقلیت ارامنه و ارمنستان ذرهای
چرا در این کشور که مدعی پرچمدار جهان تشیع میباشد این همه به منافع اقلیت غیر مسلمان ارامنه بها داده میشود؟! چرا منافع و منابع یک کشور چند ملیتی با اکثریتِ شهروندان تورک بایستی در خدمت منافع شوونیسم فارسگرا، اقلیت ارامنه و ارمنستان قرار بگیرد؟! چرا عنصر تورک در منافع ملی این کشور هیچگونه جایی ندارد و هم در عرصه داخلی و هم در عرصه خارجی از صحنهی تصمیم گیری حذف گردیده است؟ چرا کشور داری و دولت داری در این جغرافیا بر اساس و بابِ میل پانایرانیستهای باستانگرا پیشبرده میشود در حالی که بنیانگذار این انقلاب و نظام میگفت ما مخالف با هر گونه ملیگرایی و ملیت پرستی هستیم زیرا با امت گرایی و اسلام مخالف است؟
بله دوستان گرامی اکنون ما شاهد هستیم که سیاستهای کنونی جمهوری اسلامی نه بر اساس منافع اسلام و مذهب تشیع، بلکه براساس دشمنی با عنصر تورک و خصومت با کشورهای همسایه و عرب منطقه ترسیم گردیده و اجرایی میشود. سند این ادعایمان نوع سیاست راهبردی ایران در منطقه قفقاز جنوبی در زمان هر دو جنگ قاراباغ بین ارمنستان مسیحی و آذربایجان مسلمان میباشد. جمهوری اسلامی بر خلاف پسوندی که برای جمهوریت خود برگزیده تماما سیاستی غیر اسلامی در این جنگها اتخاذ کرد.! ایران اسلامی نه بر اساس امت گرایی بلکه بر اساس ناسیونالیسم فارسی-شیعی در کنار ارمنستان ذرهای، غاصب خاک و مساجد مسلمین ایستاد، و حال نیز به این ایستادن خود تداوم میدهد.
مسئولین رسمی حادثهی دیروز یعنی حمله مسلحانه و تروریستی به سفارت جمهوری آذربایجان را مسئلهای شخصی و ناموسی نشان داده و برای اقناع افکار عمومی در داخل کشور از شخص تروریست و قاتل مصاحبه خبری گرفته و پخش میکنند که صحت ادعاهایشان را تثبیت نمایند.! انگار نه انگار که کشورها بر اساس حقوق بینالملل ضامن در تامین امنیت کلیهی سفارتهای ممالک خارجی هستند.
بر اساس فکتهای در دسترس، ما شاهدیم که مامور حاضر در کیوسک بعد از مشاهده ورود فرد مسلح به داخل سفارت هیچ واکنش و کنشی از خود نشان نمیدهد.! از داخل کیوسک خارج نمیگردد و فرد ضارب نیز بر اساس فیلمهای موجود هنگام پیاده گشتن و ورود به داخل سفارت علامتی شبیه به نشان پیروزی یعنی بالا بردن دو انگشت نشان میدهد.
در این راستا چند پرسش جهت تامل و پاسخ دهی برای افکار عمومی طرح و ارائه میکنم.
۱-چرا ایران تبدیل به نا امنترین کشور برای برخی سفارتها و اماکن دیپلماتیک خارجی گشته است؟!
۲- چرا همهگی حملههای خود سرانه با اهداف شخصی یا غیرشخصی، که دولت ایران ادعا دارد هیچ اطلاع و یا دخالتی در وقوع آنها نداشته، فقط به سفارت کشورهای خاص که ایران با آنها مشکل و تضاد منافع دارد اتفاق میافتد؟! بعنوان مثال حمله و تسخیر سفارت آمریکا، حمله به سفارت عربستان، حمله به سفارت انگلیس، و اکنون نیز هجوم به سفارت آذربایجان که دولتمردان ایران بعد از آزادسازی قاراباغ دچار تنش با این کشور شده است.
۳- چرا تاکنون از طرف هیچ شخص با هدف فردی، یا از سوی نیروهای آتش به اختیار و خود سر، به سفارت های کشورهایی همچون چین، روسیه و ارمنستان حتی یک سنگ هم پرتاب نمیشود؟ و یا دیوار نوشتههای اعتراضی در این سفارتها مشاهده نمیگردد اما به سفارتهای فوقالذکر تعرضات گوناگون با دلایلات مختلف صورت پذیرفته و میپذیرد؟
علت طرح این پرسشها این است که اگر یک کشوری تا خود نخواهد هیچ نیروی آتش به اختیاری جرأت بالا رفتن از دیوار یک سفارت، به آتش کشیدن و کشتن اعضای آنها و … را نخواهد داشت، ولی اگر بخواهد دست یک عده افراد را برای انجام اینگونه کارها باز خواهد گذاشت…!!
سعید مینایی