مثلا a را کشیده تلفظ می کردند و می شد ā ؛یعنی اختلاف تلفظ فقط در کمیت بود نه کیفیت تلفظ. در حالی که در لهجۀ فارسی تهرانی امروز اختلاف میان مصوتهای کوتاه و بلند اختلافی کیفی است و مصوت بلند â با مصوت کوتاه a و مصوت بلند i با مصوت کوتاه e و مصوت بلند u با مصوت کوتاه o در نحوۀ تلفظ با هم تفاوت اساسی دارند. خوانندۀ محترم این مقاله، در کتاب تاریخ زبان فارسی دکتر محسن ابوالقاسمی، انتشارات سمت، صفحات 289 و 290 می تواند به صورت مشروح این تفاوتهای مهم میان فارسی دری و فارسی را بخواند. اما سؤال مهمی که در این مورد پیش می آید این است که این اختلافات مهم در تلفظ میان زبان دری (تاجیکی فعلی) با زبان فارسی معیار ایران (لهجۀ فارسی تهرانی) به چه علت و دلیلی رخ داده است؟ به عبارت دقیق و علمی، زبان دری یا تاجیکی در ایران چرا به صورت لهجۀ فارسی تهرانی درآمده است و در تاجیکستان و افغانستان این اتفاق مهم نیفتاده است؟ این سؤال مهم، همان است که زبان شناسان ایران، مخصوصاً پان ایرانیستها و پانفارسها دانسته از جواب دادن به آن تفره می روند و عمداً می کوشند که این اختلافات تلفظی مهم را یا نادیده انگارند و غیرمهم تلقی کنند یا توجیه و لاپوشانی کنند یا از جواب به کلی تفره می روند و آن را طبیعی می انگارند.
توضیح این که داشتن لهجۀ غلیظ فارسی تهرانی که از دیدگاه زبان شناختی اساساً جعلی و برساخته و متأثر از تورکی است، در کنار تمرکز امکانات دولتی و حاکمیتی و صنعتی و غیره در تهران و محروم نگه داشتن ملل غیرفارس از آنها، سبب مهاجرت کثیر به تهران شد و در سیستم آموزش و پرورش استعماری و ضدبشری رضاخانی، رها کردن زبان مادری اصیل و طبیعی و خدادادی، یادگیری زبان فارسی تهرانی و مهمتر از همه، داشتن لهجۀ جعلی فارسی تهرانی در تلفظ روزمرۀ کلمات، مزیت و قابلیت اصلی برای تمدن و پیشرفت و «ایرانی بودن» و «داشتن نژاد پاک آریایی» (؟) محسوب شد که تا امروز این سیستم ضدبشری اساساً نژادپرستانه ادامه داشته و دارد. به بیان دیگر «تهرانی» بودن یک مشخصه و شاخص نژادپرستانه برای برتری انسان ایرانی محسوب شد و داشتن لهجۀ فارسی تهرانی یک مزیت نژادپرستانۀ اجتماعی- سیاسی مهم قلمداد شد. ژاله صامتی، یکی از میلیونها قربانی این نوع نژادپرستی خطرناک و فقط یک نمونه از میلیونها تظاهر این نژادپرستی ضدبشری در ایران است. استاد محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر بزرگ تورک آزربایجان که به زبان فارسی نیز شعرهای فراوانی سروده است، در شعر معروف «الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی با من» به صورت توفنده و شجاعانه به این نژادپرستی خطرناک و عریان در ایران تاخته است که خوانندۀ محترم را به خواندن آن شعر معروف دعوت می کنیم. در پایان مقاله باید تأکید کنیم که هر انسانی، به هر زبانی به غیر از زبان مادری خودش حرف بزند، لهجه خواهدداشت و داشتن لهجه، نه تنها هیچ عیب و عار برای هیچ انسانی محسوب نمی شود، بلکه یک مزیت است و نشان از این دارد که آن انسان به دو زبان می تواند سخن بگوید.
منابع
ابولقاسمی، محسن (1373). تاریخ زبان فارسی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت).
دکتر اختیار بخشی