بیپناهان
پول دوست داشتنیترین کشف_بشر است و بن_لادن گفته بود که با همه چیز آمریکا دشمنم ولی دلارش را دوست دارم. ولی این روزها، کسی وجود ندارد که در نزدیکان خودش مالباختهای سراغ نداشته باشد. از انواع شرکتهای_هرمی تا شرکتهای بظاهر مشاوره مالی، از بورسی که سران_حکومت تبلیغش میکردند تا ارزهای_دیجیتال، سیاهچالهایی برای پول این مردم شده، هر کدام به قدر وسعشان برای این جماعت دام پهن کردند.
در سریال آوای باران، شکیب موفق شد پول هنگفتی بدست آورد. کیانوش از او خواست تا پول را به بانک بگذارد، اما شکیب گفت که به این جور قرطی بازیهای امروزی اعتماد ندارد و پول را در جایی مخفی کرد. #آنتونی_گیدنز مینویسد که «برخی کشاورزان جنوب ایتالیا به بانکها اعتماد ندارند و ثروت خود را به صورت شمش طلا زیر بالشهای خود نگهداری میکنند و اعتماد_کردن-به_بانکها از نظر تعداد زیادی از مردم_روسیه کاری غیرمعمول است». پس چرا مردم ایران (بجز آقا شکیب) براحتی به بانکها، #بورس و دولت اعتماد کرده، مالباخته میشوند؟
سالها پیش پسوند اسلامی نام بانکها و موسسات از دلایل اعتماد مردم به آنها بود و مردمی که بخاطر شبهه نزول و #حرام_شرعی از بانک گریزان بودند با یک پسوند اسلامی مشکلشان حل میشد. محمد_قائد در مقاله «رویای تعبیر نشده اقتصاد_صلواتی» مینویسد که اسفند ٥٧ شهابالدین مرعشی_نجفی، یکی از پنج مرجع پرمقلـّد آن روزگار، به پیروان بازاریاش گفت: «بانکهای #طاغوت پول من و شما و #گوگوش را مخلوط میکردند» و این وضع معصیتبار باید در اسرع وقت خاتمه یابد. در تصوّر ایشان اسکناسهایی که مشتری به بانک میسپارد، باید مانند بقچه حمام عمومی، به اسم خودش جداگانه نگهداری شود. ولی همین تصور، شبهه مشتریان بانک را از بین برد و صندوقهایی با نام و القاب امامان و با ضمانت نامشان، مشتریان را دوشیدند و طیف زیادی از روحانیون جوان در انواع موسسات مالی فعال شده، مشوق سرمایهگذاری مردم در بورس شدند که در جذب حداکثری مردم نیز بیتاثیر نبودند.
اما علت اصلی اعتماد مردم و دادن پول عزیزتر از جانشان به دست #کلاهبرداران، اینست که برای روز مبادا نیاز به پسانداز دارند، تخصص کافی برای سرمایهگذاری و منبع قابل اعتمادی برای مشاوره ندارند. صغیر و بیپناهند. با وجود بیاعتمادی به دولت، باز به دامنش برمیگردند و این بیپناهی و بیاتکایی در عرصه سیاسی نیز نمود یافته، آنها را گروگان دولت میکند.
ابراهیم رشیدی