در فرهنگ لباس ترکی، چوخه به معناي بالاپوش نمدين چوپانها آمده که از پشم گوسفند درست میکردند و يا پالتويی از پشم يا کرک بود که ريش سفيدها و کشاورزان ترک روی دوش میانداختند. در گذشته چوخا در ميان ترکان يکي از بهترين لباسهای مردانه بود؛ به طوری که در دولتهای ترکی قديم مقامی به اسم «چوخادار» وجود داشت و به خادمی که چوخا می پوشيد و يا در پشت پرده ای از چوخا منتظر خدمت بود اطلاق مي شد. در دولت قاجاری نيز پوششی رسمی براي خاندان سلطنتی به نام چوخا وجود داشت. اين لباس تقريباً نوعی پوشش مردانه مجلسي است که اکنون بيشتر در مراسم رسمي به تن میکنند. اين واژه هم به پارچه اي بافته شده از پشم گوسفند اطلاق میشود و هم به نوعي لباس بي آستين و پالتويي گرم براي چوپانان که از آن پارچه دوخته شده بود . اما اکنون فقط هنگام مسابقات ورزش کشتي با چوخه ( که در عرف منطقه به آن کُشتی مي گويند) کشتی گيران آن را به تن مي کنند.بنا بر اظهار محمد حسين خلف تبريزي در حاشيه برهان معادل کلمه چوخه در ترکي چوغا ( به معناي جامه پشمين) بوده است و جواد هيئت در کتاب مقايسه اللغتين مي نويسد چوخه جامه پشمي خشني است که چوپانان و برزگران به تن کنند. او اين واژه را جزء لغات ترکي مي داند که معادل آن در فارسي به شکل لغت ساده و مستقل وجود ندارد. در فرهنگ البسه مسلمانان نيز آمده است: « کلمه چوخ که چوخه از آن مشتق شده همان کلمه ترکي چوقه , به معناي پارچه ابريشمي است».
در توضیحات بیشتر اینگونه بیان میشود
کلماتی در فارسی که با پسوند ((مَه/مِه)) ختم میشوند تورکی هستند.
مثال: دکمه، قیمه، سرمه، چکمه، دلمه، چاتمه، قاتمه، چنباتمه و…. [با استثناء کلمات عربی دخیل در فارسی]
این پسوند از پسوند های نهی در زبان ترکی نیز می باشد و اغلب این پسوند برای منفی سازی فعل نیز بکار میرود. پسوند ((مه_mə)) به ریشه فعل هایی که صداهای ظریف دارند متصل میشوند. مانند:گئدمه[نرو]، گلمه[نیا]. کوسمه، سیلمه، بولمه.
«کشتی چوخا-چوخه» ورزش ملی-آئینی امروزه هر ساله مورخ ١٢فروردین در قراوول چینگه شیروان (شیرکوه) و دیگری مورخ ١۴فروردین در گود زینل خان اسفراین برگزار میشود.
دمیر گوجو (محمد دوین)