1_ظاهرا آنچه که مشخص است حتی رهبران غربی هم فکر نمیکردند که این پرئزیدئنت کمدین بیش از دو روز بتواند در مقابل ارتش اشغالگر روس مقاومت کند. برای همین نیز در دو روز اول جنگ تنها به حمایتهای کلامی و خدا قوت پهلوان اکتفا کردند.
۲- ماجرای بزرگ از آنجا شروع شد که کمدین داستان قرار را بر فرار ترجیح داد. پیشنهاد آمریکا برای خروج امن از اوکراین را رد کرد و گفت که ما به راههای حمایت نیاز داریم نه راه فرار.
۳- پس از آنکه فاشیزم روسی به رهبری پوتین و پیروان طی دو روز نتوانست اوکراین را به زانو در آورد رفتار غرب چرخشی صد و هشتاد درجهای گرفت. اینبار غرب و آمریکا تنها به تحریمهای سنگین که قطعا روسها را در صورت ادامه زمینگیر خواهد کرد اکتفا نکردند. کمکهای مالی و نظامی، ارسال مهمات و حمایتهای انسانی شروع شد. تا جایی که ترکیه نیز مسیر دریای سیاه را امروز بر روی کشتیهای جنگی روس بست.
۴- آنچه پرواضح است رفتار غرب (هر چند قطعا منافع خود را هم می بینند ) در چنین مسایلی تا حدود زیادی بسته به واکنش رهبران دولتهاست. اگر طالبان افغانستان را تسخیر کرد، البته یکی از مهمترین دلایلش عدم ایستادگی رییس جمهور افغانستان بود. #ولادیمیر_زلنسکی نه تنها تا کنون قهرمانانه در مقابل قدرت دوم جهان ایستاده است، بلکه هنوز هم جهانیان را به حمایت از #اوکراین و دفاع از ارزشهای مدرن فرا میخواند.
۵- شاید کمدیترین بخش ماجرا، بروز قدرت پوشالی پوتین و نمایش توحش خرس عصبانی بود. اگر واقعا روسیه قدرتمند بود، چرا از قزاقستان تقاضای کمک میکرد؟ چرا از گردانهای چئچنی در جنگ استفاده کرد؟ چرا از بلاروس کمک میخواهد؟ و آنچه مشخصه ترس پوتین است تهدید به حمله اتمی است. سنگ بزرگ نشانه نزدن است و حکایت از ترس پوتین و شکستن کاریزمای او نه تنها در جهان بلکه در داخل کشورش نیز میباشد.
۶- در طرف مقابل زلنسکی چنان محبوبیتی یافته که تعداد فالورهایش در توییتر به بیش از دوبرابر میرسد. از همه جای جهان پیامهای همیاری، حمایت، دوستی و همدلی دریافت میکند. او دوشادوش سربازان و ملت خود برای دفاع از داشتههایشان، ارزشهایشان میجنگد. چیزی که او را فاتح قلبهای جهانیان کرده است.
۷- تنها شخصیتی را که میتوانم با او مقایسه کنم، ابوالفضل ائلچیبی رهبر آذربایجان خواهد بود. همانکه پس از فروپاشی جماهیر شوروی، اولین رهبری بود که معنای استقلال را به روسها و جماهیر تازه مستقل فهماند. در اولین دیدارش با روسها به ترکی سخن گفت و ارتش روسها را از آذربایجان اخراج کرد. شاید اشغال قاراباغ بدست ارامنه تاوان جسارت این بزرگ مرد بود.
۸-روسیه در آغاز قرن بیستم تقریبن هشتاد هزار چئچنی را قتل عام و جمهوری چئچنستان را اشغال نمود. سپس گماشته خود را بعنوان رییس جمهور در آنجا منصوب کرد. آنچه مشخص است چئچنیها که زمانی سمبل مبارزه با فاشیزم روسی بودند، اینک به فرمانبرانی به ریشه تبدیل شدهاند. این بلایی است که فاشیزم روسی بر سر کشورها میآورد
۹-البته یکی دیگر از اهداف روسها چئچنی کردن جمهوری اوکراین خواهد بود. همچنانکه در گرجستان، آذربایجان، قزاقستان و سایر جمهوریها هدفی غیر از این نخواهد داشت.
۱۰-هرچند دولتمردان کشورهای مستقل از شوروی مجبور به حفظ تعادل و تعامل در سیاستهای مربوط به شوروی و جبههگیری در قبال تجاوز نظامی روسیه به اوکراین میباشند، ولی اعتراضات مردمی ضد جنگ در باکو، تفلیس و سایر شهرها نشان از تنفر و انزجار این مردمان از سیاستهای سلطه طلبی روسها دارد. در این خصوص چه خوب که عقل دولت، مثل عقل ملت نیست.
قادر جعفری