زیر پوست شهر تبریز: از فقر پنهان در مرکز شهر تا فقر عریان در حاشیه
هرگاه صحبت از فقر به میان میآید اولین چیزی که به ذهن متبادر میشود، محلات حاشیهنشین شهرهاست اما با اسبابکشی فقر از حاشیه به متن باید اذعان داشت این روزها فقر از حاشیهشهر به سمت مرکز شهر و بافتهای فرسوده و قدیمی در حال گسترش است که بیشک زنگ خطری برای دولتمردان است البته اگر گوش شنوایی باشد.
کلانشهر تبریز به عنوان یکی از چهار شهر پرجمعیت کشور در حال حاضر میزبان بیش از 400 هزار نفر در محلات حاشیهنشین و بافت فرسوده است که در بیش از 18 محله به وسعت 2 هزار هکتار در محلاتی چون طرلان درسی، منبع، سیلاب، یوسفآباد، خلیلآباد، داداش آباد، احمدآباد، کشتارگاه، عباسی، مارالان، حافظ، طالقانی، حجتی، کجوار، قرهباغی، آخماقیه و … با داشتن حداقلهای امکانات رفاهی، بهداشتی و خدماتی زندگی میکنند. به عبارتی 50 درصد جمعیت تبریز در بافتهای فرسوده و حاشیهنشین زندگی میکنند.
وقتی صحبت از فقر میشود در ابتدا محلات حاشیهنشین شهرها در ذهن شنونده و مخاطب جای میگیرد. اما اخیراً این فقر از حاشیه شهر به سمت مرکز شهر و بافتهای فرسوده و قدیمی در حال گسترش است.
در قدیم فقر در روستاها بیشتر از شهرها بود اما امروزه جنس فقر در شهرها و روستاها متفاوت است، امروزه فقر در شهرها در حال گسترش است، اتفاقی که از آن با «کاهش فاصله بین فقر روستایی و شهری» نیز یاد میشود.
مهاجرت بیرویه از روستاها به شهرها به امید کسب شغل و درآمد بهتدریج موجبات شکلگیری حاشیهنشینی شده است، موضوعی که مانند زخمی بر پیکره شهر بهنوبه خود عامل اصلی آسیبهای اجتماعی است.