پیامبری به نام «مانی» و کتابِ «خواستیوانیفت» که در فارسی «اعتراف‌نامه مانوی» قید کرده‌اند/شاهین مرادی

پیامبری به نام «مانی» و کتابِ «خواستیوانیفت» که در فارسی «اعتراف‌نامه مانوی» قید کرده‌اند/شاهین مرادی

پیامبری به نام «مانی» و کتابِ «خواستیوانیفت» که در فارسی «اعتراف‌نامه مانوی» قید کرده‌اند/شاهین مرادی

تمامِ منابعِ فارسیِ موجود در اینترنت، مانی را پیامبری ایرانی معرّفی کرده‌اند. اما واقعیت اینطوری نیست.
ابن‌ندیم در کتابِ الفهرست و در قسمتِ «حیات مانی» و ابوریحانِ بیرونی در کتاب «تحقیق ماللهند» ودر زیست‌نامه مانوی به صراحت قید کرده‌اند که مانی از شهرهای دورِ چین، سفری به این مناطق و البته هندوستان داشته است و آنهم برای تبلیغِ دینِ خود دست به سفر زده است. نامِ پدر او را «فاتگ/ پاتیگ» قید کرده‌اند. همانطور که میدانیم، کلماتِ فارسی، دارای حروفِ «گ،چ،پ،ژ» در ساختارِ خود نمیباشند. پدر مانی به مذهب «گنوسی/ الخسائیه» روی آورده بود و به همین دلیل، مادرِ مانی را طلاق داده (از باورهای دین گنوسی است که از شراب و زن دوری کنند) و به عراقِ امروزی که خواستگاه الخسائیه است، مسافرت داشته‌اند. بنابراین مانی با عراق و مندایی‌ها آشنایی داشته است و به همین خاطر است که میگویند به زبان مندایی اثری دارد که گم شده است و یا از بین رفته است! اینها اطلاعاتی بود که از بیرونی و ابن‌ندیم کسب کرده بودم. فردوسی در شاهنامه معتقد است که مانی به چین تعلق دارد. به این ابیات از شاهنامه دقت شود:

بیامد یکی مرد گویا ز «چین»،
که چون او «مصوّر» نبیند زمین. (اشاره به نقّاش بودن مانی دارد).

بدان چرب‌دستی رسیده به کام،
یکی پرمنش مرد «مانی» بنام.

بصورتگری گفت پیغمبرم،
ز دین‌آوران جهان برترم.

ز چین نزد شاپور شد بارخواست
پیغمبری شاه را یار خواست‌.

سخن گفت مرد گشاده زبان،
جهاندار شد زان سخن بدگمان.

سرش تیزشد موبدان را بخواند،
زمانی فراوان سخنها براند.

کزین «مردِ چینیِ » چیره‌زبان،
فتادستم از دین خود در گمان.

اما 1200 سال قبل و از غارها و کوههای شهر تورفان (از توابع شهرِ سین کیانگِ چین) کتابی به زبانِ ترکی اویغوری کشف شده است که مربوط به «مانی» هست. نام کتاب «خواستیوانیفت» هست که توسط آقای «فرهاد نیلوفری»، به فارسی هم ترجمه شده است. مضمون این کتاب، درباره دین مانی هست و به آموزش خط مانوی و ظهور دینی نو به نام مانوی میباشد. بنابه گفته‌های «مایکل اچ‌هارت» و «ابوریحان بیرونی» و البته ابن‌ندیم، مانی هفت کتاب نوشته است، که زبانِ آن کتابها، «تُرکی اویغوری، سُغدی، مندایی، چینی و سُریانی» میباشد. حالا چطوری مانی را پیامبرِ فارس میدانند اللهُ اعلم! حتی کتابِ «شاپورگان و ارژنگ هم به زبانِ سُریانی نوشته شده است». همگان میدانیم که این زبان، مربوط به هندوستانِ قدیم است، اما جالب است که زبانِ سریانی و کتابهای مانی را به زبانِ فارسیِ میانه ربط میدهند!! جالب است که هر دو کتاب، از میان رفته است و اثری از آنها نیست. اما تاریخ‌نگاران و شخصیت‌پردازانِ عربی قید کرده‌اند که کتابهای مانی تا قرنِ پنجم هجری موجود بوده است.

تنها کتابی که از مانی موجود است، کتابِ خواستیوانیفت»، میباشد که به زبان ترکی اویغوری نوشته شده است

مطالب مشابه