مصائب شیرین اوروشلوق

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم

به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را

بی‌شک با گذر عمر دنیوی، ماندگارترین و شیرین‌ترین خاطرات، همان ایام کودکی و نوجوانی است و بس. چرا که با ماشینی شدن غوغای زندگی، دیگر خبری از حلاوت آن روزهای گذشته نیست. مهمانی‌های فامیلی، توپ بازی در محله‌های تنگ و باریک با دمپایی، حتی صف‌های طویل نانوایی‌های عجب‌شیر که یک نصف روز وقت صرف می‌کردیم برای گرفتن ۲۰ قرص نان لواش و … از جمله خاطرات شیرین نوستالژیک هم‌سن و سالانم بحساب می‌آیند.

اما ایام رمضان در آن مقطع زمانی، در منطقه ما از حال و هوای خاصی برخوردار بود. الان شاید دیگر کسی هفت هشت ساعت رغبت نکند وقتش را در صف نان و گاز و … تلف کند ولی این اتلاف وقت برای نسل ما موهبتی الهی بود چون نه گوشی هوشمند اختراع شده بود و نه از فضای مجازی خبری بود تا وقتمان را به پای این حضرت نوظهور بریزیم! بهترین خاطرات من برمی‌گردد به ایام اروشلوخ.

بعد از خوردن سحری، تقریبا یکی دو ساعت وقت داشتم برای رفتن به مدرسه و این تایم بهترین زمان بود برای مرور درس‌ها. بعد از ظهر هم معمولا پس از انجام تکالیف مدرسه و کمی استراحت، آماده می‌شدم برای شروع مصائب شیرین ماه مبارک! از دو سه ساعت مانده به افطار با بچه محل‌ها و دوستان، جهت خلاصی از احساس گرسنگی می‌زدیم تو کار صف ایستادن‌ها! از صف نان بربری و سنگک گرفته تا صف کپسول گاز بوتان و حتی زولبیا بامیه. شیرینی‌اش هم به تداوم برنامه‌ها تا دقایق مقارن افطار بود. و چه فاتحانه به سوی خانه قدم برمی‌‌داشتیم. چون هم نان‌آور (با پول پدری) خانه بودیم و هم عبد خالص خدا! تازه وقتی برای افطاری مهمان داشتیم این حس خوب به حد اعلای خودش می‌رسید. بعدها این مهمانی‌های فامیلی جایش را از خانه‌ها به رستورانها داد و صف‌ها هم کلا از جامعه رخت بربست و نان‌هایمان بسته نایلونی سوپرمارکتی شدند و علمک‌های گاز شهری به دم درب خونه‌هایمان رسید. چقدر زمان‌دار!!! شدیم ما. ولی دریغ از یک سر سوزن دلخوشی ایام نه چندان دور! و اینچنین بود که هم باکلاس شدیم و هم مدرن منتها از نوع عزلت نشینش. حال تنهایی چیزی که از آن دوران داریم خاطرات سبزش هست و بس با چاشنی آه و افسوس نسبت به گذشت ایام خوش…

پ.ن: مارک یا مدل کپسول گاز ما در عجب‌شیر بوتان بود و برخلاف ایران گاز، صفهای طویلی داشت ولی در عوض نانوایی‌مان، نانوایی مختص کارکنان دولت در جنب ترمینال قدیم بود و نسبت به دیگر نانوایان شهر، خلوت‌تر.

امیر چهره گشا

مطالب مشابه

 بازی خطرناک سپاه پاسداران با کارت پ.ک.ک

بو خێنا اۏ خێنالاردان دئییل آمما…