مانیفست هویت طلبی مدنی در ایران

اَیری اوتوراق، دۆز دانیشاق

مانیفست هویت طلبی مدنی در ایران

۱/ هیچ مسئولی در کشور ما، مقدس و غیرقابل نقد نیست.

انسان های زاده شده از بطون امهات که می خواهند وارد بازی تقدس بشوند، باید بلافاصله از مسئولیت و شغل دولتی و حکومتی استعفا بدهند و پس از آن می توانند خود را مقدس قلمداد کنند.

۲/ برای شفافیت مبارزه مدنی، استفاده از نام های غیر واقعی، اعلام هویت جعلی، ضربه زدن به همان شفافیت و نوعی بازی از نوع مبارزات زیر زمینی و رینگو بازی وحشیانه سرباز کشی و تروریستی است.

۳/  جنبش هویت طلبی، جنبشی مدنی مردم و کشور ما، امری قانونی و مطابق اصول عدالت و مطالبه گری ملی بوده و بدیهی است که باید هیچگونه هزینه امنیتی نداشته باشد.

اما چون بخش هائی از دولت و حکومت تحت نفوذ آشکار پروپاگاندای وابسته های شوونیسم پهلوی و نئو نازی‌های وطنی هستند، طبیعتاً و گاهاً هزینه‌هائی بر فعالان مدنی (هویت طلبان ) پیرامون مملکت وارد می شود.

این هزینه ها و ستم ها بر فعالان مدنی کشور، نباید موجب خروج از مبارزه مدنی و یا اعمال خشونت آمیز و رادیکالی گردد.

۴/ ادیان و دین و پیامبران برای سعادت بشر آمده اند ، انسانها برای رونق دین بوجود نیامده اند .همینطور وطن و مملکت برای زیست راحت شهروندان است و نه بر عکس. هیچکدام بر مردم کشور ارجحیت ندارند.

۵/ در دام نقشه های استعمارگران خارجی و ماشه های داخلی آنها، چه تحت نام سازمان‌های مسلح و چه تحت نام باستانگرائی ارتجاعی و ضد جامعه مدنی نخواهیم افتاد .راه پیروزی جامعه مدنی همین مدنیت است.

۶/  کشتارهای شاهان و ارتجاع حول محوریت آنها در تاریخ این کشور، جز همین سیاست های نکبت غارت پیرامون و تجمیع آنها در تهران، هیچگونه دست آوردی نداشته است.

۷/  کشور ما یک قطب واحد است و برای تمام مردم مرکز و پیرامون به صورت یکسان است. ممالک محروسه ایران با حفظ حق تعیین سرنوشت خود، در تمام داشته های موجود مملکت شریک بوده و به طور همسان باید از آنها منتفع شوند .

عدم تقسیم داشته های کشور و بدتر از آن غارت منابع ملی و محیط طبیعی، چه آگاهانه و چه غیر آگاهانه، ستم به کل پیرامون و مرکز کشور است؛ این امر مملکت را به طرف واگرائی می برد!

۸/  تا زمانیکه سیستم مرکزگرائی به ضد تمرکز و حداقل غیر متمرکز تبدیل نشده است، امر توسعه و دمکراسی محال بوده و ادعای توسعه و پیشرفت دروغی آشکار است.

۹ /بازگشت سیاست خارجی کشور به سیاست موازنه منفی در قبال سیاست موازنه مثبت فعلی، راه رهائی از مهمیز و چنگال های امپریالیسم و شاخک‌های مختلف آن است؛در بند یکی از آن شاخک‌ها بودن در چنگال امپریالیسم بودن است.

۱۰/  تغییر همواره و هر زمان، ناجی مملکت در هماره مکان خود است. کشور باید به صندوق های واقعی و رای های واقعی مردم و نمایندگان واقعی مردم سر تسلیم فرود آورد.

این گونه بازی های از قبل تعیین شده و در این زمین های رانت خواری و غارت و این انتخاب های بین بد و بدتر، مملکت را در آستانه سقوط قرار داده است. تغییر مسئولین امری نرمال و روتین و امری مدنی و مجاز است ، ترس از آن داخل شدن در تونل وحشت زای

فروپاشی است.

۱۱/  رادیکالیسم، دست بردن به اسلحه، خشونت طلبی و ترور به دست هر کس که باشد، حق یا ناحق فرقی نمی کند، امری ضد جامعه مدنی بوده و پایه های قتل و جنایت و تروریسم را پایدار و امرمدنی را دچار سکته و فروپاشی می کند.

۱۲/  جنگ طلبی علیه هر کس چه همسایه ها و چه غیر همسایه ها، امری ضد جامعه بوده و تبلیغات چی های آن، دشمنان کشور و مملکت ما بوده و هستند.

جنبش هویت طلبی، پروپاگاندای جنگ ها را هر کس که باشد، دشمنان مردم میداند و به نفع صلح در کشور، صلح در منطقه و صلح در جهان را خواسته اصلی خود می داند.

ساغ اۏلون – وار اۏلون؛ گله جک بیزیمدیر، بیزیم اۏلاجاق.

عیسی نظری – حقوق‌دان/ ژورنالیست

مطالب مشابه