آزربایجان باشین ساغاولسون
همانطوری که در اکثر رسانههای خبری جهان منعکس شد، امروز بتاریخ هفتم بهمن ماه 1401 هجری شمسی برابر با بیستوهفتم ژانویه، در حدود ساعت ۰۸:۲۵ دقیقه به وقت محلی، سفارت جمهوری آزربایجان در تهران مورد هجوم تروریستی قرار گرفت و در نتیجهی همین حمله؛ یک نفر از مأموران سفارت شهید و دو نفر دیگر زخمی شدند.
سایت «آخرین خبر» بلافاصله با توضیحی مختصر، فرد عامل حملهی تروریستی را منتسب به اقلیت ائتنیکی ارمنی عنوان کرد.
در ادامه، دیگر خبرگزاریهای داخل ایران، به نقل از رئیس پلیس تهران عنوان نمودند که:« نیروی انتظامی بلافاصله در محل حاضر شده و عامل هجوم تروریستی را در محل دستگیر نموده اند و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.
بازهم رسانههای دولتی ایران، با انتشار مصاحبهای از سردار حسن رحیمی (رئیس پلیس تهران) چنین القا نمودند : در بازجویی از ضارب و عامل حملهی تروریستی، مشخص شده که، انگیزهی جنایت در رابطه با مسألهی ناموسی بوده است!… بدین معنی که؛ گویا همسر متهم در اوایل فرودین ماه سال جاری به تاریخ شمسی، جهت انجام امور اداری وارد ساختمان سفارت جمهوری آزربایجان در تهران شده و دیگر برنگشته است!!! و نامبرده (ضارب تروریست) نیز چندین بار به سفارتخانه مراجعه کرده و جواب قانعکنندهای دریافت نکرده است!!!
جالب اینجاست که پس از گذشت 5 ساعت از حادثه تروریستی، وزارت خارجه ایران اظهار نظر کرد و
کنعانی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اقدام تروریستی در سفارت جمهوری آزربایجان در تهران را محکوم نمود.
بماند که اینبار نیز چهرهی کریهالمنظرمتفقان شیعهی شعوبی فارسی و حزب داشناکسیتیون ارامنه بیش از پیش با توئیت هایی مسموم کننده شان در فضای مجازی نمایان شد.
اینک بدور از حب و بغض و تعصب، بیایید نکات تاریک در اظهارات فوقالذکر از جانب مسئولان مربوطهی رسانهای و امنیتی ایران را در باب این مسئله مورد کنکاش و آنالیز قرار دهیم.
- چرا علیرغم توصیهی مقامات مسئول ایران مبنی بر خویشتنداری و عدم قضاوت عجولانه در مورد دلایل رخدادی حادثه تا زمان اتمام بازجویی، بلافاصله رئیسپلیس خودشان برعکس خبرنگار سایت « آخرین خبر»، از منسوبیت ائتنیکی عامل ترور مبنی بر ارمنیالاصل بودنش هیچگونه حرفی نمی زند و سعی میکند تا مسألهای به این مهمی را در حد «اختلافات شخصی» تنزل دهد؟!.
- چرا ضارب در رابطه با مدعایش، درطول ده ماه، به مراجع نظامی و قضایی مراجعه نکرده است؟! اگر چنین بوده و نتیجه ای نگرفته، چرا از اهرم شبکه های اجتماعی در این راستا و رساندن صدای مظلومیتش به جهانیان بهرهبرداری ننموده است؟!
- علیرغم اینکه برابر تصاویر ویدئویی مربوط به سیستم مداربستهی سفارت که در کوتاه مدت و به درستی جهت تنویر افکار عمومی منتشر شد، مأمور و مسئول ایرانی حفاظت از سفارت آزربایجان در تهران، مستقر در کیوسک نگهبانی واقع در دم درب سفارتخانه، هیچگونه عکسالعملی را نسبت به مهاجم از خود نشان نداد و جالب اینکه؛ با نمایش آهسته (اسلو موشن) فیلم مربوط به دوربین دوم سفارتخانه، از لحظهی خروج مهاجم تروریست از سواری پراید شخصی، قبل از ورود به داخل ساختمان سفارت، با دست چپ خویش، به نگهبان مذکور، علامتِ ویکتوری (پیروزی با ماست) را نشان میدهد و اینکه مهاجم تروریست آشکارا و مسلحانه به داخل ساختمان سفارت یورش برد، مأمور مسئول حتی از پشت سر وی نیز با لاقیدی تمام حرکتی را انجام نداد! جای بحث و دقت نظر جدی و علامت سوال بزرگی را در ذهن هر بینندهی منصف ایجاد میکند.
- با اینکه صحنهی رشادت یکی از کارمندان سفارت آزربایجان بنام ( واصیف تقییئو)در حین شهادت همکارش «ستوان یکم – اورخان عسگروف»، آشکارا مؤید دستگیری و خلع سلاح مهاجم هست، اما رسانه ها و مسئولان امنیتی ایران، با بی شرمی تمام، عنوان میکنند که:« تروریست مهاجم و ضارب توسط عوامل نیروی انتظامی که بلافاصله در محل حادثه حاضرگشتهاند، دستگیر شده است!!!
بماند که از داستان حضور فرزندان مهاجم به همراه وی در لحظهی ابتدایی حادثه، هیچگونه سندی اعم از عکس و فیلم منتشر نشده است.
- جای این سوال باقیست که؛ رهبر سیاسی و دینی ایران علی خامنهای، در کوچکترین مسائل امنیتی بارها به طرز آشکار مداخله و در تریبون عمومی نیز اعلام می نماید؛ آیا عجیب نیست که فردی در روز روشن، با سلاح خودکار جنگی به حساسترین مکان دیپلماتیک (سفارتخانهی آذربایجان) هجوم میبرد و با حمله ای کور قصد از میان برداشتن همهی کارکنان را دارد، و (علیرغم قصد اولیهی خود در سایهی درایت و جوانمردی یک آذربایجانی قهرمان بنام واصیف نقییئو، موفق به اتمام مأموریت خویش نمی شود)؛ بدون هماهنگی با فرمانده کل قوای جمهوری اسلامی ایران و دستور شخصی وی صورت گرفته باشد؟
ضمن عرض تسلیت مجدد به خانوادهی محترم شهید آحاد ملت کبیر آزربایجانیان و جهان تورک و آرزوی شفای عاجل به مجروحان حادثه، اعلام میداریم که، اینگونه شیطنت ها و سفاکی پوزسیون و اپوزسیون ایران، میتواند در تحکیم روابط برادری و اتفاق جنوب و شمال آزربایجان و تشکیل آزربایجان واحد و بزرگ براساس اراضی تاریخی مان مثمر ثمر باشد؛ به شرطی که ما فعالین حرکت ملی آذربایجان بههوش باشیم و از این حادثهی تلخ و غمانگیز درس عبرت گرفته و به نحو احسن بهرهمند شویم.
همچنان که رژیم ارمنیپرست تهران، جهت انحراف افکار عمومی و دولت-ملت آزربایجان در تبریز و باکو، بلافاصله اقلیت ارامنهی ساکن تهران را سازماندهی کرده و در اعتراض به آنچه «انسداد جادهی لاچین» مینامند، در قلب تهران تظاهرات اعتراضی برگزار کرد!؛ ما نیز باید در مقابل زیادهخواهی های سپاه قدس و حزب داشناکستیون ارامنه، تدابیر و اقدامات لازم را انجام دهیم.
حبیب ساسانیان (یاکاموز)