چرا رژیم ایران از تحریم هراسی ندارد و عامل استمرار تحریم ها کیست؟
ایران بریفینگ / یوسف صمدی نمین / وقتی که اساس و پایه یک رژیم بر مبنای دیکتاتوری است و رأی مردم توان تغییر آن رژیم را ندارد، آن رژیم نیازی به این نمیبیند که کاری انجام دهد تا مردم خود را راضی نگه دارد. آنها بهخوبی میدانند که اگر تحریمها افزایش یابد و سفره مردم روزبهروز کوچکتر گردد و فقر و بیکاری روز بروز افزایش یابد، ضربهای به حکومت و سلطه آنها از مردم نمیخورد و همواره جیب آنها روز بروز پرتر وزندگیشان تجملیتر میگردد. مثل این میماند که به شما گفته شود که پلیس حق جریمه کردن شمارا ندارد طبیعتاً شما با هر سرعتی خواستید رانندگی میکنید و هر قانون راهنمایی و رانندگی را هم دوست داشتید نقض میکنید.
شرایط ایران میتواند تا حد شرایط کره شمالی هم پیش برود و باز این رژیم هراسی از تحریمها نخواهد داشت، چراکه منافع آنها تحت تأثیر این تحریمها قرار ندارد، زندگی تجملی اینها اتفاقاً روز بروز باوجود تحریمها بهتر هم میشود و دقیقاً به این خاطر است که با آمدن دولت جدید حتی افرادی هم که تحریم شده بودند یا در لیست سیاه حقوق بشری بودند ارتقاءیافته و در مهمترین مناصب حکومتی نشانده شدهاند، ازجمله رئیسی، پاسدار وحیدی، محسن رضایی و یا رستم قاسمی.
سؤال این است که چطور یک رژیم دیکتاتوری مذهبی میتواند به ابقاء حکومت خود ادامه دهد؟ جمهوری اسلامی نمونهای از یک حکومت دیکتاتوری-مذهبی هست که روشهای مختلفی را برای ابقاء خود اتخاذ میکند، موارد زیر بعضی از اینهاست:
۱. ایجاد دشمنی، کینه، نفاق و تفرقه بین مردم از طریق سلطه یک اقلیت روی دیگر ملیتها در سطح کشوری:
در ایران قریب به ۹۵% سازمانهای حکومتی و مراکز مهم تصمیمگیری توسط فارس زبانها کنترل و اداره میشود از شورای نگهبان گرفته تا مجمع تشخیص مصلحت نظام تا وزارتخانهها، سفارتها، سازمانهای نظامی و اطلاعاتی و همینطور در سطح استانها. با این روش تقریباً نصف مردم ایران با نصف دیگر رودررو قرار میگیرند و دیگر اتحاد برای برکناری یک رژیم دیکتاتوری ازهمگسسته میشود. این روش در کشور سوریه هم اتخاذ شده است طوری که اقلیت ۵ درصد حزب بعث که علوی میباشند بر روی ۹۵ درصد مسلمان سنی، مسیحی و آشوری حکومت میکند.
۲. سلطه امامان جمعه برای شستشوی مغزها و استانداریها روی مسائل اجرایی (در سطح استانی)
امامان جمعه که در قدیم توسط مردم منطقه و شهر خودشان انتخاب میشدند حالا در تهران و توسط شورای سیاستگذاری ائمه جمعه و جماعات و با تأیید دیکتاتور اعظم انتخاب میشوند. امامان جمعه هر هفته مسائل مهم سیاسی و اجتماعی را بهصورت دیکته شده دریافت کرده و از طریق ارتباط دادن به دین سعی میکنند که مردم را شستشوی مغزی دهند که اطاعت از آنها مردم را به خدا و بهشت نزدیک میکند و الا آنها به جهنم خواهند رفت! امامان جمعه همراه با استاندارها حرف آخر را در تمامی مسائل سیاسی و اجتماعی مربوط به منطقه میزنند و مردم و شرکتها و اصناف و ادارهجات هیچ نقشی در آینده و سرنوشت خود ندارند؛ و اگر خیانتی در حق مردمان منطقه توسط مرکز و حکومت دیکتاتوری صورت گیرد امامان جمعه و استاندارها یا باید سکوت اختیار کنند و یا آن خیانتها را توجیه کنند و الا از مقام و منصب خود کنار گذشته میشوند. برکناری امامجمعه لواسان در شمال استان تهران آخرین نمونه حذف ائمه جمعه نسبتاً مردمی بود که باعث اعتراض شماری از هواداران او شد، در آخرین نماز جمعهای که سعید حسینی لواسانی اجرا کرد، شماری از شرکتکنندگان در حمایت از او شعار دادند.
۳. سلطه یک سازمان نظامی از طریق زور. برای مثال باند مافیای-تروریستی سپاه پاسداران روی تمامی مسائل (در تمامی سطحها ازجمله وزارتخانهها، استانداریها، شهرها، بخشها و روستاها)
سپاه پاسداران، این نهاد مافیایی تروریستی تنها سازمانی است که در تمامی مسائل ورود پیداکرده است حتی روی مسائل مربوط به امامان جمعه و خود دیکتاتور اعظم. در حقیقت بسیاری از گفتهها و اعمال و رفتار رهبر هم توسط سپاه تنظیم و به ایشان دیکته میشود. در نظام دیکتاتوری-مذهبی مثل ایران کل سیستم رهبری، ریاست جمهوری، مجلس، قوه قضائیه و دیگر سازمانها حالت ویترین دارند و کشور توسط «فرصتطلبان و تصمیم گیران در سایه» اداره میشود و این افراد هستند که در تمامی سازمانهای دیگر نماینده دارند. این مافیای در سایه است که تصمیم میگیرد چه کسی رئیسجمهور یا رئیس مجلس و یا رئیس قوه قضائیه شود. اینها هستند که تصمیم میگیرند چه کسی امامجمعه و یا استاندار شود. این گروه مافیایی تروریستی همچنین با ایجاد دستگیری، شکنجه و تهدید مخالفان و با ایجاد رعب و وحشت سعی دارد که اعتراضات مردمی را کاهش دهد. رژیمهای دیکتاتور مثل ایران با فزایش نیروهای مزدور و مافیایی سعی بر کنترل تمامی حرکات مردم عادی رادارند.
۴. افزایش تعداد مزدوران، خائنان و دزدان جنایتکار از طریق افزایش تعداد جمیعت خودی
در چنین نظامی اولاً سعی دارند که تعداد فرزندانشان را بیشتر کرده و افراد همفکر خود را تشویق به آوردن فرزندان زیاد و حتی چندهمسری بکنند و درعینحال آنها را در تمامی ادارات و مراکز مهم سیاسی، اقتصادی و آموزشی و نظامی بگمارند.
۵. پاکسازی، اخراج و حذف مخالفان
در طول ۴۱ سال حکومت دیکتاتوری مذهبی ما همواره شاهد اخراج و حذف نخبگان، استادان دانشگاهها، سیاسیون و دیگر افراد هنری و موردعلاقه مردم بودهایم که فقط بصرف اظهارنظرشان که خوشایند رژیم نبوده حذف شده اند. اخراج بیژن عبدالکریمی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، به اتهام «دفاع از نظام سلطنتی پهلوی» آخرین نمونه حذف نخبگان با اتهامات و دلایل مضحک بود.
۶. اختصاص پروژههای اقتصادی به نیروهای خودی و حذف رقبای غیرخودی جهت کنترل شریان اقتصاد کشور
قرارگاه خاتمالانبیاء سپاه پاسداران این گروه مافیایی نظامی مخصوصاً از دوران احمدینژاد تمامی پروژههای میلیون و میلیارد دلاریها را به تصرف خود گرفته و در اکثر موارد هم یا با شکست مواجه شده و یا بعداً پروژهها با مشکلات متعددی مواجه شده است و ازلحاظ کیفیت هم اصلاً قابلمقایسه با نمونه خارجی آن نبوده است. نمونه بارز آن سد گتوند هست. آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و دیگر سازمانهای زیر نظر رهبری همگروهی دیگر از مافیای اقتصادی هستند که شریان اقتصاد کشور را در کنترل دارند و به احدی پاسخگو نیستند و بعد از مرگ دیکتاتور اعظم هم این شرکتها و سازمانها در اختیار و کنترل مافیای تروریستی سپاه پاسداران قرار خواهد گرفت.
۷. ایجاد تنش در منطقه جهت سرکوب مخالفان داخلی و دشمنی مداوم با اسراییل باهدف ایجاد اختلاف در کشورهای منطقه میان سران حکومتها و مردمشان.
رژیم دیکتاتوری مذهبی هر جا که بوده است بهجز ویرانی و جنگ و تخریب و عقبماندگی سیاسی اقتصادی برای آن کشور چیز دیگری به ارمغان نیاورده است. سیل کمکهای میلیاردری از جیب مردم فقیر ایران به لبنان، سوریه، افغانستان، عراق و یمن و کمک به نیروهای مزدور رژیم در آن کشورها فقط در جهت ایجاد و تداوم جنگ بوده است و در حال حاضر تمامی این کشورها گرفتار هزاران مشکلات سیاسی و اقتصادی هستند. هدف از این ماجراجوییها و کینه ستیزیها از طرفی هژمونی و باجگیری در منطقه خاورمیانه و از طرفی هم سرکوب مخالفان داخلی و غارت و چپاول بیتالمال هست. چنین ماجراجوییها طبیعتاً میلیاردها دلار در سال هزینه برمیدارد و از طرفی هم هزینههای هنگفت سیاسی را در بردارد. چنین شرایطی برای ابقاء رژیم دیکتاتوری لازم هست چراکه فقط به خاطر وجود این تنشها است که رژیم دیکتاتوری میتواند به سرکوب مخالفان داخلی خود بپردازد و توجه مردم را بیشتر به مسائل معیشتی، سیاسی و تهدیدهای خارجی جلب کند و مردم زمان و انرژی کافی برای دفاع از آزادی و دموکراسی و حمایت از مخالفان را نداشته باشند.
و اما راه مبارزه با این مافیای قدرت و رژیم دیکتاتوری چیست؟
سه نکته مهم احساس مسولیت, تلاش برای آگاهی, و استفاده از روش و متدی که قابل درک طرف مقابل میباشد از ارکان مبارزه برای نابودی یک مافیای قدرت در یک نظام دیکتاتوری میباشد. تمامی افراد جامعه میبایست در قبال خود و نسل آینده احساس مسولیت کرده در آگاهی دیگران و مبارزه با ظالمان اقدام به کاری در حد توان خود بکنند. بهترین روش مبارزه این است که میبایست با طرف مقابل با زبان خودشان صحبت و برخورد شود. اگر دموکراسی و منطق بلد هستند میبایست با دموکراسی و منطق با آنها برخورد کرد، ولی اگر خشونت و زور تنها زبان آنها هست اتخاذ روشهای دیگر بی اثر و اتلاف وقت خواهد بود.
