ما همان شهرهای اشغال شده آذربایجانیم – ابراهیم ساوالان
سالها پیش فیلمی با نام کانیمانگا و موضوع جنگ ایران و عراق تماشا کرده بودم. از آنجا که شناخت و احساسی نسبت به این اسم نداشتم کانیمانگا برایم چیزی شبیه کماندو، گانگستر و لینچان بود. حتی هنگام جنگ ایران و عراق نیز نام برخی از شهرهای جنوبی ایران از آنجا که برایمان تازگی داشت همان حس و حال کانیمانگا را برایمان تداعی میکرد.
ولی اسامی شهرها و روستاهای اشغالی آذربایجان تا مغز استخوان برایمان آشنا هستند. وقتی خبر اشغال آغدره و آغدام را از رادیو شنیدیم حس میکردیم که همین روستای آغدره مشکین اشغال شده و شاید ساکنان شهرهایی مانند سلماس، تکاب (تیکانتپه) و… نیز همین حس را داشتهاند زیرا آغدره نامی آشنا برای همه شهرهای ماست. کمتر کسی وجود دارد که روستایی با نام خانکندی نشنیده باشد و ما که همیشه در مسیر مشکین- اهر تابلوی این روستا را میدیدم با شنیدن خبر اشغالش حس کردیم که این خود ما هستیم که اشغال میشویم.
در همه سالهایی که در اورمیه بودم هروقت برای رفتن به پردیس نازلو وارد ترمینال روستایی آن شهر میشدم با شنیدن نام روستای زنگیلان قلبم مچاله میشد که هنوز زنگیلان شمالی ما در اشغال دشمن است. در بخش چایپارای خوی و نزدیکیهای حاجیلار دو روستای آشاغی زنگلان و یوخاری زنگلان وجود دارند. خوجا، خوجالی و خوجاموجا نامهای متواتری در مناطق قاراداغ، تبریز، شبستر و … است با این تفاوت که هنوز آنها در معرض نسلکشی قرار نگرفتهاند. در اکثر شهرها و روستاهای ما مردان و زنانی با نام لاچین زندگی میکنند که نامشان یادآور لاچین اشغالی است و نام کوه شوشا در کنار جاده زنگان- بیجار یادآور همان معبد تسخیرشده موسیقی و فرهنگ آذربایجان است که تا آزاد نشود این درد التیام نخواهد یافت.
اسامی روستاها و شهرهای اشغالی آذربایجان چنان آشنای ذهن و روح ما هستند که با دقت در آنها عبارت «ما خود آذربایجان هستیم» هم کم میآورد و متوجه میشویم که ما همان شهرهای اشغال شده آذربایجانیم.