اولین نشانه های تمدّن بشری/2

اولین نشانه های تمدّن بشری/2 بررسی تاریخی

از اوایل قرن سوم هجری قمری و مدتها قبل از آن نهضتی شعوبی شروع شده بود که از زمان سامانیان و در دربار آنان این روند سرعت پیدا کرد. سامانیان به قریه سامان واقع در حوالی سمرقند منسوب و به قولی زرتشتی و به قولی دیگر در اصل از ترکان شامان که سپس بودائی شده بودند و از امرای محلی و موسوم به سامان خدا یعنی بزرگ و صاحب سامان بودند.

سامانیان ملّاک و فئودال از سال 204 الی 390 هجری قمری کم و بیش در ماوراءالنهر (آسیای میانه = ترکستان) و بعد در خراسان نفوذ داشتند، نفوذ اصلی آنها از زمان امیر اسماعیل الی نوح بن نصر (یعنی از سال 279 الی343هـ.ق) بود. برای خروج از سلطه اعراب حاکم بر سرزمین تحت اختیار خود، تصمیم به براندازی زبان آنها از دیوان گرفته و جایگزین کردن زبانی دیگر به جای آن را پیشه خود قرار دادند. به همان خاطر با حمایت و دستور سلاطین سامانی، علمای شعوبی(که سوابق کار و فعالیت در این خصوص را از مدتها قبل داشته¬ و اندوخته و تجربه کرده بودند) در دربار آنها گردهم آمدند تا در این خصوص تشریک مساعی کنند، در نتیجه زبانی که ظاهراً عربی نباشد و زبان قوم بخصوص دیگری هم نباشد تا اقوام دیگر بدان حسّاسیت نشان ندهند را انتخاب و در واقع ابداع نمودند و آن را زبان “دری” نام نهادند.

اشخاصی که این زبان را ابداع و سپس بدان مسلط شدند ابتدا تعدادشان بسیار کم بود ولی در سایه حمایت بی دریغ شعوبیان و سامانیان از آن و سپس سلاطین سلسله های دیگر، زبان دری شروع به توسعه تدریجی از شرق به غرب نمود. علّت دری نامیدن این زبان جدید، انتساب آن به دربار بوده است تا ابهـّت و اهمیت فوق العاده¬ای برای آن بخاطر درباری و اشرافی و اُمرایی بودن آن فراهم کنند. در حالیکه زبان اقوام دیگر را زبان رعایا و عوام الناس می نامیدند. البته ابتدا کسی از آن زبان سردرنمی آورده است. اصطلاح نه چندان خوش آیند دری¬وری هنوز هم بین فارسی زبانان و بخصوص مردم تهران بطور روزمره بکار برده می شود. اما بسیاری از افرادی که آنرا استعمال می نمایند از وجه تسمیه و گذشته تاریخی ـ ادبی آن مطلع نیستند. سلاطین سامانی و سلسله های ترک بعد از آن مثل غزنویان و سلجوقیان و خوارزمشاهیان آنچنان بر نگارش این زبان در شعر و دیوان اصرار می¬ورزیدند که اگر کسی به زبانی غیر از دری عریضه ای برای آنها می نوشت بطور عمده قبول نمی کردند. بنابراین در دروازه های قصرها و درب دیوانِ امرا و سلاطین، میرزاهایی می نشستند که عرایض مردم را به حضور آنها به زبان دری می نوشتند. با گذشت زمان و بنا بر احتیاج، تعداد این میرزایان روز بروز بیشتر شد و توسعه پیدا کرد و این توسعه از شرق به طرف غرب بود. هم هنوز هم عده ای از این میرزایان جلو ساختمان های دادگستری ها امرار معاش می کنند.
اما محققاً باید گفت که اصل و بنیان زبان دری که اساس این زبان درباری و دیوانی گردید از تُخارستان افغانستان فعلی بود. ولی این موضوع زبان تُخاری یک طرف قضیه بود. قضایا و اطراف و اکناف و دهها زاویه و حاشیه آن، زبان¬های متفاوت و استخراجات اسپرانتو وار و زبان زرگری مکمل و اضافات و کلمات سازی های بعدی توسط کاتبان و دبیران و منشیان و میرزاهای شعوبی و درباری و اشرافی بوده و هست.

همانطوریکه قبلاً هم اشاره نمودیم در زبان دری سابق و فارسیِ دریِ بعدی و فارسیِ فعلی(یعنی به تدریج از قرن هفتم هجری به بعد، کلمه فارسی را با انتصاب به استان فارس و محل ظهور حافظ و سعدی به جای “دری” بکار برده¬اند)، معادلی برای ابزار و آلات وسایل اولیه زندگی که نشانه های تمدّن اولیه بشری و موجودیت و هویت هر طایفه و قومی است وجود نداشته و ندارد مانند آن کلماتی که مثال آوردیم و دهها و حتی صدها مورد دیگر. در بدو ابداع زبان درباری و دیوانی دری، معادلی برای این کلمات نیافتند و نیز آن کلمات کثرت استعمال فراوان داشتند و نمی توانستند آنها را از زبان توده مردم حذف کنند، در نتیجه آنها را همانطوری که در زبان ترکی استفاده می کردند(البته با مختصری تغییر لحن دری گونه) مورد بهره برداری قرار دادند.(هدف از انتخاب کلماتی که به طور عمده داری حرف قاف می باشند این است که در زبان فارسی قاف وجود ندارد و کلماتی که داری قاف می باشند فارسی نیستند و بحث و اختلافی در این خصوص بین علمای زبان شناس وجود ندارد) در مقابل کلماتی بودند که از عربی اخذ نموده و بکار بردند. مثلاً اگر قاشق را از زبان ترکی گرفتند، ملاغه را هم از عربی اخذ نمودند. و یا اگر قالی و قالیچه را از ترکی گرفتند فرش و مفرش را از زبان عربی برداشتند. اگر تشک را از زبان ترکی مورد استفاده قرار دادند لحاف را از زبان عربی بکار بردند.

اولین نشانه های تمدّن بشری/2
منصور جدی

مطالب مشابه