زبان خدا
خدا با دو زبان با بشر سخن گفت؛ یکی زبان وحی (پیامبران) و دیگری زبان عقل (فیلسوفان). دستاورد فیلسوفان «معقولات» و دستاورد پیامبران «مشهودات» بود. چراکه فیلسوفان با مقوله «دانش» و پیامبران با مقوله «بینش» با بشر ارتباط برقرار نمودند.
حیات بشری با دومقوله ی «دانش و بینش» به کمال می رسد و بینش را پیامبران و عارفان، دانش را عالمان و فیلسوفان می دهند. کمالِ حداکثری نه در دین به تنهایی و نه در علم به تنهاییست. نه دین کار علم را می تواند انجام دهد و نه علم می تواند کار دین را انجام دهد.
درحقیقت خدایِ«طبیعت» و خدایِ« شریعت» یکیست. این حیات نه بدون معنویات و نه بدون علم معنا می یابد.
اما در این میان دین و انتظار از دین مبحثی جدیست؛ جایگاه دین در یک جامعه بر روی کارکرد آن در جامعه بسیار موثر است.
دین زبانِ جانها و قلبهاست و رویِ سخن آن در جهت ارتقای معیارهای انسانی است . «ماهیتِ» دین لطیف است اگر دین بر مسندِ « قدرت» نشیند و حکم براند خاصیت «ارشادی و تربیتی و معنوی» خود را از دست خواهد داد و قدرتی که می تواند در آن خشونت باشد، جایگزین لطافت دین می شود و این سوء تفاهم ایجاد می شود که این خشونت، منبعث از دین است ؛حالیکه چنین نیست .
اگر دین و قدرت ترکیب شوند، آنگاه سبب «تقلیل» دین به فقه و احکام شرعی و … می شود. اینجا اتفاقی رخ داده است؛ دو بخش قشری و باطنی دین، به قشرِ دین تقلیل می یابد .دینی که باطنش «اخلاقی» زیستن است، در ظاهر و پوسته ی آن (احکام و فقه) حل وهضم می شود .فقه دین، جزء مواردیست که مستعد شرح فراوان است.
از این روست که پیامبر (ص) با آگاهی به این موضوع و حزن از این که قشر دین (فقه) بر باطن دین (اخلاقیات و معنویات) پیشی بگیرد و برای ممانعت از غرق شدن پیروانش در جزئیات احکام ظاهر دین این جمله را فرمودند : «اِستفت قلبک و ان افتاک مَفتون»،
از دل خویش فتوا بخواه،هرچند( فقیهان و مفتیان) فتوا دهند .پس می بینیم که پیامبرِ دینمان نیز پیروان را از توجه بیش از حد به احکام، برحذر داشته است.
در حقیقت اگر احکام ادیان را بنگریم، «تفاوت» هست، اما «مغز» ادیان یکی است و آن اخلاقیات و معنویات است که در سایه ی «ایمان» حاصل می شود؛ ایمانی که از باور آدمیان نشات می گیرد. به همین دلیل است که حتی خداوند در قرآن همیشه اشاره به این سخن دارد :
«ایمان بیاورید» ….
از آنجاییکه ریشه ی دین در فطرت آدمیست، بسیار در میان آدمیان نفوذ دارد، یعنی به بیانی با لباس دین می توان پست ترین اعمال را با زیباترین قالب ها، فرم داده و به خورد انسانها داد. اینجا باید با چشم دل نگریست؛ چراکه فرق هست بین فهمیدن دین(معنویات و اخلاقیات) و دانستن دین(احکام و فقه دین).
ناهید تقیزاده