به بهانه بیسیم بازی فرمانده سپاه پارساآباد

چرا دستگاههای امنیتی به بازداشت فعالان سیاسی ساختارگرا در آذربایجان دست زده اند؟

به بهانه بیسیم بازی فرمانده سپاه پارساآباد

 

در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ سازمان اطلاعات سپاه بخاطر اینکه مطمن بشود قالیباف پیروز انتخابات خواهد بود و یا اگر به دور دوم کشیده بشود رقابت بین جلیلی و قالیباف باشد، برای هر استانی یکی از معاونت‌های سازمان را بعنوان «معین» یا نماینده تام الاختیار انتخاب و بازرسینی را اعزام کرده بود.

معاونت معین استان اردبیل، معاونت «ضدجاسوسی» سازمان اطلاعات بود.

در آن زمان من فرمانده پایگاه ضد اطلاعات سپاه در  مسئله جمهوری آذربایجان بودم که ستاد آن در اردبیل مستقر بود و ماموریت اشرافیت اطلاعاتی روی «وزارت اطلاعات جمهوری آذربایجان» (M.T.N سابق و D.T.X فعلی) و دو سفارتخانه  اسراییل و آمریکا در آذربایجان را بر عهده داشت. (این پایگاه هنوز هم فعال است)

طبیعتا وقتی بازرسین از تهران به استان آمدند، من نیز بعنوان نیروی معاونت مرکز  ۱۵۰۰, ماموریت همراهی با آنها در بازرسی را یافتم و به همراه بازرسین تقریبا به تمامی شهرستانها مراجعه و حُسن انجام کار مورد بررسی قرار می گرفت.

در آن مقطع سرهنگ «شکور عبدی» (جانشین فعلی سپاه استان اردبیل)، فرمانده سپاه پارسا آباد بود.

وی طی گزارش شفاهی خود مدعی شد که، در پارسا آباد شصت هزار بسیجی، تحت امر سپاه هستند و نظر سپاه در رأی دادن به هر کاندیدایی که باشد امتناع نخواهد کرد و مطمن باشید قالیباف برنده انتخابات از این شهرستان خواهد بود!

سر تیم بازرسی که متعجب شده بود رو به من کرد و پرسید: جمعیت شهرستان پارسا آباد چقدر است؟!

گفتم حدود ۱۲۰ هزار نفر.

او که متعجب‌تر شده بود از فرمانده سپاه سوال کرد که، یعنی پنجاه درصد کل جمعیت پارس آباد بسیجی هستند؟!

و جناب عبدی با اعتماد به نفس کامل از گفته خود دفاع کرد و کلی شاهد و مثال آورد که اینجا مردم متدینی دارد و همه به سپاه اعتماد دارند و اگر عضو بسیج هم نباشند از حرف سپاه عدول نمی کنند و هر کسی که مد نظر سپاه باشد رأی خواهد آورد.

موقع بازگشتن که هنوز تیم بازرسی در تعجب بودند از من راجع به وضعیت و تعداد بسیجیان سوال کردند.

من به ذکر خاطره ای پرداختم که؛ در سالهای نه‌چندان دور که سپاه قصد داشت حتما آمار بسیجیان کشور را به بیست میلیون برساند و گفته خمینی در خصوص «ارتش بیست میلیونی» تحقق یابد، برای هر ناحیه و حوزه بسیج، سهمیه ای تعیین کرده بودند که حتما باید این تعداد بسیجی جذب کنید.

طبیعی است که تقریبا هیچ حوزه و ناحیه ای به سطح مورد انتظار نرسید و کلی تقلب به اشکال مختلف در آماردهی صورت گرفت. اما یک نمونه جالب آن در یکی از حوزه های بسیج در شهرستان پارس آباد بود.

مسئولین حوزه که نتوانسته بودند مردم را ترغیب به عضویت در بسیج نمایند، ترفندی بکار برده و فرمهای ثبت نام را با مشخصات روی قبرهای متوفیان پرکرده و به استان و از آنجا به تهران ارسال کرده بودند. و جالب اینکه این آمار بسیج چهار سال لو نرفته بود!!!

لذا گفتم  همه می دانند که، آمار بسیجیان چقدر اغراق آمیز است؛ اما چون مسئولین را دلخوش می کند، کسی اعتراضی هم ندارد.

نکته جالب تر این بود که در روز انتخابات که سپاه تلاش داشت سریعتر از هر رده دیگری به آمار صندوقها دست پیدا بکند، اولین صندوق شمارش شده از یکی از روستاهای مغان اعلام شد که بیش از دو سوم آرا مربوط به روحانی بود. با همان نتیجه یک صندوق مطمن شدیم که روحانی رأی را برده است و تمام تلاش سپاه در ترغیب رأی‌دهندگان به نفع کاندیدای مورد نظرشان، مورد اعتنای حتی بسیجیان اش نیز قرار نگرفته است.

نتیجه اینکه: بسیاری از مدیران و از جمله فرماندهان سپاه، فاصله بسیار زیادی با بطن مردم و جامعه دارند، اما آنها می دانند چه بگویند که آقااا خوشش بیاید…

نویسنده: علی رضایی

مطالب مشابه