مرگ، هم‌قفس حیوانات باغ‌وحش تبریز: زبان‌بسته‌هایی که زخم‌شان دهان بازکرده

مرگ، هم‌قفس حیوانات باغ‌وحش تبریز: زبان‌بسته‌هایی که زخم‌شان دهان بازکرده

حیوانات باغ‌وحش «باغلارباغی» تبریز در شرایط بسیار نامطلوبی به‌سر می‌برند و چیزی که می‌توان از حال و روز حیوانات زبان‌بسته فهمید، فراموشی مجموعه باغ‌وحش از سوی مسئولان است.

 

از ازدحام سکوت شهربازی که می‌گذرم، بوی فضولات حیوانی جلوی راهم سبز می‌شود؛ بویی که پیش از این تنها در سفرهایم به روستا مشامم و ذهنم را از سبزی، از کاشتن، از صدای سگ‌ها پر می‌کرد. حالا همان بو در آخرین ایستگاه یک شهربازی خسته و کم‌رمق، مردم را به باغ وحش دعوت می‌کند.

 

هرچند راهنمای درست و حسابی نصب نشده که آدم را به سمت باغ‌وحش «باغلارباغی» هدایت کند، اما هرکسی با قدرت بویایی می‌تواند درب ورودی را پیدا کند. از ورودی که پایم را تو می‌گذارم، مرد جوانی می‌گوید: «بلیط!» و می‌فهمم که باید از دکه‌ای که چندمتر آن‌طرف‌تر است، ۴۰۰۰تومان بدهم و بلیط تهیه کنم.

 

دوباره به درب ورودی بزرگی که تنها یک در کوچک از آن می‌تواند بازدیدکنندگان را هضم کند، برمی‌گردم. این‌بار مرد جوان بنظرم خسته‌تر می‌آید و بی‌آنکه چیزی بگوید بلیط را از دستم می‌گیرد و لای چند کاغذ دیگری که در دست دارد، می‌گذارد. همه‌چیز عادی بنظر می‌رسد و بویی که محوطه بیرون را پر کرده بود در بینی‌ام ته‌نشین می‌شود. گویی که انگار از اول نبود.

بیشتر بخوانید

مطالب مشابه