این عهدی است که بعد از انتشار هر اثر جدیدم با خود می بندم .چرا بنویسم؟ در جامعه ای که اهمیت #کباب از #کتاب بیشتر و جایگاه #چایخانه از #چاپخانه رفیع تر است چرا بنویسم؟ چرا #آب_حیات دست مخاطبی دهم که تشنه دانستن نیست ؟روزگار غریبی است اولین چیزی که از سبد خرید #خانوار حذف می شود کتاب است و آخرین اولویت حمایتی #دولت نیز همین بینواست.گویا غیر از #دانشجویی که او هم برای پاس کردن درس خود مجبور است کسی رغبت کتاب خریدن ندارد. فضای مجازی همه را دانشمند کرده است و کمتر کسی خواندن کتاب علمی مفصل را به مطالب کوتاه و سطحی #تلگرام و #واتساپ و #اینستاگرام ترجیح می دهد.
برای #دانشگاه هم دقت در اوقات حضور و غیاب اساتید مهم تر از توجه به تلاش علمی آنان است.برای استاد مهم تر از کتاب خواندن و کتاب نوشتن این است که در کلاس و خارج از کلاس حرفی نزند که بخاطر آن مواخذه بشود.#حقوق خواندگان هم وکالت کردن و #پول درآوردن را به نوشتن کتاب و #مقاله ترجیح می دهند.شاید حق با آنها باشد…آخر حق الوکاله یک پرونده و حتی نوشتن یک لایحه با حق التالیف کتابی که سالها زحمت برده بیشتر است.
اما من عهد شکنم باز هم می نویسم.هر چند تقریبا هیچ #تشویق و یا دستکم بازخورد مثبتی در قبال نوشته هایم ندیده ام. تنها سوالی که بعد از انتشار هر اثر پرسیده می شود این است:لابد پول خوبی از نوشتن این کتاب عایدتان می شود.این اثر ششمین اثر بنده است که پنج مورد آنها #تالیف و یک اثر ترجمه بوده است اما از هیچ نهاد دولتی و غیر دولتی حتی یک پیام #مثبت هم دریافت نکرده ام.
شاید چون شهرستانی هستم.شایدم بخاطر این است که سمت دولتی ندارم اگر در دانشگاه های #تهران تدریس میکردم یا در اداره کار سمتی داشتم یحتمل معنون به عنوان #پدر حقوق کار می شدم شایدم بعد از مرگم این هیاهو به راه بیفتد.به هر حال مرده پرستی در خون ماست.شاید دیگر ننویسماما نوشته هایم اگر به درد کسی هم نخورده باشد درد #کپی بردارن را که از روی نوشته های بنده بنام خود حقوق کار و حقوق #مالی منتشر کرده اند خوب دوا کرده است. جلد سوم مجموعه #حقوق_کار اینجانب هم منتشر شده و در اختیار شماست دست به کار شوید…
آیدین رنجبری