اندیشۀ شعوبی، در قرن دهم و هم زمان با قدرت یابی صفویان یک بار دیگر عرض اندام می کند و تحرکاتی چند از خود ظاهر می سازد. بعضی پژوهشگران شعوبیّه در روزگار معاصر، پدید آمدن برخی مشکلات در عصر صفوی را عامل به میدان آمدن مجدّد اندیشۀ شعوبی و زمینه ساز فعالیت دوبارۀ شعوبیّه قلمداد می کنند. البتّه عوامل مورد اشارۀ این گروه به میزان بسیار زیادی مغرضانه، مغایر با واقعیّات تاریخی و واقعیّات جمعیّتی ایران و مبتنی بر نگاهی نژادگرایانه و زبان گرایانه به تاریخ است.
این پژوهشگران مشکلاتی از قبیل: برخوردار نبودن صفویان از حمایت ملّی [!]، نبود عنصر ایرانی [!] در مرکزیّت سیاسی و نظامی ایران، فعال مایشاء بودن ترکان در امور ایران [!]، وجود عَرَب زدگی در دوران صفوی، سرکوب فرهنگ و ادب فارسی در این دوره، تحمیل مذهب و تظاهر به شعائر تند و تیزی که بیشتر طعم و رنگ عربی داشت تا اسلامی و شیعی، منافق بودن صفویان، رونق ادبیّات عامیانۀ مذهبی و نه ادبیّات فاخر در زمان صفویان، تحت فشار بودن ادیان و مذاهب، محدود ماندن موسیقی و هنر، مظلومیّت سنن ملّی، جعل کتب و اسناد یا دستکاری آثار قبلی، تظاهر به سیادت و تشیّع از سوی صفویان و … را خاطرنشان ساخته و از آنها به عنوان عوامل مؤثّر بر بیداری دوبارۀ شعوبیان نام می برند!!
مرور مشکلات عصر صفوی به ترتیبی که پژوهشگران معاصر از آن سخن می گویند، نشان می دهد که این گروه نخواسته یا نتوانسته اند خود را از ریز بار سنگین نگرشِ به سنّت و اعتقاد تبدیل شدۀ شعوبی خارج سازند. مشکلات مورد اشاره یک شاه کلید اساسی دارد. آن شاه کلید جز یک ترکی ستیزی کور و بی منطق که دست بر قضا آن هم در زمرۀ میراث شعوبیه قرار دارد؛ چیز دیگری نیست.
ترک ستیزی روح و علّت محدثۀ مشکلات مذکور در فکر و نگاه پژوهشگران معاصر است و اگر این گروه فارغ از این تمایل نژادی و زبانی به تحلیل اوضاع عصر صفوی می پرداختند و به جای نگرش با عینک ترک ستیزی از عینک منطق، انصاف، اولی دانستن علم و دین در داوری ها و رضای خدا به وقایع می نگریستند بیشتر مشکلات مورد اشاره موضوعیّت خود را از دست می داد.شووینیسم
شووینیسم فارسی و سرچشمه های آن/شعوبی گری در قرون دهم و یازدهم
علی بابازاده