شمس الدین تاج‌الشعرا محمدبن علی سمرقندی، معروف به سوزنیِ سمرقندی شاعر قرن ششم هجری است عوفی مولد او را نسف (نخشب)، واقع درنزدیکی سمرقند، می‌داند

شمس الدین تاج‌الشعرا محمدبن علی سمرقندی، معروف به سوزنیِ سمرقندی شاعر قرن ششم هجری است عوفی مولد او را نسف (نخشب)، واقع درنزدیکی سمرقند، می‌داند

شمس الدین تاج‌الشعرا محمدبن علی سمرقندی، معروف به سوزنیِ سمرقندی شاعر قرن ششم هجری است عوفی مولد او را نسف (نخشب)، واقع درنزدیکی سمرقند، می‌داند. وفات او را رضاقلی خان هدایت( ۵۶۲) و دولتشاه سمرقندی در (۵۶۹ق) نوشته پدر وی نیز با نام «مسعود» شاعر بوده است. وی در شعرهایش خود را به سلمان‌فارسی منتسب می‌داند. وی در ابتدای جوانی برای کسب دانش به بخارا رفت و به قول عوفی به‌سبب تعلق خاطر به شاگرد سوزنگری به آموختن آن صنعت مشغول شد. وی با عمعق بخاری، سنایی غزنوی، انوری ابیوردی، محمدمعزی، ادیب صابر و رشیدی سمرقندی معاصر بوده‌است و با برخی از آنان را هجو کرده و به تیغ زبان خود آزرده‌است. سوزنی شاعر هجابوده و در هجو معانی خاص ابداع کرده‌است. قصاید و قطعات وی سهل، صریح و فصیح است. می‌گویند که وی در اواخر عمر دست از هجو و هزل کشیده و استغفار کرده‌است.
از نکات منحصر بفرد در شعر و شیوه شاعری او بسامد بالای استفاده از عناطر ترکی برای مقاصد شعری ست که در این شیوه به استادی و مهارت خیره کننده ای دست یافته بود، و این امر شائبه ترک زبان بودن سوزنی را بسیار تقویت میکند. شیوه سوزنی در کاربرد عناصر ترکی، بعدها در شعر فارسی دورهٍ مغول، در دو محدوده مهم گسترش و استمرار یافت. در آسیای صغیر، در حکومت سلجوقیان – که در این زمان به دست نشاندگان مغول مبدل شده بودند – جلال الدین محمد بلخی و سلطان ولد، آن­ را پی گرفتند و در ایران، در حکومت ایلخانان، پوربها و پیروانش، شیوه او را ادامه دادند
سوزنی در بهره گیری از عناصر ترکی، بیشتر به معنی حقیقی آنها توجه داشت تا معنای مجازی شان. او که یک طنزپرداز بود (به قصد بهره برداری طنزآمیز) علاوه بر استفاده از مفردات ترکی در بعضی از شعرهایش، از جملات و عبارات ترکی نیز استفاده کرده، و از این طریق به انتقال روح واقعیت که در شعر طنزآمیز امر بسیار مهمی است، توفیق یافته است چنانکه در دیوانش به چنین ابیات درخشانی برمیخوریم
تا به وصل نجیب منده رسم
ای قلاوز آیت یلم قنده
همچنین ابیاتی که از قصیده معروف او «نسیب» که در لباب الالباب نیز آمده است:
مفکن به غمزه بر دل مجروح من نمک
وز من به قبله سرمکش ای قبله یمک
ای ترک ماه چهره چه باشد اگر شبی
آیی به حجرهٍ من و گویی قنق گرک
گلروی ترکی و من اگر ترک نیستم
دانم همینقدر که به ترکی ست گل چچک
از چشمم ار بر آن چچک تو چکد سرشگ
ترکی مکن به کشتن من برمکش بچک
همچنین در ابیات زیر نیز به ظرافت و مهارت از عناصر و اصطلاحات ترکی استفاده نموده است:
بیز، درفش است در عبارت ترکی
سوزن هجوم ترا خلیده تر از بیز

آز، اندک باشد اندر لفظ ترکی و به عمر
ساقی برّ و عطای من نداند داد آز
سال عمر نوح با عمر تو بادا اندلغ
تا بود سوگند را در لفظ ترکی نام آند
پیچیده یکی ارمک میرانه بسر بر
بربسته یکی کزلک ترکی به کمر بر
ترک من خورده نبید دی برم مست رسید
وز سر خشم کشید آن مه بر من بچقو
منابع:
دیوان سوزنی، تصحیح شاه حسینی، تهران 1338 ش.
مقاله: ترکی در ادبیات فارسی پیش از مغول/پرفسور تورخان گنجه ای

مطالب مشابه