پروپاگاندا و نبرد رسانه ای/ هنری که باید از رقبا آموخت

دیپلماسی عربی-چینی

پروپاگاندا و نبرد رسانه ای هنری که باید از رقبا آموخت

روند گسترش جریانات و احزاب چپ توام با جذب میلیون ها طرفدار در جامعه کم سواد و توسعه نیافته ایران بسیار عجیب اما آموزنده است.
مارکس بر این باور بود که انقلاب های کمونیستی در جوامعی رخ میدهد که در سایه صنعتی شدن قشر عظیم طبقه کارگر شکل گیرد و این طبقه تدریجا به آگاهی طبقاتی دست یافته به یاری روشنفکران عدالت گرا و پیشرو، اقدام به انقلاب کارگری و ایجاد دیکتاتوری پرولتاریایی جهت خلق جامعه آرمانی بی طبقه نماید.

اما جامعه ایران نه صنعتی بود و نه دارای طبقه کارگر منسجم و خودآگاه.
در عمل هم نه فقط تمام رهبران و متفکرین، بلکه اکثر طرفداران و پیروان چپ از طبقه متوسط شهری بودند با این وجود در سالهای انقلاب احزاب و جریاناتی چون سازمان مجاهدین و فدائیان اقلیت طرفدارانی میلیونی یافتند به حدی که میتوانستند در تهران و کلانشهرها تظاهراتی چند صد هزار نفری سازماندهی کنند.
چگونه رهبران جریانات چپ توانستند به چنین نفوذی دست یابند در حالیکه شما وقتی در سخنان و نوشته های افرادی چون اشرف دهقان و مسعود رجوی و … دقیق میشوید جز مهملات، جعل و مصادره به مطلوب تاریخ و دروغ چیزی نمی بینید.
شما این مهملات را نه فقط در گفته های رهبران جریانات چپ ایران بلکه حتی در مانیفست کمونیست که توسط مارکس نوشته شده به وضوح می توانید مشاهده کنید.
در مانیفست کمونیسم که توسط مارکس و انگلس نوشته شده چنین آمده:
” اساس تاریخ جوامع تا کنون تاریخ مبارزات طبقاتی بوده و …. هدف نهایی کمونیزم نیز واژگونی نظام سرمایه داری از طریق انقلاب کارگران و لغو مالکیت خصوصی بر زمین، منابع ، ابزار تولید و لغو کارِ مزدی و ایجاد جامعه بی طبقه با مردمی آزاد و برابر و در نتیجه پایان از خود بیگانگی انسان است”
در مورد عبارت اول: از زمان جنگ های آشور بنی پال و سارگُن علیه عیلامی ها تا جنگ های صلیبی و جنگ جهانی اول و دوم و … هیچ جنگی طبقاتی و بین کارگر و بورژا نبود بلکه بین پادشاهان و ملل، اقوام و مذاهب تحت حاکمیتِ آنان بوده است.
اما در باب هدف کمونیسم که ایجاد جامعه بی طبقه جهت نیل به آزادی و برابری است باید بگویم که این تفکر نیز از اساس غلط است چرا که رشد انسان و شکل گیری جوامع در سایه رقابت بوده. رقابتی که حتی بین حیوانات و گیاهان نیز وجود دارد این رقابت در جوامع انسانی توام بوده با رقابت برای کسب مالکیتِ مداوم آن منابع.

بنیاد طبیعت و حیات بر تفاوت،رقابت و نابرابری شکل گرفته است.
حال اگر شما با دیکتاتوریِ پرولتایی جامعه بی طبقه را ایجاد نمایید، حس رقابت و در نتیجه رشد را از انسانها می گیرد اما اگر رقابت آزاد باشد اما مالکیت ممنوع، تدریجا افراد با شرایط ژنتیکی و روحی و .. متفاوت ثروت بیشتر کسب کرده، با انباشت ثروت فاصله طبقاتی ایجاد خواهد شد حال اگر بجای مالیات متعارف، بخاطر ممنوعیت مالکیت همه اندوخته افراد کوشا را از آنان بگیرید، باز به تن پروری و بی انگیزگی مردم توام با فساد و رانت خواری ناشی از دیکتاتوری خواهید رسید.
فرایند تلخی که در شوری، کل بلوک شرق و کره شمالی و … رخ داد. چین هم تا قبل آزاد سازی در فقر مطلق و گرسنگی غوطه ور بود
سوال اساسی این است که چگونه جریانات چپ با وجود غلط بودن بنیاد فکری مارکسیسم و کمونیسم، این همه در ایران و جهان طرفدار داشتند؟

جواب : پروپاگاندا

رسول معینی راد

مطالب مشابه

 بازی خطرناک سپاه پاسداران با کارت پ.ک.ک

بو خێنا اۏ خێنالاردان دئییل آمما…

دؤولت‌چیلیک آلمالاری«آذربایجان آتا بَی‌لیک دؤولت‌چیلیگی»