بنا به تحلیل فعال حقوق بشری آقای دومان رادمهر با افزایش اعتراضات احتمال خود زنی رژیم بسیار زیاد است. میتوان احتمال داد که رژیم با ناتوانی در برابر اعتراضات، مقدمات یک سناریوی پرهزینهتری را فراهم میکند.
در این سناریو نیروی نظامی رژیم در اقدامی تحریک آمیز، وارد خاک جمهوری آذربایجان میشود و یا مواضع جمهوری آذربایجان را هدف قرار خواهد داد. این اقدام طبق معاهده نظامی بین ترکیه و آذربایجان، به طور اتوماتیک ترکیه را نیز مجبور به مداخله خواهد کرد. حتی در صورت عدم پاسخ جمهوری آذربایجان/ترکیه، جهت تبلیغات داخلی، تعداد زیادی «شهید» ایجاد خواهد شد (دقت شود که نیروهای اعزامی از یگانهای سپاه و ارتشِ استانهای دیگر مخصوصا مازندران است). از طرف دیگر، احتمال عکس العمل تورکهای ایران هم به شدت بالا خواهد بود. به این ترتیب، کل فضای اعتراضات تحت تاثیر سناریوی جنگ با «پانتورکیسم» قرار خواهد گرفت و تبلیغات «الان وقتش نیست» اینبار برای کل اعتراضات کلید خواهد خورد. اعتراض برای دمکراسی جایش را به «جهاد ایرانیها برای تمامیت ارضی» خواهد داد.
نباید فراموش کرد که رژیم با کمک به ایجاد داعش سناریوی مشابهی را در سوریه بخوبی مدیریت کرده است. انحراف افکار عمومی جهان از رژیم اسد به سمت داعش سناریوی به مراتب پیچیدهتری بود که رژیم از عهده آن برآمد و توانست حکومت اسد را نگه دارد.
طی این روزها دیدیم که نیروهای وابسته به سپاه تروریستی از کشتن کودکان خرد سال نیز تردید نکردند حتی تا جایی پیشرفتند که در بلوچستان کودکان ده یازده ساله را با سلاجهای دوربین دار مورد هدف قرار دادند.
رژیم جمهوری اسلامی ایران برای ادامه بقای استبداد و دیکتاتوری خود از روزهای اول تشکیل سپاه با گماردن سردارهای بی کفایت و همجنسباز به عنوان فرماندهان سپاه و ترویج تفکرات شعوبی و راسیستی سعی داشت مزدوران مطیعی برای خود تربیت کند تا دستوراتشان بدون تردید و بی قید شرط اجرا شود، این دستورات حمله به یک کشور همسایه مسلمان و یا حتی سرکوب و کشتن مردم داخل ایران هم باشد.
در نظامهای دیکتاتوری از هر روش و وسیلهای برای تربیت مسئولان، فرماندهان، مزدوران و زیردستان چاپلوس و بیرحم به عنوان یک برده مطیع مطلق استفاده میشود. یکی از این روشهای اثبات شده در تمامی کشورهای دیکتاتوری از جمله جمهوری اسلامی ایران، “سکس” است. فرقی نمیکند که این سکس با توافق دو طرف انجام شود یا با زور و تهدید، با همجنس خود باشد و یا با جنس مخالف. در تمامی موارد از این نوع ارتباطات، مدارک و فیلم تهیه میشود و به عنوان وسیلهای موثر برای وادار کردن افراد به انجام کارهایی خاص، استفاده میشود. در کل از این روش برای تربیت انسانهای برده صفت و مطیع مطلق، در جهت اجرای اوامر جنایی از قبیل قتل، شکنجه و سرکوب وحشیانه مخالفین نظام استفاده میشود. بردگان مطیع برای نظام بسیار ارزشمند هستند، بنابرین ارتقاء چنین افرادی نیز برای نظام ارزش حیاتی دارد حتی اگر این بردگان مطیع مطلق، حداقل لیاقت و کفایت لازم را هم برای آن پست و مقام نداشته باشند.
سردار سپاهی جلیل بابازاده فرمانده قرارگاه عاشورا که مسئولیت کشتار و سرکوب مردم در آذربایجان جنوبی و مسئولیت رزمایش ماجراجویانه رژیم در کنار رود آراز را به عهده دارد نیز یکی از فرماندهان بیکفایت و همجنس بازی است که با وجود افشای پرونده همجنسبازی و تجاوز وی به چندین سرباز، توسط رژیم ضد تورک ایران برای اجرای دستورات وقیحانه رژیم به عنوان فرمانده قرارگاه عاشورا در آذربایجان جنوبی گمارده شده. وی یکی از مطیع ترین بردههای حلقه به گوش خامنهای است که حتی برای حفظ رژیم از کشتن کودکان نیز امتناء نمیکند.
- چرا جمهوری اسلامی ایران از طریق یک هم جنسباز مردانه، گِی ( Gay )بر علیه آذربایجان استفاده میکند؟!
- آذربایجان، خسته از این همه تبعیض
-
سرداران همجنس باز قرارگاه عاشورا بردگان مطیع ماشین سرکوب سپاه در آذربایجان
-
افشاء اسامی و عکس همجنس بازان و قربانیان تجاوز در قـرارگاه عاشورا