ادعای ارتباط رهبر ایران با هخامنشیان؛ ابزاری تبلیغاتی در بحبوحه تنشها؟
در پی گزارش اولیه والاستریت ژورنال درباره یک ملاقات احتمالی و غیرمنتظره در دوحه بین نمایندگان آمریکا (احتمالاً شامل ترامپ) و ایران (احتمالاً پزشکیان)، که هنوز از سوی طرفین به طور رسمی تأیید یا تکذیب نشده، فضای مجازی ایران شاهد ادعایی عجیب بود.
فردی با نام “دکتر ابوالقاسم جعفری“ که خود را باستانشناس و متخصص زبانهای باستانی و مدرس تدریس تاریخ ادیان و زرتشتشناس معرفی کرده، ادعا نمود که شهرستان خامنه در آذربایجان شرقی، خاستگاه هخامنشیان بوده و سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، از نسل این سلسله باستانی است! وی تأکید کرد که خامنهای ذاتاً دارای “ذات پاک ایرانی“ است و مردم باید به او اعتماد و افتخار کنند. همینقدر مضحک.
این ادعا در تناقض کامل با اطلاعات منتشر شده در سایت رسمی دفتر رهبری و شناسنامه ایشان قرار دارد. بر اساس این منابع، خامنهای متولد مشهد و محل تولد پدرش شهر نجف (عراق) است و نسب وی از طرف پدر به امام سجاد و از طرف مادر به امام صادق میرسد. تنها اشاره به خامنه، اقامت کوتاه پدربزرگ پدری وی در این منطقه قبل از بازگشت به نجف است.
تحلیل پشت ادعا: تغییر گفتمان یا عوامفریبی؟
به نظر برخی ناظران، طرح چنین ادعای تاریخی غیرمستند و فاقد پایه علمی، در شرایط حساس کنونی معنادار است. پس از شکستهای نظامی سنگین ایران در درگیریهای اخیر با اسرائیل (طی ۸ روز گذشته) که به ادعای منابع ضد حکومتی منجر به آسیبهای گسترده به تأسیسات نظامی، هستهای و کشته شدن فرماندهان ارشد شده، هیمنه نظامی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی با چالش جدی مواجه شده است.
ناظران میگویند برخی حلقههای حامی نظام، ممکن است در تلاش برای تغییر گفتمان از “امتگرایی اسلامی“ به “ملیگرایی ایرانی“ و باستانگرایی باشند تا با ایجاد اتحاد ملی حول محور ایرانیت و رهبری، پایگاه اجتماعی فرسوده را تقویت کنند. از سه روز پیش در رسانه های رسمی و تلویزیونهای ایران، عبارت«جمهوری اسلامی» از پسوند برخی اسامی سازمانها و نهادها حذف شدت و مثلا به جای «صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» از « صدا و سیمای ایران» و به جای «سپاهپاسداران انقلاب اسلامی ایران»، از اصطلاح « سپاه ایران» استفاده میشود! این حرکت میتواند پاسخی به افزایش نفرت عمومی از سیاستهای ایدئولوژیک و معیشت نابسامان باشد.
واکنش احتمالی در آذربایجان و چالش جداییطلبی:
این استراتژی، به ویژه در آذربایجان شرقی (استان محل ادعایی نسب خامنه) با چالشی بزرگ روبروست. بخش قابل توجهی از مردم ترک این منطقه (که فعالانشان از آن به “آذربایجان جنوبی“ تعبیر میکنند)، هویت فارسی و حکومت مرکزی تهران را برنمیتابند و خود را “ملت ترک“ تحت ستم اقلیت فارسیزبان میدانند.
فعالان ترک با تأکید بر تنفر از هر دو گفتمان “شاهاللهی” (سلطنتطلب) و “شیخاللهی” (جمهوری اسلامی)، اینگونه تبلیغات را “عوامفریبانه“ میخوانند. آنها با اشاره به ضعف شدید دولت مرکزی پس از جنگ اخیر، بر عزم خود برای “جدایی“ و تحقق “آزادی، عدالت و حکومت ملی“ تأکید دارند و هرگونه اتحاد حول محور ملیگرایی ایرانی را رد میکنند.
ادعای غیرمستند ارتباط رهبر ایران با هخامنشیان، در فضای ابهام درباره تحرکات دیپلماتیک پشت پرده (ملاقات دوحه) و شرایط بحرانی پس از جنگ با اسرائیل مطرح شده است. این حرکت میتواند نشانهای از تلاش ناکام بخشی از نظام برای تغییر گفتمان و جلب حمایت ملیگرایانه در آستانه چالشهای بیسابقه داخلی و بینالمللی باشد، حرکتی که با واقعیتهای هویتی در مناطق قومی مانند آذربایجان و خواست روزافزون برای خودمختاری یا جدایی، در تضاد آشکار قرار دارد. صحت و سقم گزارش اولیه والاستریت ژورنال درباره ملاقات دوحه و انگیزه اصلی طرح این ادعای تاریخی، نیازمند پیگیری بیشتر است./ پایان