اصل مقصد نه ایمیش؟
منظور اصلی چه بوده است؟
ناسیونالیستهای فارس میگویند:« منظور ما از خلع تاج و تخت احمد شاه این نبود که ما نظام شاهنشاهی را دوست نمیداریم. خیر، بلکه بدین سبب او را از سلطنت خلع کردیم که قاجارها ترکتبار بودند!»
این جملات مربوط به خبری است از روزنامهی ملانصرالدین به تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۰۵ با عنوان «اصل مقصد نه ایمیش؟» که در پایین ترجمه فارسی آن داده شده است:
منظور اصلی چه بوده است؟
این روزها در یکی از مساجد تجمع عظیمی بود. مجتمعين همگی ایرانیان مقیم باکو بودند. من نیز به طریقی خود را به داخل مسجد انداختم. کاشف به عمل آمد که علت اجتماع مردم، محمدحسن زنوزی از آزادیخواهان تبریز است که از طریق گیلان خود را به باکو رسانده است.
رأس ساعت ۱۲ «محمدحسن زنوزی» بالای منبر رفت و از جیب بغل خود نسخهای از یک روزنامه را بیرون آورد و به مردم سلام داد و شروع به سخنرانی کرد:
– من در این لحظه احساس خوشبختی میکنم که پس از تحمل رعب و وحشت بسیار، این فرصت را یافتم که در اینجا با برادران هموطن خود دیدار کنم و درد خود را با آنان بازگو کنم. عرض کنم زخم معنوی که قلب و روح مرا جریحهدار کرده است، هر اندازه هم مهلک بوده باشد، در این مجلس جميع آلام من شفایاب خواهد شد.
– سخن از مصیبتهایی است که از زمان خلق عالم تا به امروز بر سر ایرانیان آمده و امروزه در حالی که ملل همسایهی اطراف ما در هوای آزادی نفس میکشند ما ایرانیان تیرهبخت نیز که به قریبالوقوع بودن این آزادی امید بسته بودیم که یک نفر مازندرانی که خود را «شاه» اعلام کرد و باز سنگ بزرگی بر سر مردم ما افکند، تا دست به دست هم ندهیم و این سنگ گران را از روی خود بر نداشته و به گوشهای پرت نکنیم، زیر این سنگ آه و ناله خواهیم کرد.
محمدحسن زنوزی پس از این سخنان روزنامهای را که در دستش بود باز کرد و گفت: «برادران حرفهایی که زدم کهنه بود، مطلب تازه اینجاست که هم اکنون ملیگرایان فارس حرف اول را میزنند. ناسیونالیستهای فارس میگویند منظور ما از خلع تاج و تخت احمد شاه این نبود که ما نظام شاهنشاهی را دوست نمیداریم. خیر، بلکه بدین سبب او را از سلطنت خلع کردیم که قاجارها ترکتبار بودند!»
برای اثبات سخنانم وثیقهای برایتان آوردهام. این روزنامهی «سلامت» است که در گیلان با پول طرفداران رضاشاه انتشار مییابد. ببینید این روزنامه در شمارهی سوم خود چه مینویسد:«مقصد از خلع احمد شاه، نه اینکه تبدیل اصول نظام به جمهوریت بود، نه، نه، نعوذبالله – بلکه تعویض طایفه قلدرآسای قاجاریان ترکی به سلالهی طاهرهی نجیب پهلوی فارسی بود.» این حرف ناسیونالیستهای فارس است!
برادران من نیز شما را بدینجا دعوت کرده، به همگی اعلام میکنم که ما به آن ناسیونالیستهای فارس باید چنین پاسخی بدهیم که: برای ما آذربایجانیهای ایران فارسها برادرند، ارمنی، روس گرجی، یهودی و… همه برادر و دوستند. اما یک نفر ترک همین که پادشاه شد، برای ما آشغال است. یک نفر روس، ارمنی، یهودی و گرجی نیز همین که پادشاه شد، برای ما باز آشغال است.
همچنین یک فارس نیز با ما برادر است. اما به محض اینکه بر تخت نشست و پادشاه شد، باز از نظر ما ترکان ایران آشغال است.
در اینجا ناطق سخنرانی خود را به پایان رساند و در حالیکه مجتمعین برای او کف می زدند (از منبر) پایین آمد. مردم پراکنده شدند. من نیز برخاسته به راه افتادم.
بابک میرزای قاجار