این چند روز سعی کردم همه تحلیلهای دوستان در مورد مناقشه بوجود آمده بین ایران و آزربایجان را بخوانم.
انصافاً تحلیلهای خوب و پخته ای هم ارائه شده است؛ ولی هرچه بیشتر فکر کردم بیشتر متوجه این نکته شدم که، یک جای کار می لنگد و انگار یک ضلع این قضیه ناقص است.
همه میدانیم که حجم ترانزیت ایران از تورکیه به اروپا و خود تورکیه ده ها و شاید صدها برابر ترانزیت به ارمنستان و اروپا از طریق ارمنستان است. تا کنون هم هیچ ممانعت یا مزاحمتی از تورکیه در این مورد مسبوق به سابقه نبوده و تهران و آنکارا هیچ مشکل اساسی هم ندارند که دلیل شود که در آینده، حداقل کوتاه مدت تورکیه مانعی ایجاد کند.
از طرفی، دالان زنگه زور جزو مفاد صلحنامه ای است که۱۰-۱۲ماه قبل منعقد شده است و روسیه نیز ضامن اجرای آن است و اگر ایران مخالفتی داشت، چرا به حال منتقل شده است؟ با فرض اینکه تغییر دولتها در اساس سیاست خارجی ایران تأثیر چندانی ندارد، پس تغییر دولت در ایران را نمیتوان دلیل آن قلمداد کرد.
از طرفی قبل از مانور با مشارکت پاکستان، تورکیه و آزربایجان ۵-۶مانور دیگر بعد از آزادسازی خاک اشغال شده انجام شده است و اگر مشکل مانور بوده چرا قبلترها اعتراضی نشده است؟
و اگر موضوع اخذ عوارض را دلیل بدانیم، این براحتی میتوانست توسط ایران در مسیر آزربایجان-نخجوان و بدون هزینه مقابله به مثل شود.
پس موضوع چیست؟
دوستان تحلیلهای فراوانی داشته اند که ضمن تأیید اکثریتشان، از آنها عبور کرده و به سراغ کشوری میرویم که از قلم افتاده است و میتواند نقش داشته باشد و آن کشور هندوستان است.
در کشور هند هم اکنون دولت هندوگرا سرکار است و میدانیم که ایران در بین دوستان منطقه ای خود از پاکستان به هند کوچ کرده است و نمونه ملموس آن بلوکه شدن پولهای ایران در حجم بالا در هندوستان است که، نشانه حجم تجارت بالاست (به عنوان مثال طی ۷-۸سال اخیر فروشگاهها و خانه های مردم پراز برنج هندوستانی شده است برخلاف قبل که پاکستانی بود).
کریدور شمال و جنوب ایران به کار کدام کشور غیر از خود ایران میآید؟ جواب هندوستان است.
برای چین هم اهمیت دارد، ولی برای چین کمربند شرق به غرب مهمتر از دالان شمال_جنوب ایران است؛ پس چین بازیگر اصلی پشت پرده نیست.
همه میدانیم که هند وپاکستان دشمن مستقیم هم هستند و در شرایط نه جنگ و نه صلح قراردارند. پاکستان با اتحاد استراتژیک با تورکیه و آزربایجان و تقاضای عضویت در اتحادیه تورک و حاکم شدن طالبان در افغانستان در چند سال اخیر وزن خود در برابر هند را بالا برده است.
از طرفی ایران با وارد کردن عراق، میانجیگری بین خود و عربستان را از پاکستان پس گرفته است.
هند میداند که پاکستان متحد تورکهاست و اگر زنگهزور دست تورکها باشد، یعنی انگار دست پاکستان است و راه زمینی هند از چابهار به اروپا یعنی ضربدر صفر میشود و گلوگاهش دست دشمن خواهد افتاد و نمیتواند روی آن حساب بازکرده و سرمایگذاری کند. بدین ترتیب احتمالا از سرمایهگذاری در چابهار هم منصرف خواهد شد.
ایران برای حفظ این متحد پشت پرده و همنژاد پانفارسیزم، دست به این کار زده است و در ضمن سعی دارد با گشودن جبهه جدیدی برای پاکستان، موقعیت آن را در برابر هند تضعیف کند و جنگ میان ایران با همسایگان شمالغربی خودش بیش از همه به نفع هندوستان میتواند باشد، چراکه پاکستان هم ناچار به ورود به این جنگ احتمالی است.
البته به لطف خدا فعلا به خیر گذشته و دیپلماتها جای نظامیان را در مناقشه روی داده گرفته اند و اوضاع روبه بهبود است.
ولی باید اۆچ قارداش حواسشان به اینطرف هم باشد که، اگر این آتش زیر خاکستر دوباره شروع به گُر گرفتن کرد، هند را هم از بازیگران حساب کرده و در برنامه های خود مدنظر قرار دهند.
امید که صلح و دوستی و روابط دوستانه جای مناقشات را بگیرد و شاهد منطقه ای با امنیت و دوستی باشیم که لازمه رشد و پیشرفت توسعه ی تک-تک کشورهای منطقه است.
پ ن: این مقاله در حدود یک سال و نیم پیش منتشر شده بود و بازنشر آن بمناسبت دیدار سه جانبه ایران-ارمنستان و هند، خالی از لطف نیست.
ذکریا حاتمی