در خصوص ادب بسیار نوشته اند. ولی طبق معمول نظرات متفاوتی در این خصوص وجود دارد. هر کس و قشری بر مبنای حسّیات خود در این خصوص قلم فرسایی نموده است. ولی جایی که موضوع نقد به میان می آید نظرات متضادتری در این خصوص ارائه می گردد. در سیستم آموزشی و دولتی ما وقتی که از تاریخ ادبیات ایران سخن به میان می آید آنها فقط و فقط فارسی را مورد نظر و توجّه و دقّت خود قرار می دهند و زبان و ادب بقیه اقوام و ملیتها و غیره محلی از اعراب پیدا نمی کند. نظرات ما، بدون شکّ، مورد مخالفت نظریه پردازان تمرکزگرای خودشیفته قرار خواهد گرفت.
اصل ادب بر پایه انسان دوستی استوار است. تحصیل ادب بدون انسان دوستی و نوع دوستی بی مفهوم است. هدف از تحصیل درس و علم و سواد، کسب ادب است. منظور از ادب همان کسب فضایل اخلاقی و رفتاری و انسانی است. تحصیل درس وسیله است ولی ادب هدف. ادب داشته باشی یعنی ادب نفس رفتار انسانی است. ادب عبارت است از اخلاق حمیده و صفات پسندیده که جهت اعتلای رفتار انسانی است. کسب ادب همان تهذیب اخلاق و صعود به تکمیل محصنات رفتار است. کسب ادب موجب پاکی وجدان می شود. نوع دوستی همان جواب مثبت به طنین وجدان است با کسب ادب طنین وجدان غلیان می کند و مسیر در راه بهروزی و شادکامی نوع بشر هموار می شود.
ادب نمود فضایل اخلاقی است. خودخواهی و اگوئیسم مخالف ادب است نفی وجود و هویت و موجودیت دیگران متضاد با اصل ادب و نشانه بارز بی ادبی است. ادب کسب رسوم پسندیده انسانی و وجدان است. رسمی که بر خلاف ادب انسانی و پاکی باشد رسمی غلط است. ترقی و تعالی جامعه بشری منوط به نفی رسوم غیرانسان دوستانه است. ادبیات ما فاقد روح تنقید است. تنقید برای منتقدین بسیار گران تمام می شود. چطوری که انتقاد از یک فرد بی ادب و بدرفتار و ناشایست موجب برخورد حتی فیزیکی می شود، نقد روابط اجتماعی مشترک بی ادبانه هم موجب عواقب می گردد. طرف دیگر آن نقد سیاسی است که عواقب حادّتری را به دنبال دارد. اقدامات بی ادبانه اجتماعی، بدون احساس مسئولیت مشترک اجتماعی، همان خودخواهی و اگوئیسم اخلاقی و علیه منافع عمومی و ادبی جامعه است.
جوهره ترقی جامعه، وابسته به سیستمی منظم با احساس مسئولیت مشترک هرمی، با اتکا به سازمان آموزشی بنیادی علمی و عمومی و ادبی است.
منصور جدی