زمانی که کسی میفهمد یک نوع سیستم حکومتی در کشورش حاکم است و آن را توتالیتاریسم مینامد خیلیها اصلا خبر نداشتند شبها میتوان با لامپ خانه را روشن کرد رضابراهنی از همان نسل میباشد نسلی که در 10 میلیون آدم یکی رضابراهنی میشد به قلم کشیدن ماهیت یک سیستم حکومتی نوشتن از عمیق ترین دردهای جامعه و اعتراض به تبعیض بی عدالتی و ستم ها در اوج خفقان سیاه تاریخ در چنین شرایط و موقعیت وقتی کسی به این درک و فهم میرسد و با نظر به پیرامون خود مارکسیسم و ایده چپ را میبیند که در هر کوی برزن جهان به نهضت دادخواهی و مبارزه علیه خونخواران و استعمارگران تبدیل شده جوانی پرشور نابغه و آگاه پارتیزانها چریکها و جنبش های مقاومت را مشاهده میکند، که با جسارت و رشادت تمام علیه فاشیستها و شوونیستهای سرتاسر جهان قیام کرده اند و این را اضافه بکنیم بر زخم های براهنی،او زخم خورده بود زخم فاشیسم را در کلاس ابتدایی در کودکی خود با تمام وجود خورده بود زبانش را قورت میدهد کتابش را آتش میزنند مردمش را قتل عام میکنند و رهبرش را ترور براهنی میشود و کوه درد زخم و نفرت که فاشیسم برایش به ارمغان آورده در ذهن خود میپرسد اگر چپگرایی مبارزه خونین و آتشین با فاشیسم انجام میدهد پس من هم چپِ چپ و مارکسیسم خالص میشوم تا به تیر و مشتی علیه فاشیسم تبدیل شوم.
تصور بکنیم اسلحه را یا موشک و بمب را چه کسی در جهان میگوید که اسلحه یا موشک خوب است البته که اینها خوب نیستند ولی بعضی وقتها به مقدس ترین اشیاء جهان تبدیل میشوند زمانیکه
از خاک وطن و آزادی دفاع میکنی. اگر دکتربراهنی از تفکرات و ایده های کمونیستی و چپ برای ابراز نفرتش علیه فاشیسم پارسی_پهلوی استفاده کرده است من به آن تفکر تعظیم میکنم وقتی هیچ راه و وسیله ای وجود ندارد و برای ابراز عقاید دادخواهی و مبارزه علیه فاشیسم یک ایده ای بنام چپگرایی در جریان است باید همچون آخرین تیربار جبهه به آن چسبید و دشمن را دیوانه وار به گلوله بست؛ «هرکس از نازیسم متنفر باشد مهم نیست چه کسیست او برادر من است» این یکی از جملات مشهوریست که در دوران جنگ جهانی دوم بر سر زبانها افتاده بود یهودیها این را میگفتند و بعد همه اروپا این جمله را تکرار میکردند. الان هم جا دارد ما بگوییم: هرکس از فاشیسم پهلوی و شوونیزم پارسی متنفر است برادر ماست هرکه میخواهد باشد.اگر دقت بکنیم همه سلطنت طلبان همه ملی گرایان پارسی دکتر براهنی را به باد فوحش و ناسزا میگیرند به شدیدترین شکل ممکن بو او حمله میکنند. چون براهنی برای آنها بسیار خطرناک بود او هم شاهد شقاوت جنایت و خونخواری فاشیسم پهلوی بود هم مثل یک پارتیزان در مقابل این فاشیسم عمل میکرد. میدانیم که یک شاهد عینی در قید حیات بسیار بسیار ارزشمندتر از کتابها و حتی اسناد میباشد آتشی که این پارتیزان با قلم و کلام خود بر وجود فاشیسم پارسی_پهلوی انداخت تا همیشه آنها را خواهد سوزاند او یکی از شاهدین زنده هولوکاست بود هولوکاستی که موازی با اروپا در خاورمیانه هم در آخرین لحظات پایان جنگ جهانی رخ داد هیتلر یهودیان را قتل عام کرد محمدرضاپهلوی تورکهای آزربایجان را هیتلر اسنادتاریخی و کتابها را در مناطق یهودی نشین از بین برد. محمدرضاپهلوی در تبریز، اردبیل، میانا و زنجان این کار را انجام داد فاشیسم پهلوی سر برید اعدام کرد آدمها را سوزانید پوست انسانها را کند بچه ها را قربانی کرد آزادیخواهان را زیر تانکها و ماشینهای زرهی له کرد.
همان کاری که هیتلر در اروپا انجام داده بود و رضابراهنی شاهد این هولوکاست بود اگر ژرمنیسم های افراطی میخواستند از هیتلر یک الهه و قهرمان بسازند و در این سو که پانفارسیسم های افراطی میخواستند از پهلوی چنین تصویری بسازند براهنی تصویر را پاره کرد و پشت پرده را به رو کشید او اگر چپگرا بود اگر آثارش را به غیر از زبان مادریش نوشت ولی اصالت هویت و حقیقت را نباخت به حکومت ملی و رهبر آن پیشه وری همیشه وفادار بود از کلاس ابتدایی از بچگی تا مرگ یک پارتیزان ضدفاشیسم و مبارزی شریف علیه سلطنت شیطانی پارسی پهلوی بود این برای احترام گذاشتن و به نیکی یادکردن از رضابراهنی کافیست.
رحمان اوکتای