کتابِ «کوچ در پی کار و نان: فاعلیت منفعلانه‌ی مستمندان آذربایجان از ۱۳۲۷ تا ۱۳۲۹ خورشیدی محمد مالجو برای همه آنهایی که مباحث مربوط به اقتصاد را تعقیب می‌کنند

کوچ برای کار و نان و طرح تجمیع فقرا و مستمندان در شهرهای مختلف آذربایجان/ابراهیم رشیدی رئیس انجمن شهرستان زنجان در شهریور29 به فرمانداری آن شهر نوشت

کتابِ «کوچ در پی کار و نان: فاعلیت منفعلانه‌ی مستمندان آذربایجان از ۱۳۲۷ تا ۱۳۲۹ خورشیدی
محمد مالجو برای همه آنهایی که مباحث مربوط به اقتصاد را تعقیب می‌کنند نامی شناخته شده و نامبر وان است. ایشان استاد اقتصاد در دانشگاه، مترجم و نویسنده نزدیک به بیست جلد کتاب در حوزه اقتصاد سیاسی است که چند ماه پیش کاری کارستان کرده و با تالیف کتابی، قطعه‌ محذوف و فراموش شده تاریخ معاصر آذربایجان را به تصویر کشیده است.

کتابِ «کوچ در پی کار و نان: فاعلیت منفعلانه‌ی مستمندان آذربایجان از ۱۳۲۷ تا ۱۳۲۹ خورشیدی» بر اساس اسناد «آرشیو ملی ایران» و «مرکز اسناد اصفهان» و «مرکز اسناد کرمان» و نیز «سامانه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران» تنظیم شده است. این کتاب از قحطی، بلا و فلاکتی سخن می‌گوید که بعد از سقوط حکومت خودمختار آذربایجان، گریبان این ملت را گرفته و آن را تا ورطه نابودی کشانده در نهایت منجر به کوچ صدها هزار انسان می‌شود. به قول نویسنده، بی‌سابقه‌ترین سرکوب خونین کارگزاران حکومت خودمختار آذربایجان و پایگاه‌های اجتماعی‌اش توسط کارگزاران حکومت مرکزی، مصادر اموال آنها، اعدام‌های که یک سال بصورت روزانه صورت گرفت و تبعید بازماندگان آن مبارزان رهایی‌بخش، نسل‌کشی بی‌سابقه‌ای را رقم زد و بلایای طبیعی نیز در نبود یک حکومت ملی، مزید بر علت شد تا همه مزارع نابود شوند و بنا به گفته نورالدین امامی؛ نماینده مجلس شورای ملی، تنها در بهار ۱۳۲۸ در آذربایجان حدود سه‌ونیم میلیون اغنام و احشام تلف شد و انسانهای بسیاری در گرسنگی و تبعید درگذشتند..

جنایاتی از این دست، در سطر سطر کتاب موج می‌زنند که تنها با خواندن این کتاب (نشر اختران تهران)، می‌توان به این قطعه محذوف تاریخ آذربایجان پی برد. و شاید این جنایات برای آن بوده که آن مردم دیگر نمی‌خواستند یا نمی‌توانستند زیر لوای جلادان مرکزی زندگی کنند، همچنانکه شهربانی آذربایجان در گزارشی به شهربانی کل کشور می‌نویسد «چشم و گوش آنها به کلی باز شده و دیگر گول تشریفات و مقررات و سایر جریانات معمولی کشور را نمی‌خورند. در دوره پیشه‌وری فوق‌العاده افکار مردم را از بدی اوضاع ادارات دولتی و نقص فرهنگ و بهداری و شهرداری و اجحافات طبقه مالک و سرمایه‌دار و بدی وضع طبقه کارگر و عدم اصلاحات متوجه کرده‌اند و حال،به همان علت، دیگر مردم آذربایجان حاضر و قانع به وضع فعلی نمی‌باشند و حتما اصلاحات می‌خواهند و با وعده و وعید راضی نمی‌شوند و عمل می‌خواهند و مطالبه می‌کنند‌».

ابراهیم رشیدی

مطالب مشابه