مفهوم توسعه ی پایدار و میزان همبستگی آن با مطالبات اتنیکی،

مفهوم توسعه ی پایدار و میزان همبستگی آن با مطالبات اتنیکی،

به بهانه ی موافقت دولت کانادا با درخواست مهاجران ایرانی در خصوص تدریس زبان دوم و زبان مادری فارسی شان در مدارس !

توسعه ی پایدار از پارادایم ها و الگوهای فکری جدیدی است که به مانند سایر پارادایم های جدید فکری که از دهه های شصت و هفت میلادی قرن گذشته در دنیا رواج پیدا کرد،اول بار در سال ۱۹۷۰ میلادی توسط” باربارا وارد” در اعلامیه ی کوکویاک در باره ی محیط زیست و توسعه بکار رفت.

سپس در کنفرانس سازمان ملل متحد در زمینه ی محیط زیست و توسعه در شهر ریودوژانیروی برزیل تحت عنوان اجلاس زمین در سال ۱۹۹۲ میلادی مورد توجه قرار گرفت.

توسعه ی پایدار،

مفهومی است که به واسطه ی پیامدهای منفی زیست محیطی و اجتماعی ناشی از رویکردهای توسعه ی یک جانبه ی اقتصادی ،پس از انقلاب صنعتی ،و تغییر نگرش به مفهوم رشد و پیشرفت ،پدید آمده است.

توسعه ی پایدار مفهومی است که تلاش دارد با نگاهی نو به توسعه،اشتباهات گذشته ی بشری را تکرار نکرده و توسعه ای همه جانبه و متوازن را رقم بزند.

توسعه ی پایدار،به پنج نیاز اساسی زیر پاسخ میگوید:

۱.تلفیق حفاظت و توسعه

۲.تامین نیازهای اولیه ی زیستی انسان

۳.دست یابی به عدالت اجتماعی

۴.لحاظ خودمختاری ها و تنوع های فرهنگی،اتنیکی و…

۵.حفاظت از یگانگی اکولوژیکی.

توسعه ی پایدار نه به معنای توسعه ای که ماندگار و با دوام است! که خیر،بلکه به معنای توسعه ای همه جانبه و متوازن در همه ی ابعاد مختلف اجتماعی( مدنی) اقتصادی و زیست محیطی( اکولوژیکی) میباشد.

ساده ترین تعریف از توسعه ی پایدار،توسعه ای است که نیازهای نسل حاضر را برآورده کند،بدون اینکه توانایی های نسل های آینده را برای رفع نیازهایشان به خطر بیندازد.( کمسیون جهانی محیط زیست و توسعه ۱۹۸۷ م.)

تعریف بانک جهانی از توسعه ی پایدار نیز توسعه ی دارای استمرار و مداوم میباشد.

تعریف دولت بریتانیا نیز از توسعه ی پایدار،کیفیت بهتر زندگی حال حاضر و نسل های آینده میباشد.

با نگاه و مرور چندین باره ی مفهوم توسعه ی پایدار،بعنوان اصلی ترین پارادایم و الگوی فعلی بشری در جهان مدرن معاصر برای زیست بهتر انسانی ، و تعمیم این نگاه علمی و مدرن به مطالبات مدنی اتنیک های متنوع انسانی مخصوصا عمده، تورک ها و عرب ها ،با پتانسیل های عظیم انسانی،اقلیمی،فرهنگی،استراتژیک و… در کشوری بزرگ و پرجمعیت به نام ایران می پردازیم.  متاسفانه سیستم سیاسی اعمال حاکمیت سانترالیستی و مرکزگرایانه ی مبتنی بر دو عنصر اتنیک و اقلیم، هر دو فارس محور! می باشد.

در ایران،در طول سه حاکمیت اخیر ایران در طول یک قرن اخیر، یعنی دو دوره حاکمیت پهلوی اول و دوم و همچنین حاکمیت فعلی مستقر، حتی فارغ از هر گونه گرایشات عقیدتی و ایدئولوژیکی ،و صرفا مبتنی و متکی بر نحوه و سیستم و اسلوب حکمرانی، ناکارآمدی و ناتوانی این سیستم حکمرانی در تامین و برآورده کردن خواسته ها و مطالبات ذکر شده در مبحث توسعه ی پایدار نظیر مطالبات فرهنگی و اقلیمی و..،دقیقا و به وضوح قابل مشاهده و رصد بوده است و اتفاقا شاهد تاراج اقلیم و اکوسیستم و معادن و پتانسیل های مختلف اقتصادی،فرهنگی،هویتی و سایر داشته های مردمان مختلف متنوع و متکثر این جغرافیا به نفع گروهی خاص و مشخص را شاهد هستیم و نکته ی آزار دهنده ی قضیه اینجاست که مدعیان و مدافعان این مدل حکمرانی منسوخ و غیر علمی و غیر مدرن ،هر گونه مطالبات مردمان تورک و عرب این جغرافیا را،که به ظن خودشان این مدل باد آورده ی تمامیت خواهانه ی یک جانبه ی منافع مادی و معنوی شان،را به خطر می اندازد و با برچسب های کاملا کلیشه ای و تکراری و نخ نما شده،اما کاملا جا افتاده و تحمیل شده و به نوعی سمبه ای و زورکی! نظیر:

مطالبات کم اهمیت قومی قبیله ای!!!

تجزیه طلبان مزدور بیگانه!!!

جاسوسی کشورهای بیگانه!!!

تهدید تمامیت ارضی!!!

و تبیین های غیر علمی و بیشتر مشمئز کننده و آزار دهنده ای مثل:

لزوم وجود زبان رسمی ملی! ( بقیه لال به دنیا آمده اند و زبان مادری نداشته اند!)

لزوم تعریف و خوانش و قرائتی گزینشی و واحد از یک جغرافیا و حذف سایر نام های تاریخی جغرافیایی!( سرزمین آبا و اجدادی هرکسی برای خودش مقدس است ،تقسیمات سیاسی قراردادی جدید فرع بر موجودیت های قدیم و تاریخی میباشد)،

عدم رجوع به اسناد متقن و دقیق وعلمی تاریخی و زیاده خواهی و پرگویی شبه علمی و خرافی باستان محور و دروغین و غیر واقعی به جای تاریخ مدون و رئال و فکت محور،

و….،

القصه،برای کسانی که به دستاوردهای علمی بشری که ماحصل و خروجی آن در سبک زندگی توام با رفاه و همزیستی مسالمت آمیز جوامع مدرن بشری ،با مصادیق بیشمار قابل احصاُ ،کمترین اعتقادی دارند، لزوم بازنگری در تفکرات تمامیت خواهانه ای که لزوما خود را حق و غیر خود را ناحق گمان میکند! صرفا همین توصیه به مطالعه ی علم روز دنیا و دستاوردهای حاصل از آن، اینکه بشر مدرن کل تجربیات فکری و فلسفی انسان خردمند در طول تاریخ را بعنوان مثال در انسان مدرن متفکر معاصر و فیلسوفانی چون یورگن هابر ماس و ایده های خرد و عقل و کنش جمعی و امثالهم و جوامعی که ظرفیت و توانایی همزیستی مسالمت آمیز با وجود تبارها و اتنیک ها و عقیده های مختلف و گوناگون مثل کانادا و آمریکا و فرانسه و…در کنار یکدیگر دارند.
شاید کفایت کند و هر گونه توضیحی،تکرار مکررات و زیاده گویی خواهد بود و لاغیر.

آنچه برای خود میپسندیم!،ظرفیت و جنبه ی پسند و شایستگی و حق دریافت و داشتن و بهره مندی و…آن برای دیگران را نیز داشته باشیم که اگر غیر از این هستیم،به مرزهای توسعه هم هزار سال دیگر نخواهیم رسید!

داوود خاکپور

 

مطالب مشابه

 بازی خطرناک سپاه پاسداران با کارت پ.ک.ک

بو خێنا اۏ خێنالاردان دئییل آمما…

دؤولت‌چیلیک آلمالاری«آذربایجان آتا بَی‌لیک دؤولت‌چیلیگی»