عاشیق قربانی و محیط عاشیقی قاراداغ و تبریز/پرویز شاهمرسی عاشيق قرباني از اولين

نقش عاشیقها در تاریخ فرهنگ ترک و انواع داستانهای عاشیقی/پرویز شاهمرسی

عاشیق قربانی و محیط عاشیقی قاراداغ و تبریز/پرویز شاهمرسی

عاشيق قرباني از اولين عاشيقهايي كه آثاري از آنها در دوره صفوي مكتوب شده است. اين عاشيق مشهور بواسطة تولدش در روستايي به نام دیری محال تبريز، به «دیریلي قرباني» مشهور است. قرباني از اولين عاشيقهايي است كه به عنوان عاشيق استاد و در مرحلة عالي هنر عاشيقي به روايت اسناد تاريخي و تذكره‌ها قرار گرفته است. شعرهاي عاشيق قرباني مملو از مسائل اجتماعي است. علاوه بر روحيات اجتماعي، اخلاقي و مذهبي قرباني، در شعر وي با انتقادهايي از فرومانروايان نيز رو به رو مي‌شويم. وي همدورة شاه اسماعيل و در مرحلة آغازين نهضت ادبي ختايي قرار دارد. هر چند از وفات و زندگي‌اش اطلاع دقيقي نيست ولي به استناد سروده‌اي كه به شاه اسماعيل دارد، همعصر بودنش با شاه اسماعيل و آغاز دوره صفويه محتمل است. وي در قوشمايي خطاب به شاه اسماعيل، از حكمرانان وي زبان به انتقاد باز گشوده و به موطنش اشاره مي‌كند.

محیط عاشیقی قاراداغ و تبریز

مهم‌ترين محيط عاشيقي در ايران را مي‌توان محيط تبريز و قاراداغ برشمرد. محال قاراداغ از جمله مناطق آذربايجان است كه خاك هنرخيزش، عاشيق‌هاي گرانقدري را پرورش داده و از هر روستاي آن مي‌توان ترنم ساز و صداي دلنشين آواز عاشيقي را به گوش جان شنيد. در طول تاريخ نيز اين منطقه در هنر عاشيقي داراي اهميت بوده بطوري كه تبريز و قاراداغ عاشيقهاي بزرگي چون عباس توفارقانلي و خسته قاسيم را پرورانده و قرباني اولين عاشيق مكتوب ادبيات فولكوريك عاشيقي نيز از اين محال است. در داستانهاي عاشيقي نيز به جغرافياي اين محال زياد بر مي‌خوريم كه نمونه‌اش داستانهاي عباس و گولگز، عاشيق غريب، عليخان و پري‌خانم، اصلي و كرم و شاه اسماعيل است. در نغمه‌هاي مختلف عاشيقي نيز با نام آهنگهاي ويژه منطقه قاراداغ برخورد داريم و چند آهنگ نيز به اين مكان اختصاص يافته است كه از جمله آهنگهاي مخصوص غربتي و شكسته، مربوط به اين منطقه است.

معنای نام «منکبرنی»

واژه «منکبرنی» به عنوان لقب شاهزادة مشهور خوارزمشاهیان یعنی جلال الدین پسر سلطان محمد در منابع تاریخی ایران وارد شده و تلفظ و معنای آن مانند همة واژگان دیگر ترکی محل مناقشه شده است. اشکال اساسی در این مسئله نارسایی الفبای عربی برای ثبت واژگان ترکی و همچنین وجود دبیران فارسی در ساختار دیوان و اصرار آنها بر ثبت فارسی و یا عربی نامهای ترکی و مغولی است. علامه محمد قزوینی در مقاله ای مبسوط به معنای این نام پرداخته است. فاروق سومر نیز در پژوهشی بسیار ارجمند به توضیح و تحلیل اسامی ترکی دولتمردان در دولتهای مختلف پرداخته است. باتوجه به این نکات واژه «منکبرنی» صورت مقلوب «منگو+وئرنی» (خدا+داد) است. واژه «منگو» در زبان ترکی به معنای «ابدی»، «خدا» و «جاویدان» است. واژه «وئرنی» ، «وئردی» نیز به معنای «احسان» و «عطا» است. صورت درست تلفظ واژه «منکبرنی» Menkoberni نیز با کسرة میم و ب و ضمة کاف است.

مطالب مشابه

 بازی خطرناک سپاه پاسداران با کارت پ.ک.ک

بو خێنا اۏ خێنالاردان دئییل آمما…

دؤولت‌چیلیک آلمالاری«آذربایجان آتا بَی‌لیک دؤولت‌چیلیگی»