پیوند عاطفی – قلبی دکتر صدیق و استاد حبیب ساهر


در سال هاي كودكي‌ام، وقتي كه هنوز سواد خواندن و نوشتم نداشتم، قاب عكس خاتم كاري شده‌اي بر روي طاقچه‌ي اتاق كار پدرم، همواره توجه‌ام را جلب مي‌كرد. قابي كه يك بيت شعر در آن نوشته شده بود كه همواره زمزمه زير لب پدرم بود. او با لحني حزن آلود اين بيت شعر را مي‌خواند كه باعث غصه و دلگرفتگي من مي‌شد. شايد علت آن وابستگي بيش از حد من به پدرم باشد كه با كوچكترين ناراحتي او ناراحت مي‌شوم و با ديدن روي خندانش، شاد و خوشحال مي‌شوم، بنابراين لحن حزن‌آلود او باعث ناراحتي و دلگرفتگي من مي‌شود. بعدها كه سواد خواندن و نوشتن يادگرفتم، به سراغ اين قاب عكس رفتم و با انشاي غلط خود سعي كردم تا آن را بخوانم. اما اين بيت شعر به زبان تركي نوشته شده بود و من با تلفظ‌ حروفي نظير (ؤ) و يا (ائ) آشنايي نداشتم. هرچند كه پدرم همواره در روزهاي تعطيل كتاب (آناديلي) را به ما تدريس مي‌كرد، اما بالاخره مجبور شدم به خودش مراجعه كنم و بگويم: بابا جان، لطفا اين شعر را بخوان تا ببينم چه نوشته! ايشان اين بيت را خواند، و من هرچند كه به روي خودنياوردم اما متوجه شدم كه بعض گلويش را گرفت و اشك در چشمانش حلقه زد! :

من آرزو ائدرديم كي جهان جنته دؤنسون / افسوس بوتون آرزولاريم قالدي گؤزومده

شناختنامه حبیب ساهر بر اساس پژوهشهای دکتر حسین محمدزاده صدیق دوزگون

(۲)

يكي از سال‌هاي دهه ۶۰ بود، من هم كودكي چند ساله، به همراه پدرم به منزل يكي از دوستانش رفته بوديم. اما برخورد پدرم با او بسيار متفاوت بود. احترام بسياري به او قائل بود و به من نيز تاكيد كرده بود كه در منزل ايشان پسر با ادبي باشم! من هم كه بچه بودم و مرتب بهانه مي گرفتم : بابا بريم، اين پيرمرد ديگر كيست؟! در نگاه اولم او پيرمردي خسته و عصباني بود، از او مي‌ترسيدم! كتاب‌ها و كاغذهاي بسياري داشت و همه خانه‌اش قفسه بندي و كتاب بود. پيرمرد وقتي متوجه شد كه من احساس ناراحتي و ترس دارم، به سراغ قفسه هاي بسيار كتابش رفت و به من گفت مي‌خواهم به تو هديه اي بدهم! من هم خوشحال شدم و از پيشنهاد او استقبال كردم.

اودفتري زيبايي با يك مداد به من داد. من با دفتر و مداد مشغول شدم و او نيز با پدرم مشغول به صحب شد. همه كاغذهاي دفتر را كندم و خط خطي كردم و همه را بر روي گليمي كه روي آن نشسته بودم، پخش كردم. صحبت هايش با پدرم تمام شده بود كه به سراغ من آمد، با ديدن كار من برآشفته شد و گفت: اين دفتر زيبا را چرا به اين روز انداخته اي، حيف اين كاغذها، چرا اين كار را كرده اي! من كه كودكي خردسال بودم و از قبل نيز از او مي‌ترسيدم، گريه‌ام گرفت و سمت پدرم رفتم. او گو اينكه از برخوردش با من ناراحت شده باشد، به سراغم آمد و گفت: پسرم! كاغذ ارزش دارد، بايد در آينده بتواني مطالب ارزشمند بر روي آن بنويسي، شعر بنويسي و … . بعدها از طريق پدرم، فهميدم كه او شاعر همان شعري است كه يك بيت آن در قاب خاتم كاري شده و در طاقچه اتاق كار پدرم قرار گرفته بود. من بارها نزد او رفتم و ديگر با هم دوست شده بوديم، تا روزي مطلع شدم كه او از دنيا رفته است و چه مصيبتي! او يك شخصيت مردمي بود و مرگ او تاثير عميقي بر مردم آذربايجان به ويژه پدر من گذاشته بود.
(۳)
من آرزو ائدرديم كي جهان جنته دؤنسون
افسوس بوتون آرزولاريم قالدي گؤزومده
هر درده دؤزرديم‌ده شيكايت ائله‌مزديم
اي واه! شيكايت دويولور ايندي سوزومده.
حبیب ساهر (اولکر)، شاعر، داستان‌نویس و مترجم ایرانی، كه از او به عنوان پدر شعر نو ايراني (تركي آذربايجاني) ياد مي‌شود. حبیب ساهر در اردیبهشت ماه ۱۲۸۲هجري شمسي در ميانه به دنیا آمد و کودکی خردسال بود که همراه با پدر و مادرش به تبريز آمد. دوران دبیرستان را با محمد حسين شهريار هم‌مدرسه شد و روزگار بسياري با هم گذراندند. بعد از دوران دبیرستان و مراودت ادبی با شهریار، به تركيه رفت. پس از آن به دانشگاه استانبول رفت. از دانشگاه این شهر درسال ۱۳۰۴ در ۲۲ سالگی لیسانس جغرافیا گرفت و از آن پس دوران 40 ساله معلمی و آفرینش ادبی او آغاز شد. او در روستاها و شهرهای‌آذربايجان، قزوين و در واپسین سال‌ها در تهران معلمی کرد و تا اواسط دهه ۴۰ در این شغل باقی ماند.ساهر، داستان‌نویس و شاعری توانا بود. از او آثاری به سه زبان تركي، فارسي و فرانسوي منتشر شده‌است . پيش از تقي رفعت و خيلي قبل‌تر از نيما، ساهر شعر نو فارسی سرود و سبک جدیدی را در شعر فارسي و ترکی بنیان گذاشت، و بدین‌گونه است که عنوان «پدر شعر نوي ایران» درمورد او به کار رفت.

اکنون در دانشکده‌های ادبیات تركيه و جمهوري آذربايجان، دانشجویان دوره‌های عالی ادبیات ترکی، برای فارغ التحصیل شدن، باید در کنار سایر دروس خود، درسی سه واحدی به نام ساهر شناسلیق (ساهرشناسی) را هم بگذرانند. ظرایف ادبی اشعار ترکی ساهر، آن چنان گسترده و غنی است، که تاکنون قریب دهها موضوع پایان نامه دوره دکترا و کارشناسی ارشد را به خوداختصاص داده‌است .حبیب ساهر در ۲۴ آذر ۱۳۶۴ هجري شمسي در تهران در گذشت. مجموعه آثار اوشامل : شقایق (مجموعه شعر نو و کهن) ۱۳۲۲ – تبریز، سابه‌ها (مجموعه شعر نو و کهن) ۱۳۲۴ – تبریز، اشعار برگزیده (مجموعه شعر) ۱۳۲۶ – اردبیل، افسانه شب (مجموعه شعر) ۱۳۲۵ – تبریز، خوشه‌ها (مجموعه شعر) ۱۳۳۳ – قزوین، جغرافیای ایالت خمسه، ۱۳۳۷ – قزوین (اثر علمی – تحقیقی درباره جغرافیا)، اساطیر (مجموعه شعر) ۱۳۴۵ – قزوین، اشعار برگزیده (مجموعه شعر) ۱۳۴۷ – قزوین، کتاب شعر ساهر (۱) ۱۳۵۳ – انتشارات نبی تهران، کتاب شعر ساهر ۲ – ۱۳۵۴ – انتشارات گوتنبرگ تهران، میوه‌گس (مجموعه حکایات و خاطرات) ۱۳۵۴ – انتشارات گوتنبرگ تهران، ادبیات منظوم ترکی (آنتالوژی، مشتمل بر شرح حال بیش از صد شاعر ترک زبان اهل ترکیه، ۱۳۵۶ – انتشارات دنیای دانش تهران)، کتاب شعر ساهر (۳)، ترجمه اشعار شارل بودلر فرانسوی به فارسی، لیریک شعر (مجموعه شعر)، قزوین، ۱۳۴۴، کوءشن (مجموعه شعر)، تهران، ۱۳۵۸، سحر ایشیقلانیر (مجموعه شعر) تهران، ۱۳۵۸، سوءنمین گونشلر (ترجمه‌هایی منتخب از آثار کلاسیک فارسی به ترکی)، تهران – ۱۳۶۱، داغینیق خاطره لر (مجموعه خاطرات)، تهران، ۱۳۶۱، قیزسسی، قیزیل سسی، قازان سسی (رمان)، خاطره لر یا حیاتین یئددی بوروقلاری (خاطره‌های یا هفت خوان حیات)، خاطره لر، باشاگلن چیکیلیر، ترجمه جزء آخر قرآن کریم، بخشی از غزلیات حافظ، شصت رباعی اصیل و ناب از خیام، گلستان سعدی و بسیاری آثار دیگر را به‌صورت منظوم به زبان ترکی معاصر.
(۴)
پدرم، از سال هاي نوجواني و جواني علاقه بسياري به حبيب ساهر داشت. او در سال 1346 و هنگامي كه در سن 22 سالگي هفته‌نامه «هنر و اجتماع» را منتشر مي‌كرد، با حبيب ساهر در ارتباط بود، همواره اشعار ايشان را در هفته‌نامه چاپ مي‌كرد و مقاله‌هاي بسياري در نقد و بررسي آثار ايشان در همان سال‌ها و پس از آن منتشر كرد. پدرم در اين‌باره‌ مي گويد: « در آن دوران خفقان، نگاه آرمان‌خواهانه حبيب ساهر، احاطه و تسلط وي به ادبيات و زبان تركي و ذوق شگرف هنري‌اش، توجه من را به خود جلب كرده بود».

وقتي درباره حبيب ساهر از پدرم پرسيدم متوجه شدم كه ايشان، حبيب ساهر را به واسطه دو اثر با ارزش «ليريك‌شعرلر» و «كؤشن» مي‌شناخت. اين دو كتاب علاوه بر این که برخي از آثار ارزنده‌ي او را كه در دهه‌هاي 30 و 40 در مطبوعات آذري چاپ مي‌شد را در بر داشت، حاوي مقدار متنابهي از اشعاري هم هست كه در سال‌هاي 50 سروده شده‌اند. پدرم به من گفت كه آنچه بيش از هر چيز توجه خواننده‌ي اين دو مجموعه را به خود جلب مي‌كند، راه مستقلي ا‌ست كه ساهر در شعر تركي مي‌پيمايد و كوشش دارد آن را هر چه هموارتر كند. اين راه را حسين مهدي – منتقد و نويسنده‌ي فقيد آذربايجان- به موقع خود «خصوصيات شعر ساهر» نام داده بود. اين خصوصيات، پس از پيمودن راه‌هاي هموار و ناهموار و سخت و سرشار، مكتبي «مكتب ساهر» را ايجاد كرده است. استفاده‌ي ماهرانه و هنرمندانه از اوزان و قالب‌هاي عروضي كه قرن‌هاست جسم و روح شعر آذري را تسخير كرده است و در آميختن قالب‌هاي لطيف عروضي با اوزان طبيعي هجايي، مهم‌ترين ويژگي‌ اين مكتب است. پدرم سال‌هاي بسياري را در دوستي و تبادل افكار و اطلاعات با حبيب‌ساهر گذراند او « ديدي از نوآوري‌هاي حبيب ساهر»، « حبيب ساهر شاعر مردم» و بسياري مقاله‌ها و اشعار را درباره حبيب ساهر نوشته و سروده است.

ائلدار محمدزاده صدیق

مطالب مشابه

 بازی خطرناک سپاه پاسداران با کارت پ.ک.ک

بو خێنا اۏ خێنالاردان دئییل آمما…

دؤولت‌چیلیک آلمالاری«آذربایجان آتا بَی‌لیک دؤولت‌چیلیگی»