دلیل گماردن سردار‌های بی کفایت و همجنس‌باز به عنوان فرماندهان سپاه در آذربایجان

سردار جلیل بابازاده قانع سردار فرهنگ مستعد سردار‌های بی کفایت و هم جنس‌باز

دلیل گماردن سردار‌های بی کفایت و همجنس‌باز به عنوان فرماندهان سپاه در آذربایجان: بیش از چهار هفته است که اعتراضات به حق مردم در مناطق مختلف جغرافیای موسوم به ایران بر علیه استبداد رژیم جمهوری اسلامی ایران با پیش آهنگیه زنان ادامه دارد.
 
بنا به شواهد یکی از سناریوهای مهم رژیم جمهوری اسلامی برای جلوگیری از روند اعتراضات ترساندن مردم از تجزیه ممالک ملت‌های عرب، تورک، کرد، بلوچ و … است.
 
سناریو از بین بردن اتحاد معترضین با رمز تجزیه از همان روز های اول اعتراضات توسط کانال‌ها و خبرگزاری‌های سپاه تروریستی پخش شد و در مقالاتی که توسط این ارگان فاسد منتشر می‌شد کشورهای جمهوری آذربایجان و ترکیه به عنوان متهم خارجی این اتفاقات نشان داده شد.
 
رژیم ایران با این انگ‌ها و شیطان سازی‌‎ها، از طرفی توانست تا حدودی مردم مرکز را با خود همراه‌ و مطالبات و اعتراضات پیرامون را سرکوب کند و از طرفی دیگر، اعتراضات مرکز را نیز با تهدید به تجزیه ایران کمی ساکت کند و متاسفانه برخی از رسانه های اپوزیسیون به دلیل تفکرات ایرانشهری که در ناخود آگاهشان جای گرفته با عدم پوشش صدای اعتراض ملت‌های غیر فارس و بایکوت رسانه‌ای آب به آسیاب رژیم ریختند. (این رسانه‌ها علاقه‌مند هستند که انسان‌ها فقط با مطالبات آنها اعتراض کنند و کوچکترین تحملی نسبت به شنیدن صدای حقوق پایمال شده ملت‌های غیر فارس و مذهب‌های غیر شیعی را ندارند) ولی با این حال خوشبختانه رژیم با این ادعا تاکنون به جای خاصی نرسیده و گروههای مختلف اتنیکی این سناریو را با دقت خنثی کرده‌اند. اما این به آن معنا نیست که رژیم براحتی از آن دست خواهد کشید. چراکه این ادعاها با تثبیت در ناخودآگاه مردم چوب دوسر طلا برای هر دو رژیم پهلوی و اسلامی بوده است.
 
در پی افزایش اعتراضات با استناد به اخبار منتشر شده در مورد استقرار نیرو‌های سپاه تروریستی و ارتش به همراه پل‌های متحرک در کنار رود آراز به راحتی میتوان گفت که رژیم در پی ماجراجویی‌های جدیدی برای منحرف کردن افکار عمومی است

بنا به تحلیل فعال حقوق بشری آقای دومان رادمهر با افزایش اعتراضات احتمال خود زنی رژیم بسیار زیاد است. میتوان احتمال داد که رژیم با ناتوانی در برابر اعتراضات، مقدمات یک سناریوی پرهزینه‌تری را فراهم میکند.
در این سناریو نیروی نظامی رژیم در اقدامی تحریک آمیز، وارد خاک جمهوری آذربایجان میشود و یا مواضع جمهوری آذربایجان را هدف قرار خواهد داد. این اقدام طبق معاهده نظامی بین ترکیه و آذربایجان، به طور اتوماتیک ترکیه را نیز مجبور به مداخله خواهد کرد. حتی در صورت عدم پاسخ جمهوری آذربایجان/ترکیه، جهت تبلیغات داخلی، تعداد زیادی «شهید» ایجاد خواهد شد (دقت شود که نیروهای اعزامی از یگانهای سپاه و ارتشِ استانهای دیگر مخصوصا مازندران است). از طرف دیگر، احتمال عکس العمل تورک‌های ایران هم به شدت بالا خواهد بود. به این ترتیب، کل فضای اعتراضات تحت تاثیر سناریوی جنگ با «پانتورکیسم» قرار خواهد گرفت و تبلیغات «الان وقتش نیست» اینبار برای کل اعتراضات کلید خواهد خورد. اعتراض برای دمکراسی جایش را به «جهاد ایرانیها برای تمامیت ارضی» خواهد داد.
نباید فراموش کرد که رژیم با کمک به ایجاد داعش سناریوی مشابهی را در سوریه بخوبی مدیریت کرده است. انحراف افکار عمومی جهان از رژیم اسد به سمت داعش سناریوی به مراتب پیچیده‌تری بود که رژیم از عهده آن برآمد و توانست حکومت اسد را نگه دارد.

طی این روزها دیدیم که نیرو‌های وابسته به سپاه تروریستی از کشتن کودکان خرد سال نیز تردید نکردند حتی تا جایی پیشرفتند که در بلوچستان کودکان ده یازده ساله را با سلاج‌های دوربین دار مورد هدف قرار دادند.

رژیم جمهوری اسلامی ایران برای ادامه بقای استبداد و دیکتاتوری خود از روزهای اول تشکیل سپاه با گماردن سردار‌های بی کفایت و همجنس‌باز به عنوان فرماندهان سپاه و ترویج تفکرات شعوبی و راسیستی سعی داشت مزدوران مطیعی برای خود تربیت کند تا دستوراتشان بدون تردید و بی قید شرط اجرا شود، این دستورات حمله به یک کشور همسایه مسلمان و یا حتی سرکوب و کشتن مردم داخل ایران هم باشد.

در نظامهای دیکتاتوری از هر روش و وسیله‌ای برای تربیت مسئولان، فرماندهان، مزدوران و زیردستان چاپلوس و بی‌رحم به عنوان یک برده مطیع مطلق استفاده می‌شود. یکی از این روشهای اثبات شده در تمامی کشورهای دیکتاتوری از جمله جمهوری اسلامی ایران، “سکس” است. فرقی نمی‌کند که این سکس با توافق دو طرف انجام شود یا با زور و تهدید، با همجنس خود باشد و یا با جنس مخالف. در تمامی موارد از این نوع ارتباطات، مدارک و فیلم تهیه می‌شود و به عنوان وسیله‌ای موثر برای وادار کردن افراد به انجام کارهایی خاص، استفاده می‌شود. در کل از این روش برای تربیت انسان‌های برده صفت و مطیع مطلق، در جهت اجرای اوامر جنایی از قبیل قتل، شکنجه و سرکوب وحشیانه مخالفین نظام استفاده می‌شود. بردگان مطیع برای نظام بسیار ارزشمند هستند، بنابرین ارتقاء چنین افرادی نیز برای نظام ارزش حیاتی دارد حتی اگر این بردگان مطیع مطلق، حداقل لیاقت و کفایت لازم را هم برای آن پست و مقام نداشته باشند.

سردار سپاهی جلیل بابازاده فرمانده قرارگاه عاشورا که مسئولیت کشتار و سرکوب مردم در آذربایجان جنوبی و مسئولیت رزمایش ماجراجویانه رژیم در کنار رود آراز را به عهده دارد نیز یکی از فرماندهان بی‌کفایت و همجنس بازی است که با وجود افشای پرونده هم‌جنس‌بازی و تجاوز وی به چندین سرباز، توسط رژیم ضد تورک ایران برای اجرای دستورات وقیحانه رژیم به عنوان فرمانده قرارگاه عاشورا در آذربایجان جنوبی گمارده شده. وی یکی از مطیع ترین برده‌های حلقه به گوش خامنه‌ای است که حتی برای حفظ رژیم از کشتن کودکان نیز امتناء نمی‌کند.

 

مطالب مشابه