گشتی در پانزدهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تبریز؛ نمایشگاه کتاب یا سرانه مطالعه، کدام را باور کنیم؟
نمایشگاه بینالمللی کتاب تبریز امسال هم با شکوه فراوانی برگزار شد اما همین باشکوه بودن نمایشگاه، سوالات و ابهاماتی را حوالی کتاب و میزان مطالعه به وجود میآورد.
«بالاخره این نمایشگاه کِی تمام میشود؟» این را راننده بیآرتی به مرد بغلیاش میگوید و بعد توضیح میدهد که چگونه بزرگترین اتفاق فرهنگی تبریز، کارش را بیشتر و سختتر کرده است.
جوانان و گاه لابهلای تعداد زیادشان چند مرد و زن میانسال و سالخورده هم دیده میشود که از سمت ایستگاه بیآرتی به طرف ماشینهای مخصوص نمایشگاه حرکت میکنند. بعضیها که برای چندمینبار است میآیند، مستقیم سراغ ماشینها میروند اما تردید را میتوان در قدمهای باراولیها دید.
مینیبوس پر شده اما راننده، پسرجوان دیگری را سوار میکند و میگوید روی سکویی که کنار صندلی راننده قرار گرفته به سمت مسافران بنشیند. میگوید: «بنشین بابا چقدر راه است مگر؟» پشت سرش قهقههای سر میدهد.
۹۱۴۴متر مربع در اختیار کتب درسی
شلوغ است. این جمله کوتاه را میتوان در هر وعده از نمایشگاه بینالمللی تبریز تکرار کرد. محوطه سالنها مملو از جمعیتی است که به این طرف و آنطرف میروند. چند غرفه در بیرون از سالنها هم هستند که کتابهای درسی میفروشند و جمعیت خوبی هم دورشان را شلوغ کرده است.
پیش از آنکه وارد سالنها شوم، باید چیزی بخورم؛ بازدید از تمام سالنهای یک نمایشگاه بزرگ، انرژی زیادی میخواهد. جمعیت زیادی که اطراف غرفههای اغذیهفروشی را گرفتهاند، حرفم را تصدیق میکنند. نوبتم میرسد و یک ساندویچ معمولی کالباس میخواهم، فروشنده که خستگی را در چشمانش جمع کرده، با بیحوصلگی میگوید: «۶تومن.»