وقتی نام قطران تبریزی را در اینترنت جستجو میکنید، همه ایرانشهری در به در دنبالِ سند هستند تا زبانِ قطران را به پهلوی و دری وصل کنند. اگر زبانی به نامِ فهلوی یا پهلوی وجود دارد، یک اثر را بیاورند و بگویند که فهلوی است. صرفاً نام میبرند اما وجود خارجی ندارد.
به قطران باز میگردیم. محمد عوفی در لُبابالاَلباب میگوید: «الحکیم شرفالزمان قطرانالازدى التبریزى ـ قطران که همه شعرا قطره بودند و او بحر و جمله فضلا ذره بودند و او خور، اشعار او در کمال صنعت و اوستادى و لطایف او محض اکرام و رادى، از اهل تبریزست و بر اقران سبقت کرد و قصاید او همه لطیف و اغلب رعایت تجنیس کردست.»
ناصرخسرو قدیمترین نویسندهاى است که راجع به این شاعر تبریزى مطالبى ارائه کرده است. زیرا «ناصر خسرو هنگامى که در تبریز توقف کرده بود (۲۰ صفر تا ۱۳ ربیعالاول ۴۳۸هجری قمری ) با قطران ملاقات و گفتگو کرد.» (ادوارد براون- تاریخ ادبیات ایران، ترجمه فتح الله مجتبائی) در مورد این ملاقات در سفرنامه ناصرخسرو آمده است:
«در تبریز قطران نام شاعرى را دیدم، شعرى نیک میگفت، اما زبان فارسى نیکو نمیدانست. پیش من آمد دیوان منجیک و دیوان دقیقى بیاورد و پیش من بخواند. و هر معنى که او را مشکل بود از من بپرسید، با او بگفتم و شرح آن بنوشت و اشعار خود بر من بخواند، چهاردهم ربیعالاول از تبریز روانه شدیم.» (ناصرخسرو قبادیانی مروزی، سفرنامه، با حواشی دبیرسیاقی. انجمن آثار ملی)
دقیقاً این قضیه را هم امروزه شاهدیم. در آذربایجان، خیلی از ترکزبانها، اگر بخواهند فارسی صحبت کنند، نمیتوانند صحبت کنند، اما اگر بخواهند به فارسی شعر بنویسند، عین آب خوردن است. این را من به چشم دیدهام. قضیه قطران هم همان بوده است.
خود قطران در مورد محل تولدش گوید: خدمت تو هم به شهر اندر کنم بر جان غم گر چه ایزد جان من در شادی آباد آفرید.
اهالی تبریز خوب میدانند که شادآباد، دهی است در نزدیکی تبریز. اگر اشتباه نکنم، علامه طباطبایی نیز از شادآباد بوده است. قطران طبق نوشتهها شاعر قرن ۴ بوده است. طبق تقویم شمسی، متولد سال 388 میباشد. قطران را بنیانگذارِ مکتب شعری آذربایجان مینامند.قطران، به مانندِ سایر شاعران ترک که به فارسی شعر سرودهاند، به زبان مادری خود اندیشیده و بعد به فارسی آن سطور را بر ورق جاری کرده است. به چندین ضربالمثلِ ترکی که قطران، هزارسال پیش آنها را به فارسی برده است دقت کنیم:
«شاد چندان است خصم او که دورست او ز خصم/
شاد باشد هر که سوی داوران تنها شود.» این بیت همان مثل ترکیِ
این بیت همان مثل ترکیِ «تک باشینا قاضی یانینا گئدن شاد قاییدار» میباشد که قطران با استادی تمام، به فارسی ترجمه کرده است. این را وقتی یک فارسزبان میخواند، فقط به معنای ظاهری مصرع دقت میکندو شاید اصلاً معنای شعر را متوجه نشود، اما وقتی یک ترکزبان میخواند، ناخودآگاه آن مثل نیز در ذهنش تداعی میشود و درک مطلب براش سهل میشود. و یا در بیتی میگوید:
«خجسته باد نوروز و بهارت/ چنین نوروز بگذاران هزاران.» ما همین امروز هم ترکی این بیت را استفاده میکنیم و در دید و بازدیدهای نوروز میگوییم: «مین بئله بایراملار گؤرهسن.» و قطران این را به فارسی ترجمه کرده است. در جایی دیگر میگوید: «به خرمی بگذاری هزار عید اینچنین…» و باز هم مصداقِ ترکی همانِ جملهٔ «شادلیقلا مین بئله بایراملار گؤرهسن.» در فارسی میگویند که: صد سال بدین سالها. اما در ترکی از رقم هزار، استفاده میکنند.
و یا درجایی دیگر گوید: «بنوازدم بناز و بیندازدم برنج/ در خواندم ز بام وبرون راندم ز در»
این همان ضربالمثلِ ترکیِ «دامدان چاغیریب، قاپیدان قووار» هست. میبینید که چقدر با ظرافت به فارسی ترجمه کرده است.
به این بیت دقت کنید: «بود همیشه گذرگاه حبل بر چنبر/ بود همیشه گذرگاه گوی بر چوگان».
مصراع اوّل، عیناً مصداقِ این مثل ترکی هست: «ایپ گلیب همیشه دوغاناقدان کئچر.»
و یا در بیتی میگوید: «گرچه آنجا دیر ماندم سر نهادم زی تو باز/ سر سوی چنبر کشد گرچه دراز آید رسن»
مصراع دوّم، دقیقاً مصداقِ «ایپ نه قدر اوزون اولسا دا، یئنه ده گلیب دوغاناقدان کئچهجکدیر.»
امثال ترکی به کار رفته در دیوانِ قطران زیاد است. من فقط نمونه آوردم. بعضی از ابیات هم هستند که فهم این ابیات برای افراد غیرِترک مشکل است. مثلاً در جایی گوید: «چو من سوی هوا پویم شود پایم به سان پر» (من هاوایا یوکسلسم، آیاغیم قاناد آچار)
در این مصراع، معنای آیاغیم قاناد اولار (پایم مثل پر میشود) در فارسی، کاربردی ندارد و این، طرزِ تفکریست که به زبان ترکی عائد است. در فارسی برای تفهیم چنین تفکری گویند: «مثل مرغ پر درمیآورم»
قطران از لغات ترکی فراوانی هم استفاده کرده است، برای مثال گوید:
«دینار گون نبید به کافور گون اَیاغ…» و یا «چون بر بالای میمون او برزم اندر نهد یون او…»
یون و اَیاغ و گون و…
و…
شاهین مرادی
- برخی از لغات و کنایات و امثالِ ترکی در آثار خاقانی/شاهین مرادی
- ترکان پیشگامان ادبیاتِ معاصرِ فارسی، ایرج میرزا و تقی رفعت/شاهین مرادی
اهداف گروه خبری آذتورک خبرلری:
سایت آذتورک خبرلری بطور روزانه و فعال اخبار و مطالب مربوط به حقوقبشر، آذربایجان، جهان تورک، مقالات و غیره… که در رسانهها و سایتهای دیگر کمتر به آنها پرداخته میشود را پوشش میدهد.
ما در این سایت بطور ویژه به اخبار و مسائل مربوط به آذربایجانجنوبی که همواره مورد استعمار و چپاول دو رژیم جمهوری اسلامی و پهلوی قرار گرفته میپردازیم. با اینکه تورکها خدمات بی پایانی به ایران کردهاند اما رژیمهای مذکور ملت تورک را به دلیل خواستههای مشروعشان بارها سرکوب کردهاند و این سرکوب ها همچنان ادامه دارد.
سایت آذتورک خبرلری صدای فعالین مدنی و حقوق بشری و مدافعان آزادی و دموکراسی ملت تورک و پاسخی به تبعیضها و سرکوبها علیه آذربایجان است.
سرزمین آذربایجان متعلق به ملت آذربایجان است و سرنوشت آذربایجان را ملت آذربایجان تعیین خواهد کرد. حق تعیین سرنوشت از ارکان اساسی ملتهاست و آذربایجان هم از این قاعده مستثنی نیست.
این سایت و گردانندگانش به هیچ سازمان سیاسی و غیرسیاسی وابسته نیستند. از شما خواهشمندیم، سایت ما را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید و با ارسال فیلم و خبر ما را یاری نمایید.