در ستایش معلمی بزرگ که تا آخر، طرف درست تاریخ ایستاد

در ستایش معلمی بزرگ که تا آخر، طرف درست تاریخ ایستاد

در روزگاری که ماچیدن زن در برابر دوربین‌ها کنشگری و شجاعت تلقی می‌شود،

در روزگاری که حتی عملیات نجات از آوار هم فیک از آب درمی‌آید،

در روزگاری که بازیکن به سکوها سنگ پرتاپ می‌کند،

در روزگاری که هر روز روایت آزارگر متشخصی منتشر می‌شود،

در روزگاری که پولشویی، دکان خیریه و سریال‌سازی را سکه کرده،

در روزگاری که آدم‌ها سر روغن نباتی به صورت هم پنجه می‌کشند،

در روزگاری که تجاوز آشکار، عملیات ویژه صلحبانان خوانده می‌شود،

در روزگاری که سکینه به فرشته تبدیل می‌شود و ماچ شوهرش را به سخن گفتن از همخون‌های خود ترجیح می‌دهد،

در روزگاری که موسسات پایان‌نامه‌نویسی دکتری می‌فروشند،

در روزگاری که زیر آسمان شهر هیولای لمپنیسم جولان می‌دهد و…؛

در روزگار آشفته و نازل و فرومایۀ اینچنینی، معلمی استادساز آخرین دم از هوای آلوده تهران را به جان می‌کشد و آخرین بازدمش را تقدیم جهان ما می‌کند.

احمد ساعی مردی از نسل شجاعان بود، دانشوری مسئول، پژوهشگری دلداده توسعه و انسانی که هرگز به سوی گونه‌های مختلف و فریبنده فاشیسم نلغزید.

ساعی فرزند شایسته ایران و ذهن زیبای آذربایجان بود که از همان نخستین سال‌های حیات، با تجربه‌های زیسته‌ی منحصر به فردی مواجه شد، رنج‌های بسیاری را به چشم دید و روح زمانه را زیست.

او به معنی واقعی کلمه ساعی بود، اراده‌ای آهنین که خوی را به مونیخ دوخت و برای شاگردی مکاتب توسعه، حتی از تی کشیدن در رستوران‌های اروپا حذر نکرد و تا آخر عمر، شجاعانه از آزادی دفاع کرد و طرف درست تاریخ ایستاد. ایستاد

ساعی تداوم قافیه نخبه‌ساز آذربایجان بود از جنس مردان شریف، حکیم، زحمتکش، شجاع، موسس، بی‌پیرایه، صریح‌الهجه، عاقل و عاشق وطن.

یاد استاد نامدار علم سیاست تا همیشه گرامی‌باد.

در ستایش معلمی بزرگ که تا آخر، طرف درست تاریخ ایستاد/  اصغر زارع کهنمویی

 

مطالب مشابه