بمناسبت گرامیداشت یاد شهدای ۱۳۲۰ آذربایجان
برای روسیه طوری دست تکان دهید که دستتان بر زخم های این زخم خوردگان فرو نرود.
عده ای در ایران مدام به آذربایجانیها خرده می گیرند که باعث شدند بخشی از ایران به روسیه واگذار گردد! اما اینها یقینا یا تاریخ را به دلخواه تعبیر کرده اند و یا دچار شوونیسم و راسیسم شده اند و با صرف نظر از حقایق، سعی در خالی کردن عقده های متضاد خود که حاصلی از ترفندهای سیاسیون برای گسستگی ناسیونالیسم عقلایی و وحدت اقوام در طول تاریخ است، می نمایند.
حقیقت این است که جنگ ایران و روس در واقع جنگ آذربایجان و روس بوده است چرا که این فقط آذربایجانیها بودند که در صفوف جنگ مقابل ارتش قدرتمند روسیه با شجاعت ایستادند. اما از دیگر مناطق ایران که دلاوران و قهرمانان زیادی هم در اقوام مختلف حضور داشته و در ایلات خود رشادتها خلق کرده اند،احدی حضور نداشته و قهرمانان آذربایجان را در مقابل یک ارتش قدرتمند و بی رحم تنها گذاشتند. ولی امروز نوادگان آنها بدون آنکه اشاره ای به واقعیتها بنمایند و یا اسمی از رشادت ها و شهادتهای اجداد خود در این جنگها بیابند،به تأسی از وارونه خوانی تاریخ یا احساسات قوم گرایی و یا تاثیر پذیری از اختلاف افکنی سیاسیون در بین اقوام اظهار نظر می کنند و حتی شاید به این موضوع فکر هم نمی کنند که اگر مقاومت و قهرمانی آذربایجانیها در مقابل ارتش و تجاوزات روس نبود نهایتا بعد از فروپاشی شوروی، کشوری بنام ایران مستقل می توانست وجود داشته باشد.
گواهان زیادی در اثبات این حقیقت وجود دارد.
حسینعلی صد آفرین در پاسگاه نمین یکتنه در برابر ارتش روس ایستاد و بعد از تسخیر پاسگاه، روسها متوجه شدند که فقط یک نفر آنهمه تلفات زده و برای همین فرمانده روس صدآفرین را هزار آفرین لقب داد.
سه سردار جلفا دو روز در پل ارس مقابل ارتش روس ایستاده و زمان برای پناه گرفتن مردم عادی می خرند اما وقتی بعد از شهادت اینها و تسخیر پل، فرمانده روس متوجه می شود فقط سه سرباز، ارتش قدرتمند او را دو روز زمینگیر کرده اند، ستاره ی درجه ی خود را بر سینه قهرمانان آذربایجان چسبانده و دستور می دهد با تشریفات نظامی و در کمال احترام آنها را به خاک بسپارند.
قبرستان شهدای هزار و سیصد و بیست بیله سوار و اسرا و شهدای عشایر دشت مغان که فقط از یک طایفه از سی و دو طایفه شاهسون مغان چهل نفر بدست روسهای جنایتکار شهید و اسیر شده اند.
جوادخان زیاد اوغلو بهمراه پسران خود در گنجه مقابل تجاوز روسها جنگیده و مردم گنجه توسط جانیان ارتش روس که ژنرال سیسیانوف مخوف و وحشی فرماندهی اش را بر عهده داشت،قتل عام می شوند.
جنایتها و اعدامهای روسها در تبریز و آذربایجان آنقدر زیاد و دردناک هستند که موارد ذکر شده فقط بخش کوچکی از خاطرات و زخمهای ما از این متجاوزان است که تا بحال نیز هیچ اقدامی از طرف روسها برای جبران آن وحشی گریها و احترام به روح قربانیان و اجداد خود ندیده ایم و روسیه ی امروز برای ما هنوز هم همان روسیه ی ۱۷۴۸ می باشد.
پس لطفا برای روسیه طوری دست تکان دهید که دستتان در زخم های این زخم خوردگان فرو نرود.