آنچه در دنیای واقعی قرار است اتفاق بیفتد: “ناوگان آمریکا لیموزین سلطنت نیست”
آذانگلیش نیوز_ این توییت که توسط مصعب حسن یوسف (معروف به «شاهزاده سبز») منتشر شده، فراتر از یک نظر شخصی، حامل پیامهای راهبردی و تندی است که در فضای سیاسی امروز اهمیت ویژهای دارد.
حکایت بازگشت پهلوی به قدرت در ایران، جوکی بیش نیست.
مصعب حسن یوسف، فرزند یکی از بنیانگذاران حماس است که سالها بهعنوان منبع اطلاعاتی برای سازمان شینبت (Shin Bet) اسرائیل فعالیت کرده است. نزدیکی او به محافل امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا باعث میشود که سخنان او، بهویژه زمانی که با چنین لحن قاطعی بیان میشوند، نوعی «صدای غیررسمی» از مواضع دیپلماتیک تلقی شود.
این متن بهطور ضمنی نشان میدهد که در سطوح بالای تصمیمگیری در واشینگتن و تلآویو، لزوماً تمایلی برای بازگرداندن نظام پادشاهی وجود ندارد. نویسنده با صراحت میگوید که داراییهای نظامی آمریکا (ناوشکنها و سربازان) قرار نیست در خدمت «فانتزیهای سلطنتی» یا به مثابه «لیموزین تشریفاتی سلطنت طلبی که در امنیت لم داده» برای بازگشت کسی به قدرت باشند. این نگاه نشاندهنده آن است که آنها به دنبال ثبات استراتژیک و تغییرات ارگانیک هستند، نه جایگزین کردن یک نظام خودکامه با نظامی دیگر که صرفاً لباسهای شیکتری دارد.
بخش کلیدی این نوشته، حمله صریح به کسانی است که از دور «فریاد بمباران» سر میدهند. یوسف به نمایندگی از یک تعقل امنیتی هشدار میدهد که:
هزینه انسانی: آنها از «فرصتطلبانی» که خون جوانان تهران را به عنوان «پسزمینه تور بازگشت به قدرت» خود میبینند، منزجر هستند.
او کسانی را که بدون در نظر گرفتن احتمال جنگ داخلی و ویرانی زیرساختها، خواستار مداخله نظامی فوری هستند، افرادی «بیملاحظه» مینامد.
در واقع، پیام اصلی این است که نه اسرائیل و نه آمریکا علاقهای ندارند که گوشت دم توپِ جاهطلبیِ افرادی شوند که خود در امنیت کامل هستند اما دیگران را به سوی کشتارگاه تشویق کردند. آنها ترجیح میدهند با واقعیتهای روی زمین در داخل ایران روبرو شوند، نه با رویاهای افرادی که دههها از فضای واقعی کشور دور بودهاند.
ترجمه قسمتی از نوشته:
ناوشکن آمریکا، لیموزینِ تشریفاتی شما نیست. آنجا مستقر شده تا سلاحهای هستهای را مهار کند، جلوی قتلعام را بگیرد و مانع از آن شود که ملاها خیابانها را به کشتارگاه تبدیل کنند. ما پیش از این هم با ایستادگی قاطع، مانع اصابت گلولهها شدیم تا از معترضان در برابر سربهای مستبد محافظت کنیم.
ما خواهان تغییر رژیم هستیم، اما بهصورت خودجوش و از درون؛ نه به این دلیل که فلان سلطنتطلبِ «نیو ایج» بگوید «حالا وقتش است». سلطنت میخواهید؟ برگردید ایران. در اوین شکنجه شوید. در میدان شهر بمیرید. مثل بقیه بهایش را بپردازید و آن را به دست آورید. آن وقت شاید، فقط شاید، حق رأی داشته باشید، نه تاج و تخت.
این معترضان برای تخت و تاج شما نمیجنگند. آنها برای حق رأی، برای حق انتخاب و برای زندگی بدون زنجیر میجنگند. شما برای کانون توجه (شهرت) میجنگید. تفاوت در چیست؟ یکی آزادی است و دیگری توهم.
نکته اصلی اینجاست: شما آدمهای بیملاحظه و بیگداری هستید. فریاد میزنید «همین حالا بمباران کنید» بدون اینکه تابوتها را بشمارید. ما فریاد میزنیم «صبر کنید» چون دیدهایم جنگهای بیپایان چه بر سر جنازهها، پناهندگان و کودکان مسموم میآورد. این خیانت نیست؛ این هوشمندی است.
پس نه، ما آینده منطقه، جان سربازانمان و روحِ ۹۰ میلیون ایرانی را قمار نخواهیم کرد، فقط برای اینکه شما بتوانید جلوی یک شاهزاده درمانده که در گذشته زندگی میکند، تعظیم کنید. این کاری نیست که آمریکا انجام میدهد. ما کار مستبدان را تمام میکنیم؛ اما مستبدان جدیدی با لباسهای شیکتر جایگزین نمیکنیم.
اگر میخواهید التماس کنید، بکنید؛ اما محترمانه. بدون طلبکاری. بدون حمله به رئیسجمهور. احتیاط ما را «خیانت» ننامید. رویاهای واهی شما مالیاتهای ما را پرداخت نمیکند..