منطق عقیم کمپین”نخریم تا ارزان شود”

در جریان فوران آتش فشان فقر و تورم در ایران، عده ای با راه اندازی کمپین های مختلف با محتوای “نخریم تا ارزان شود” و فعالیت های از این دست، گویا می خواهند راهکار برای بیرون رفت از این تلاطم گرانی ارائه دهند. در کنه کلام و در ماهیت مسئله مطلق این دوستان عزیز نگاه مسئولانه نسبت به شرایط جاریه جامعه دارند اما صدبار حیف اقتصاد و نمودارهای ثابت و متغیر وابسته به آن علم است و با فرمول های عقلانی مدیریت، کنترل و با اظهارات احساسی مدام اوج می گیرد و درصد تورم تا سدره المنتهی به معراج هم می رود.

منطق این دوستان عزیز به منطق آن رئیس جمهور ماضی ابعد ایران می ماند که گفت:”من این دلار را پاره می کنم و به صد تومان هم نمی خرم.”

یا امام جمعه ای اعلام کرد:”آمریکا به فکر دلار خودش باشد که هر روز در ایران گران می شود.”

و مابقی اظهارات از این دست که من حیث المجموع اگر مکتوب شوند از مثنوی هفتاد من هم قطورتر خواهد شد.

به جای نقد با جلو ه های طعن آمیز صف های طویل و عریض ماکرونی و مرغ فروشی ها باید به این نکته اساسی توجه بکنیم آنکسی که در صف ایستاده است یک انسان است علاوه بر آن یک پدر و علاوه تر از همه آنها یک مادر است که در خانه کودک دارد و به هیچ وجه حق نداریم برای یک کودک نسخه تحریم و نخریدن و نخوردن تجویز بکنیم. رواج این متد برای مهار تورم به این می ماند که برای جامعه بخشنامه صادر بکنیم و بگوییم کسی حق ندارد اکسیژن تنفس بکند.؟؟؟ واقعا خنده آور نیست؟ صف ها بخاطر کودکان است و نسخه های کمپینی شما دوستان عزیز در اصل تحریم کودکان می باشد و این هم یک جنایت بشری از نوع اقتصادی آن است.
در کنار اینکه این مورد غیرممکن است “تنفس اکسیژن” خودش یک عمل غیر ارادی است و ما بخواهیم و یا نخواهیم این عمل شکل خواهد گرفت.

کودکی که در خانه منتظر نان،شیر؛پنیر،ماست،مرغ،نان و…می باشد حکم اکسیژن را دارد حال ما چگونه می خواهیم برای کودکان 6 ساله کمپین راه بیاندازیم که نخریم تا ارزان شود؟ بالاخره اگر پدری در صف مرغ و شیر به صف نایستد قبل از مرغداری ها فرزند 6 ساله خود متضرر خواهد شد.

به بهتر بیان:
اگر از زاویه حس و احساس به قضیه نگاه بکنیم آنکسی که در صف ایستاده است یک پدر و یا یک مادر است که در خانه کودک چشم به راه و باز شدن درب با دستان پر از شیر و نان دارد.

اگر از زاویه علم و منطق اصولی و با عقلانیت نگاه بکنیم اقتصاد، بازار عرضه، تقاضا و نمودارهای وابسته به آن یک علم است و با مدیریت صحیح کنترل می شود. دولت های عاقل با خلق فضای باز اقتصادی و تجاری مردم خود و کودکان کشورش را در تنگنا قرار نمی دهد که یک پدر در شرایط اجباری تحریم کودک خود قرار بگیرد. با این نسخه پیچی ها گناه دولت های غیرمسئول به گردن آن سرپرست خانواده می افتد که گناهش فقط پدر و مادر بودنش می باشد.
ام الجنایت شرایط امروزی در ایران دولت رئیسی و حکومت خامنه ای می باشد که کشور را تا مرز تورم کهکشانی سوق داده اند نه پدری که بخاطر فرزندش در صف نانوایی ایستاده است.

حسن کریمزاده صاحب دیوان

مطالب مشابه